درود. کتاب خانم ژ و پسری که نادیدنی ها را می دید نوشته ی کریستین بوبن است. کتب این نویسنده معمولا سادگی دلنشینی همراه با عمقی خاص دارد، یعنی فقط نباید به صورت سطحی به نوشته ها و آثار نگاه کرد. همچنین معمولا چیزهای ساده و روزمره را پر رنگ و زیبا نمایان می کند (جا به جایی تابلو ها، ساعتی که برداشت، گل ها، گاو ها و...). یکی دیگر از ویژگی های نوشته های این نویسنده نگاهی عارفانه به روح و جهان پس از مرگ است. دیدگاه این نویسنده به عشق، شناخت هستی و پیدا کردن ارتباط انسان با خداست. نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که نام این کتاب توسط ناشر تعویض شده است درواقع نام اصلی این کتاب (Geai) به معنای زاغ کبود هست که در ۱۹۹۸ منتشر شده است. اما در رابطه با کتاب: جملات درخشان در آثار بوبن کم نیست و معمولا این جملات مورد پسند همگان نیز هست و خب به دقت و درک اشخاص بر می گردد که چه میزان با کتاب و نوشته ارتباط برقرار نمایند. یکی از جملاتی که واقعا برای من جالب بود جمله ی (یک دختر وقتی عاشق باشد به تنهایی برای پر کردن زمین و آسمان کافی است) است. در رابطه با موسیقی متن، خوانش و ت هم قابل قبول هست و از انتشارات صوتی نوین کتاب تشکر می کنم. در رابطه با کتاب: شخصیت های کتاب از درون شکل می گیرند نه از بیرون و در تشبیه ها و توضیحات کاملا مشخص است. خانم ژ نماد شخصی که جسمانی مرده اما روحانی زنده و پر از احساس است. این کتاب پایان مشخصی ندارد یعنی اگر به دنبال روایی در پایان داستان هستید، مناسب شما نیست. شنیدن سریع این کتاب به محتوا و مفهوم آن آسیب می زند و شخصی که آن را می شنود باید همراه باشد. افرادی سمت این کتاب بروند که کمی دیدگاه عرفانی نسبت به زندگی دارند. در نهایت از کتابراه متشکرم🌸
یه حس خوببنظر من ژه نماد وارستگی از قید زمان و مکان و ماده هست، اعتلای روح، وارستگی و رهایی از قید و بند تفکرات دیگران. در دنیایی که ما زندگی میکنیم هر کسی که با ما هم سو نباشد دیوانه است، و اینگونه بود که آلبن از جامعه خود طرد شد. آنجایی که آلبن خوکها را از خوکدانی آزاد میکند و به تبع آن حیوانات و پرندگان دیگر را، میتوان زیبایی روح را بسیار عیان به تماشا نشست. اما این وارستگی وقتی به سوی دلبستگیهای مادی و دنیوی پیش میرود، کم کم انسان را در قید و بند اسیر میکند، و زمانی میبینیم ژه از میان رفته است و این دیگر برای آلبن سخت نیست. او راهش را از ماوراء، به این سو تغییر داده است. قضاوت معنی ندارد، میانه روی را باید پیشه خود ساخت. قلم نویسنده بسیار زیبا وصدای خانم قاضیانی بسیار دلنشین است، آنگونه که میتوانی خود را در کنار دریاچه و همنشین ژه تصور کنی. ممنون از عوامل کتابراه
نویسندهای که دوست دارد داستان بنویسد، رشد کند، و رسالت زندگی خود را با ما به اشتراک بگذارد؛ و این میشود کریستین بوبن که از وی کتابهای دیگر نیز خواندهام. و به گمانم ملغمه این ترکیب با نگارشی گنگ به مخاطب منتقل میشود. کتاب خانم ژه و پسری که نادیدنیها را میدید، داستان سکوت و اندیشه و بیطلبی است که در زمان حال زندگی میکند. کریستین بوبن در این کتاب جملات طلایی دارد اما این به ترکیب پیچیده و گنگ داستان، برتری نمیدهد. برعکس، ذهن خوانندگان کتاب را به دستاورد و نتیجه عالی هدایت میکند. بوبن در کتاب خانم ژه و پسری که نادیدنیها را میدید، مانند نام کتاب، نوول را مینویسد اما نه به سبک کلاسیک داستان نویسی، بلکه به روشی که کریستین بوبن مینویسد. کتاب شما را فقط سرگرم نمیکند برای شما تعمق و تعقل را در هدف زندگیتان به همراه میآورد.
