زیر چراغ قرمز زنان و دختران آسیب دیده، طرد شده و فقر آنها را وادار میکند به کاری که رغبت نمیکنند ولی به اجبار تن را میفروشند زنانی که از بی پناهی تن به این کار میدهند عاقبت خوشی ندارند. وقتی یک زن تنها و بی پشتیبان است میترسد درست است خداوند پشتیبان همه است ولی وحشت بی خانمانی بی کسی زنان جایی برای امید و اطمینان به خدا نمیگذارد. عاقبت این کار هم مشخص است بعد از مدتی زنان جوانتر و زیبا تر جایگزین میشوند وزنان قبل رها میشوند. سردستهها یا رئیسها از زنان سوءاستفاده میکند و پول زیادی به جیب میزنند فقط جای خواب یا پول کمی برای لباس وبزک به آنها میدهند و نهایت هیچی ندارند و برمیگردند سرجا اول با این تفاوت که دیگر جوانی و زیبایی و توان گذشته را ندارند. از خدا میخواهم پناه همه ما باشد قبل از اینکه کاری ناخواسته و بدون رضای قلبی بخاطر پول و پناهگاهی به ظاهر امن مجبور به انجام آن بشویم.
خیلی داستان غم انگیزیه، بنظرم هر جامعه ای باید به سطحی از رونق اقتصادی و تقسیم منصفانه ثروت ملی برسد که هم فقر معنوی و هم فقر مالی را ریشه کن کرده و به اعضای جامعه به نسبت توان و استعداد و شایستگی آن ها کار و درآمدی در اختیارشان قرار دهد که هیچ انسانی با نگاه ابزاری، دیده نشود. بخصوص در تمدن بزرگی به اسم ایران که سرچشمه هرگونه منابع طبیعی و مالی و معنوی در دنیاست. این داستان در واقع ناهنجاری ایجاده شده از فقر و نبود از خودگذشتگی و نیک اندیشی افراد جامعه برای کمکرسانی و درک شرایط قشر آسیب پذیر هست که واقعا قابل حل بوده و میتوان آنرا براحتی با ایجاد مشاغل و درآمدهای بهتر، در مسیر بهبود جامعه تغییر داد. با سپاس از کتابراه و تهیه کنندگان فایل صوتی🙏
کتاب خوبیه و با دقت به جزییات پرداخته شده و اوج هنر نویسنده رو به تصویر میکشه... متاسفانه دورههای تاریخ همیشه شاهد این نوع ظلمها در حق زنان بوده و هست... گویندگی خانم نجف زاده بی نظیر بود... مرحبا
داستانی کوتاه و غم انگیز درباره ی رنج گروهی از زنان طرد شده ی اجتماع. اگر میخواید کتاب جالبی درباره ی زنان بدکاره بخونید کتاب ساکن محله ی غم از اعتمادی رو پیشنهاد میکنم.