با کمال احترام به نویسنده، داستان خیلی بی محتوا بود در سه فصل اول کلا شخصیت اصلی با فصلهای دیگر در تضاد بود و انگار شخص توسکا عاشق پرستیده شدن بود وکلا هر فصل باید اتفاقی میافتاد که بقیه برای او سر و دست بشکنند و قربان صدقه او بروند نویسنده گاهی حاشیه را فراموش کرده مثلا اینکه زمان گذشته و فرزند ارتان بزرگ شده و یا اینکه چطور نقش مادر را در زندگی دختر کمرنگ نشان داده در کل داستان به خاطر بی پروایی برای نوجوانان مناسب نیست برای بقیه هم هیچ محتوای اموزشی نداشت و یاداور داستانهای دهه ۵۰ بود
با سلام خدمت نویسنده. اینقدر زن ستیزی از توسکا فقط یه زن بی شخصیت و کوچک کردن خود چیز دیگه نبود این همه سکته تو داستان و هی حرفهای تکراری تمام کتاب فقط اشک صورتمو خیس کرد یا تمام بدنم میلرزد و یا دلم میخواد بمیرم هفده فصل برای چی این طرز قلم سه فصل هم زیاد بود انقدر زن ستیزی بود که حتی توسکا میگفت بابا مادرش فقط برای آشپزخانه بود البته هستند اینطور خانومهایی که هر چقدر خرد میشون بیشتر دست و پا میزنند.
رمانی غیر واقعی مثل آنچه که برای گروه سنی الف گفته میشود. اتفاقات در دورترین حالت به روال طبیعی زندگی قرار داشت. داستان هیچ هدفی را دنبال نمیکرد. برخی بخشها به نکات ریز زندگی شخصیتها پرداخته میشد و در بقیه بخشها نکات بزرگ دیده نمیشد. کلا پیکری نا اندام داشت. اصلا پیشنهاد نمیکنم
نمیدونم چرا تو رمانهای ایرانی مخصوصا این رمان، محور اصلی داستان غرور الکی و لجبازیهای بی مورد و بچگانه حتی تا پای جون هست! علاوه بر این، این حجم از اتفاقات غیر مترقبه اونم در عرض دو سال برای یه آدم خیلی غیرقابل باوره
من دوست داشتم یه بخشهایی کلیشه بود مثل اتفاقی که بین احسان و طناز پیش اومد مثل فیلم فارسی بود. ولی خیلی جالب بود که جزییات زندگی افراد معروف رو به تصویر میکشید. خیلی جذاب بود
خیلی کش دار بود ولی بر خلاف نظر برخی از دوستان که فکر میکنند داستان غیر واقعی هست باید بگم من دقیقا یک مورد از این نوع زندگی رو با چشم خودم دیدم... خوانش خواننده عالی بود😍🌹