با تشکر از خانم قاضیانی بخاطر خوانش زیبا و دلنشین. روایت داستان زندگی پسر بچهای تنها که با معلمی که سالها پیش مرده و جسدش در دریاچه یخ زده آشنا میشود. ماجرای زندگی پسر بچه جالب است، ملامت اطرافیان، انگ زدن هایشان بر او اثری ندارد نوع خاصی از زیستن و عشق ورزیدن و لذت بردن از شادیهای دم دستی او را شیفته زندگی میکند. به نظرم شاید نویسنده از تعریف نوع ارتباط البن با ژه، مربی موسیقی و زن اخر داستان، اشارهای به روایت زندگیهای امروزی باشد شوگر مامی و... در کل داستان رو جالب دیدم با نگاه متفاوت نویسنده.
داستان پسری هست که با یک روح در ارتباطه و سال ها اون در کنارشه و کسه دیگه ای اونو نمیبینه من احساس میکنم که اصل این کتاب به صورت کاملا غیر حرفه ای خلاصه شده و همین باعث میشه خواننده نتونه درک درستی از مسایل و پیوستگی اونا داشته باشه با صرف نظر ازین قضیه و در صورتی که خلاصه نباشه من این داستان و اتفاقات و نحوه اشنایی و نزدیک شدن و تعریف عشق و در این داستان اصلا نپسندیدم و در کل شبیه به هوس لحظه ای بود تا عشق و یک مورد دیگه که کاملا سلیقه هستش من خوانش خانم هنگامه قاضیانی دوست نداشتم
داستان انسانی که نه درگیر بایدها و نباید هاست و نه درگیر مقایسههای احمقانهی هم نوعانش. او درگیر یک چیز است ″زندگی″.
مانند کسی که بر فراز قلهای بلند مینشیند و از تماشای منظرهی روبروی خود لذت میبرد. گاهی در افکار خود غرق میشود و گاهی سعی در فهمیدن آنچه میبیند میکند و اگر موفق شود و چیز جدیدی از اجزای این جهان کشف کند به سعادتی دست مییابد که اکثر انسانها آن را جز از راه کسب ثروت ممکن نمیدانند!
در این داستان ماجرای زندگی پسری را از کودکی میشنوید که در دنیای مردم عادی کمی عجیب به نظر میرسد. چیزهایی را میبیند و میشنود که بقیه درکشان نمیکنند به همین خاطر صفتهای عجیبی به او نسبت میدهند. در نهایت آنچه از کودکی از جنسی بین خیال و واقعیت همراه او بود در دنیای واقعی با او میماند.
داستان بسیار لطیف و زیباست. اول داستان نگران شدم که موضوعات را متوجه نشوم… اما خیلی زود داستان در ذهنم نشست… بسیار لذت بردم.
راستش خود داستان بد نیست. اگرچه کمی کسل کننده بود ولی بخش بزرگی از کسالت بار بودن داستان بخاطر گویندگی خانم قاضیانی هست که با وجود صدای بسیار زیبا، انگار خیلی بی حوصله و بالاجبار دارند از روی روزنامه میخونند. دربارهی داستان هم دوستان گفتند داستانهای بوبن معمولا نمادین و مفهومی هستند، اما روند داستان مثل زندگی و شخصیت خود پسر آرام و بدون جذابیت بود و من نتونستم باهاش همراه بشم.
این رمان فضایی احساسی، رازآلود و تا حدی فلسفی دارد و بیشتر بر موضوعاتی مانند تنهایی، همدلی، دیدن چیزهایی که دیگران متوجهشان نمی شوند و رشد شخصیت تمرکز می کند. به نظر من نقاط قوت کتاب عبارت اند از: شخصیت های متفاوت و به یادماندنی. نثر روان و دلنشین. پرداختن به مفاهیم انسانی و عاطفی بدون پیچیدگی زیاد. ایجاد حس کنجکاوی تا پایان داستان.
گوش کردن به این کتاب خیلی خوب بود چون البن گربه کوچولوی داستان زندگی رو واقعا زندگی میکنه با همه ناملایماتی که گاهی در زندگیش هست خانم ژه هم که چون خیلی با البن مهربونه عاشقش شدم در کل جالب بود و تلاشی که بالاخره نتیجه میدهقسمت نوشتن انشا عالی بود و یادآوری جالبی بود در مورد حرف های روزمره که گاهی بسیار خطرناک هستند چون اتفاق میفتن
کتاب درباره فردیه که نگاه زنده و لطیفی به زندگی داره. لحظه رو زندگی میکنه و از کوچکترین چیزها انرژی میگیره، همه رو دوست داره و به هیچ چیز وابستگی نداره، آزاد و رها همراه با جریان زندگی به جلو میره. همسو با دیگران پیش نمیره و دور از چیزهاییه که جامعه به افراد تحمیل میکنه. خوانش و موسیقی فایل، به دلنشینی کتاب اضافه کرده.
