کتاب کوتاه و عجیبی بود! صادق هدایت نگاه تلخی به زندگی داره و قلمی گیرا این کتاب در مورد احساساتی بود که شاید خیلی وقت ها اتفاق بیوفتن اما درست نیستن و چقدر انسان باید باشی تا جلوی احساسات غیر ارادی که میدونی عقلانی نیستن رو بتونی بگیری! ولی بنظرم صادق هدایت فقط توی این کتاب از تاریکی ها حرف زده از اینکه یه پیرمرد سالخورده هم حتی نمیتونه حریف شهوت و هوسش بشه و کسی که جای دخترش هست رو میخواد برای خودش کنه و مالک باشه! در واقع نگاه اون به جامعه ی مردهای سلطه گر و سنتی ایرانی هست که به دخترها و زن هاشون به عنوان ملک نگاه میکنن.. بی راه نمیگه در مورد خیلیا صدق میکنه اما در مورد خیلی ها هم صدق نمیکنهپس ارزش و جایگاه اون مردهای شریفی که با این افکار مبارزه کردن و با شرافت با شهوت خودشون هم مقابله کردن و دختری شاد به دنیا تقدیم کردن، قراره زیر سوال بره؟ اما صادق هدایت با نوشتن این کتاب بنظر من همچین دیدگاهی داشته…
سایه غم همیشه در کتابهای هدایت دیده میشه و موضوعات شاید پیش پا افتاده بنظر بیایند اما در همه آثار ایشان نکته های نغز و مهم وجود دارند مخصوصا روانشناسی جامعه ایرانی زمانه خود که تاکنون هم تازگی دارند. این نوع نگارش را بی شک از کافکا و داستایفسکی الهام گرفته و اقتباس نموده و تقریبا تمام آثار او با پایانی غم انگیز همراه هستند. واقعا باید آثار هدایت را بارها با دقت خواند تا از درون مایه اصلی آن مطلع شد. با سپاس از کتابراه و تهیه کنندگان فایل صوتی🙏
وقتی اسم وامضای صادق هدایت پای هر نوشته ای باشه بدون معطلی وشک بخونید. تمام نوشته های صادق هدایت روان وبه زبان عامیانه و واقعی واز دل مردم جامعه است نه یه داستان فانتزی وتخیلی. لاله دختری که یه شب بی خبر مثل مرغ همای سعادت میاید و دل خداداد را میبرد. یاد اوشین در بچگیش افتادم که فرار میکنه ودر کوههای پر برف مدتی پیش یه مرد که معلوم بود دل داده بهش موند و بعدش رفت. اخر داستان های هدایت زیباترین پایان قصه هاست. واقعی وقابل باور وزیبا ودلنشین
من به کتابهای صادق هدایت علاقه خاصی دارم داستان لاله هم مانند کتابهای دیگر هدایت عالی بود و عاشق شدن مردی به دختری که بسیار از او کوچکتر بود و این تفاوت سنی زیاد او و دختر باعث شده بود که جرات نکند ابراز علاقهکند و در انتها داستان دختر به خانواده خود برمیگردد و مرد دیگر برای همیشه از او جدا میشود.
باسلام داستان کوتاه وجالبی بود که آقای هدایت با قلم زیبای خودبه رشته تحریر درآورده بودند. چه اتفاقاتی که سرنوشت انسانها را نه آنگونه که خودش میخواهد بلکه به نوع دیگری رقم میزند، وانسانها چارهای جز قبول آن ندارند. باتشکر از کتاب راه وراوی عزیز آقای ناصحی
این داستان عالی بود من خیلی لذت بردم سپاس گذارم از علیرضاناصحی با صدای بسیارجذابشون من تصمیم گرفتم به خاطر پسرم و فکر و خیالهای بوخود بیشتر مطالعه کنم واقعیت این که من اولین بار بود کتاب صادق هدات رو میخوندم اگه کتابهای دیگهای که عاشقانه باشه راهنمایی کنید؛؛ سپاس گذارم
شاید یک دوره ای خیلی جذاب بوده باشه ولی خب امروزی نیستی حداقل میتونم بگم من نمیپسندم در حد یه سرگرمی ساده و برای یک بار خوب بود. ولی اینکه بخوام بذارمش تو لیست کتابای قشنگ و نویسنده برتر و این چیزا، اصلا!
داستان لاله داستان غریبی نیست. عشقی که نمیشود گفت عشق است یا هوس. یک عشق ممنوع است یانه پر از استدلال است. صادق هدایت خیلی قشنگ جدل بین احساسهای پیرمرد و اصول اخلاقیاش را نشان داده.
داستان لاله مثل دیگر داستانهای صادق هدایت بسیار جالب و جذاب است و شنونده را به دنبال خود میکشد. داستان پیرمرد تنهایی که نیمه شبی دختر کولی کوچکی وارد زندگیش میشود و او را با ماجراهایی درگیر میکند.
کتاب خیلی کوتاه است.
تقریباً با نوشتههای دیگر صادق هدایت کنی فرق میکند.
خیلی راحت نوشته شده و خبری از سورئال نیست. حس ناکامی در آخر کتاب خیلی ساده بیان شده
داستان خیلی کوتاه، من ترجیح میدم کتابهایی با داستانهای بلند گوش بدم و چندین روز درگیرش باشم متنش بد نبود ولی مثل یک آبنبات بود تا بیای بفهمی داری داستان گوش مید تمام میشه.
سلام بااینکه داستانش کوتاه بود ولی داستانی جذاب و عالی بود که هر آدمی رو جذب خودش میکنه تا به انتهای داستان هر چه زودتر برسه من که لذت بردم امیدوارم شما هم با خواندنش خوشتون بیاد