داستان یک خانواده که در یکی از روستاهای ایرلند زمین کشاورزی دارن هستش که لوسی اسم دختر همین خانواده هستش. زمان داستان موقع جنگ ایرلند و انگلیس هستش و بخاطر اتفاقی ناخواسته این خانواده مجبور میشن که از مزرعه و کشور خودشون برن اما لوسی مخالفت میکنه و هکین مخالفت شروع یه داستان جالب و پر از هیجان هستش.
به شدت یکنواخت و کسل کننده، برای تموم شدنش لحظه شماری کردم. صدای گوینده کاملا با یکنواختی داستان مطابقت داشت و غمی رو که در تمام داستان در جریان بود رو به خوبی منعکس میکرد