ژان کلود کاریر نویسنده فرانسوی که همسرش خانم نهال تجدد بوده، خانم نهال تجدد دختر مرحومه مهین تجدد از پیشگامان نمایش نویسی و شهیر معاصر ایرانی است. داستانی پر از شخصیت های متناقص و غیر همگون که جمع کردن و حضورشان در یک اپارتمان و یک تراس تنها از یک نمایش نویس زبر دست بر می آید و بس. بعد از قصه های شب رادیو سالها بود نمایشنامه ای گوش نداده بود، که باعث شد حدود یکساعت محظوظ شوم. خیلی زمان از شما نمی گیرد و توصیه می کنم حتما بخوانید و بشنوید، خالی از لذت و لطف نیست. عالی اجرا شده آن هم توسط بزرگان این عرصه، آرمان سلطان زاده ی بی بدیل و عزیز و خانم مریم پاکزاد دوست داشتنی. عالی و بیاد ماندی.
در کل بد نبود. طنزش و بی ربط بودن آدمها به هم جالب بود. بی تفاوتی شوهر مادلن خیلی جالب تر. فقط میدونست زنش داره با یکی میره. مردان خونسرد زنان رو به درجهی جنون میرسونن.
ولی یک جاهایی ریتمش میافتاد و کشدار میشد که چون در حین ظرف شستن داشتم گوش میکردم این قسمتهای کشدارش برام قابل تحمل شده بود.
سلام من این کار رو فقط یک بار تونستم گوش بدم. بازیگران صدا پیشه کارشون واقعا عالی بود اما داستان و تم کار رو اصلا نپسندیدم. باهاش نتونستم ارتباط برقرار کنم، البته شاید بقیه بتونن. به زحمت تونستم تا آخرش رو گوش بدم. اما کارِ گروه بازیگران واقعا عالی بود. همه چیز جای خودش نشسته بود. واقعا خسته نباشین. 🌱
بد نبود
یک واقعیت چرخشی جالبی توی دیدن و دوست داشتن افراد توش جریان داشت هرکسی اون فردی رو، دوست داره که اون اصلا نمیبینتش
یک جاهاییش صداهای صداپبشگانش خیلی جیغ و دادی میشد که واقعا بعید میدونم لازم بود در این حد و یا لااقل من دوست نداشتم
گویندگان عالی اما اما متن نمایش، کل نمایش بی سر و ته بود، مفهوم نداشت، پیغامی برای شنونده نداشت، با تمام احترامی که برای صدا و مهارت آقای آرمان سطان زاده و دیگر گویندگان قایل هستم، برای اولین بار هیچ استفاده و حتی لذتی بابت سرگرمی از این نمایش نبردم
متن نمایشنامه باید به گونهای باشدکه مخاطب را درگیر خود کند و به نوعی مخاطب خود را بخشی از خانواده نمایش بداند بنظرم در موضوع تجربه کار خیلی زیادی صورت نگرفته است و بیشتر مترجم هوای مخاطب را داشته است