میشه گفت چکیده ای از کتاب مسخ کافکا در قالب داستان کوتاه هست این کتاب که قهرمان قصه به نوعی با معلویتی که دارد و تبعات ناراحت کننده رفتار دیگران با ایشان، متزوی و نادیده گرفته شده و دایما در حال تحقیر شدن است . خیلی داستان غم انگیز در عین حال زیبا و آموزنده هست برای اصلاح رفتار اجتماعی ما با دیگر اعضای جامعه و حتی همه مردم جهان و داشتن تلاش بیشتر برای محترم شمردن همه افراد جامعه جهانی با هر نقصان جسمی یا روحی که دارند. هیچکس کامل نیست، در واقع این پیام اصلی داستان هست. با سپاس از کتابراه و تهیه کنندگان فایل صوتی🙏
از دریچه نگاه فرامتنی، میتوان داستان داوود گوژپشت را برگردانی از نظریه «داغِ ننگ» اروینگ گافمن دانست.
گافمن در این نظریه به خوبی به مفهوم داغ ننگ و برچسب زنی میپردازد.
داغ ننگ (استیگما) هر نوع تفاوت و وجه تمایزی است که فرد به واسطه آن از سوی جامعه طرد یا به انزوا کشیده میشود.
داغ ننگ میتواند نواقص، زشتیها و معایب جسمانی یا خصیصههای منفی و کمبودهای شخصیتی و یا هر نوع داغِ ننگ قومیتی باشد، اما در هر صورت فرد از داشتن این برچسب ناراحت است و سعی در پوشاندن آن میکند.
زنده یاد صادق هدایت و کتاب داودگوژپشت؛ که روایت نادیده گرفته شدگان و تحقیر شدگانه جامعه است. افرادی که معلولیت یا نقص عضو دارند و به خاطر همین نقص مورد آزار واذیت قرار میگیرند، تحقیرمیشوند، سرخورده هستند و از جامعه دور هستند....
کاش به ما آموزش داده میشد که افراد معلول را حمایت کنیم از آنها دستگیری کنیم و بجای تحقیر به آنها محبت کنیم قبل از اینکه دیر شود و مرگ آنها را در آغوش بگیرد...
ممنونم از کتابراه