زیر چراغ قرمز زنان و دختران آسیب دیده، طرد شده و فقر آنها را وادار میکند به کاری که رغبت نمیکنند ولی به اجبار تن را میفروشند زنانی که از بی پناهی تن به این کار میدهند عاقبت خوشی ندارند. وقتی یک زن تنها و بی پشتیبان است میترسد درست است خداوند پشتیبان همه است ولی وحشت بی خانمانی بی کسی زنان جایی برای امید و اطمینان به خدا نمیگذارد. عاقبت این کار هم مشخص است بعد از مدتی زنان جوانتر و زیبا تر جایگزین میشوند وزنان قبل رها میشوند. سردستهها یا رئیسها از زنان سوءاستفاده میکند و پول زیادی به جیب میزنند فقط جای خواب یا پول کمی برای لباس وبزک به آنها میدهند و نهایت هیچی ندارند و برمیگردند سرجا اول با این تفاوت که دیگر جوانی و زیبایی و توان گذشته را ندارند. از خدا میخواهم پناه همه ما باشد قبل از اینکه کاری ناخواسته و بدون رضای قلبی بخاطر پول و پناهگاهی به ظاهر امن مجبور به انجام آن بشویم.
کتاب خوبیه و با دقت به جزییات پرداخته شده و اوج هنر نویسنده رو به تصویر میکشه... متاسفانه دورههای تاریخ همیشه شاهد این نوع ظلمها در حق زنان بوده و هست... گویندگی خانم نجف زاده بی نظیر بود... مرحبا
داستانی کوتاه و غم انگیز درباره ی رنج گروهی از زنان طرد شده ی اجتماع. اگر میخواید کتاب جالبی درباره ی زنان بدکاره بخونید کتاب ساکن محله ی غم از اعتمادی رو پیشنهاد میکنم.