چرت و پرت محض. تصور کن یک زن که مادرم هست با بچش تو خونشون خوابیدن. بعد این زن متوجه میشه که شبها یک مرد غریبه وارد خونشون میشه و تو خواب به خودش و دخترش زل می زنه و هیچ عکس العملی نشون نمیده! بعد چند شب هم از این مرد روانی تو تختش استقبال می کنه! واقعا هدف از صرف هزینه و وقت برای ترجمه و انتشار این کتاب چی بوده؟
کتابی خوب دیگری از کریستین بوبن.
نگاه این نویسنده با دیگران متفاوت است. او به موضوعاتی که دیگران کمتر میپردازند توجه میکند. پسری که به دلیل شرایط زندگی به لحاظ روانشناختی با سایر کودکان و بزرگسالان فرق دارد. دیدمتفاوتی به اشیا طبیعت و انسانها دارد. خوانش خانم قاضیانی بسیار دلنشین بود. مرسی کتابراه عزیز.
آلبن داستان، یک روز حین بازی روی یخهای دریاچه با خانم ژه آشنا میشه. خانمی متفاوت از همه افرادی که او میشناسد. داستان حول محور رابطه عجیب آلبن و ژه و همچنین مسیر زندگی آلبن میچرخد. سیر داستان یکنواخت و آرام هست، قصه در بعضی از نقاط مبهم و عجیب بود. صدای گوینده وهمچنین موسیقی متن زیبا بود.
به نظرم از اون کتاب هاییه که هر کس برداشت خودش رو ازش داره و همین جذابش کرده. شخصیت پردازی کتاب واقعاً قوی بود و باعث شد راحت با داستان ارتباط بگیرم این کتاب فقط یه داستان نیست، پر از حس و پیام های قشنگ درباره پذیرش، همدلی و دیدن چیزهاییه که خیلی وقت ها از کنارشون رد می شیم
راستش کتاب اروم و کوتاهی بود و گاهی اوقات از بس روند ارومی داشت و فکر میکنم صدای اروم گوینده هم تاثیرش رو بیشتر کرده بود تصمیم میگرفتم که دیگه بهش گوش ندم ولی کوتاه بودنش باعث شد تمومش کنم
موضوعش راجع به تفاوت داشتن و فاصله گرفتن از ادمها بود
سلام کتاب خوبی بود داستان یک پسر بچه که به زندگی و مرگ نگاه متفاوتی داره و در جامعه خودش پذیرفته نمیشه به نظرم آین دیدگاهها خیلی جالب و بامزه بیان شده و لی در کل داستان عامه پسندی نیست وبه نظرم دوبله کتاب هم کمی ضعیف اجرا شده ممنون از کتابراه
اصلا فکر نمی کردم قشنگ باشه کلا گارد دارم رو کتاب رایگان اما عالی بودداستاعع پسری که روح زنی رو کف رودخانه میبینه و این روح همراهش هست کودکی بچه نوجوانی شاغل شدنش مسیر داستان یک نواخت و آروم پیش میره اما بسیار جذاب ممنونم از کتابراه عزیز
کتابی تأمل برانگیز و عمیق خانم ژ و پسری که نادیدنی ها را می دید با زبانی شاعرانه و فضایی سوررئال، مرز میان واقعیت و خیال را کمرنگ می کند. داستان با ظرافت به مفاهیم مهمی چون دیدن متفاوت، پذیرش، و شهامت خود بودن می پردازد.
گوش دادن به این کتاب اونقدر برای من لذت بخش و آرامش بخش بود که بعضی قسمت هارو حتی چند بار گوش دادم قلم لطیف بوبن و صدای خانم قاضیانی یه حس خیلی خوبی به آدم انتقال میکنه داستان دلنشینیه حتما گوش کنید
رمان جالبی بود. پسر بچهای که توی تحلیلش خانمی رو میبینن که کسی نمیتونه ببینه. چندین سال میگذره تا پسر بچه بزرگ میشه و عاشق میشه و به این ترتیب عشقش به خانم از دست میره و برای همیشه از ذهنش پاک میشه
داستان بسیار زیبایی از دلدادگی پسری به زنی که سالها پیش از دنیا رفته و اون رو همیشه همراه خودش احساس میکنه، پایان داستان هم خوب بسته شد. گویندگی و اجرای کتاب صوتی هم عالی بود.
کتاب فوق العادهای بود دراین زندگی پر هیاهوی ما، کسی را با دنیایی آرام و پراز سکوت آشنا میشویم و معنی آرام عشق و عاقبت قشنگ ایمان داشتن به آنچه قلبمان میگوید....