تعصب کثیف، ذات تلخ ظلم به زن و فلسفه غیر قابل پذیرش زن کشی به واسته مذهب، رسوم و تفکرات پوسیده، داستانی تکراری اما غیر قابل پذیرش
هرچه تکراری تر، تلختر و کثیفتر
و بدترین بخش ماجرا ما هستیم، زنانی که در این جغرافیای پوسیده و این تفکرات به شدت دگم و ضد بشری هنوز نفس میکشیم و تلاش میکنیم مثل انسان زندگی کنیم با تمام حقوق انسانی
و غیر قابل باور اینکه در اطرافمان هم نوعهایی داریم از جنس خودمان که از هزاران مرد زن کش، زن کش تر، ضد زن تر و سخیف ترند...
داستان خوبی بود پر از افکار پوسیده ی جامعه و باز هم انگشت اتهام به سمت زن یا دختران است دختری که از نامزدش باردار شده و منتظر مرگش توسط برادارش است، انتهای داستان بازموند شاید برادرش پشیمون بشه و نکشتش شاید خانواده مانع بشن ولی چرا این دختر فرار نکرد تا جون خودشو بچه شو نجات بده چرا به تقدیری که برادرش و خاتواده اش برلش نوشتن تن داد؟ این تقصیر افکار ماست که دختر خودش رو متهم دید و لایق مرگ
هرچه تکراری تر، تلختر و کثیفتر
و بدترین بخش ماجرا ما هستیم، زنانی که در این جغرافیای پوسیده و این تفکرات به شدت دگم و ضد بشری هنوز نفس میکشیم و تلاش میکنیم مثل انسان زندگی کنیم با تمام حقوق انسانی
و غیر قابل باور اینکه در اطرافمان هم نوعهایی داریم از جنس خودمان که از هزاران مرد زن کش، زن کش تر، ضد زن تر و سخیف ترند...