«طاعون» یکی از آن کتاب هایی است که شاید در نگاه اول درباره یک بیماری باشد، اما در واقع درباره خودِ انسان است. نویسنده از شیوع طاعون در شهر اوران استفاده می کند تا نشان دهد آدم ها هنگام روبه رو شدن با ترس، مرگ و بحران، چه انتخاب هایی می کنند. بعضی فرار می کنند، بعضی تسلیم می شوند و بعضی، مثل دکتر ریو، بدون قهرمان بازی فقط وظیفه شان را انجام می دهند. همین نگاه انسانی و واقع گرایانه، بزرگ ترین نقطه قوت کتاب است. البته این کتاب برای همه مناسب نیست. اگر انتظار یک رمان پرحادثه با ریتم تند داشته باشی، احتمالاً از بخش هایی از آن خسته می شوی، چون کامو بیشتر از هیجان، روی فکر و تأمل تمرکز دارد. اما اگر حوصله همراه شدن با شخصیت ها و سؤال های عمیق درباره زندگی، مرگ، مسئولیت و امید را داشته باشی، «طاعون» یکی از ماندگارترین تجربه های خواندنت خواهد بود. جالب اینکه بعد از همه گیری کرونا، خیلی از خوانندگان احساس کردند کتاب انگار برای دنیای امروز نوشته شده است
آثار آلبر کامو نیازی به تعریف نداره وقتی کتاب را گوش میکنی دقیقا روزهای کرونا به یادت میاد و اینکه چقدر دقیق و جالب حال و هوای طاعون هم شبیه کرونا س و انسانها هر چند از نسلهای مختلف عملکردهای مشابه دارن در برخورد با یه موضوع و اینکه خیلی سریع به زندگی عادی برمیگردن و چه بسا یادشون میره چه روزهای سختی را پشت سر گذاشتن.
ممنون بابت تهیه این فایل صوتی و صدا گذاری خوب با اینکه کتابش را در دوران کرونا ۲ بار خونده بودم با لذت گوشش کردم
همزمان با شنیدن رمان، سوالات زیادی در ذهنم پیش آمد. مثلاً چه چیزی باعث شده که این رمان ترجمه بشه؟ واقعاً چه چیزی باعث شده که این رمان کسل کننده و غیر قابل تحمل معروف بشه؟ یا مثلاً این سوال که اگر چنین رمانی جزو رمانهای موفق به حساب اومده که به زبان فارسی ترجمه بشه، چرا هر کدام از ما رمان ننویسم؟! واقعاً ارزش خواندن و شنیدن نداشت، واسه همین تا نیمهی بخش سوم تونستم با زور تحملش بکنم. به این میاندیشم که چه بسا نویسندههای توانمندی مخصوصاً از نسل جوان در کشور خودمون باشن که فقط به خاطر نداشتن حامی نتونستن آثارشون رو به عموم مردم ارائه بدن یا شناخته بشن.
بشدت یاداور دوران کرونا بود، توصیف اسمون به رنگ خاکستری دقیقا حسی بود که در اون دوران نسبت به شرایط بیرون از خونه داشتم، تصور اینکه همه جا رنگش خاکستریه و هیچ امید به زندگی نبود، تمام مدت شیوع بیماری مدام میگفتم مگه میشه این اتفاقها واقعی باشه خوابه صبح بیدار میشم و میبینم زندگی روال عادی خودش رو داره، خیلی سخت و تلخ بود. با شنیدن این داستانها ادم متوجه میشه اولین بار نیست که تو تاریخ این اتفاق افتاده و قطعا اخرین بار هم نخواهد بود.
کتاب خوبی بود واقعیت ترسناک یک بیماری رو بیان کرده بود و زندگی افرادی که از نزدیک دست به گریبان این موضوع شده بودند شرح نعمت سلامتی که قدردانی نیستیم ولی اگر مورد تهدید واقع شود دیگر هیچ امکانی نشاط آور و دوست داشتنی و خواستنی نیست و ترس و اضطرابی که همراه مطالعه ی این کتاب بود بیانگر بیان خوب و شیوای نویسنده و البته که راوی خوب کتاب بود
باسلام و عرض ارادت بسیار عالی بود و از شنیدن آن لذت بردم و در تمام مدت که کتاب را گرش میدادم به دوران کرونا فکر میکردم اگر کرونا رو تجربه نمیکردم کتاب را قبل از شروع آن روزهای وحشتناک میخواندم شاید بیشتر میترسیدم و بیشتر حس ترحم میداشتم ولی اکنون من هم یکی از کاراکترهای داستان بودم
متشکرم
حسی که توی کرونا وجود داشت تقریبا شبیه این کتابه آلبر کامو همیشه قلمش به قدری دقیقه که حتی کوچکترین احساسات افراد در بدترین شرایط رو به شکلی بیان میکنه که حتی افرادی که حسش نکردند هم حسش میکنند ولی چون همه ما کرونا رو دیدیم این حس رو میده که برگشتیم دوران کرونا
این کتابو خیلی خیلی زیاد دوست داشتم، هم فایل متنیش رو خوندم هم صوتیش رو گوش دادم، صدای آقای رضوانی بسیار دلنشینه وانتخاب خیلی مناسبی برای این کتاب و شاید کتابهای دیگر این نویسنده که اگه منتشر بشه حتما تهیه میکنم و استفاده، ممنون از مجموعه بسیار خوبتون
این کتاب برای اون دسته ار آدما که عاشق فضاسازیهای فوق العاده هستن مثل یه رویا است.
سر تا سر کتاب پر از فضا سازیهای عالی است. واقعا میشه تو کتاب غرق شد.
راوی هم بسیار عالی عمل کرده و صدای دلنشینی داره
راحت میشه سه چهار بار گوش کرد و کامل لذت برد
آلبرکامو شرایطی از زندگی که در کتاب طاعون تعریف کرده علاوه بر این که منو یاد دوران کرونا میندازه. گاهی احساس میکنم راوی دارد زندگی سخت نیمی از مردم ایران رو توی این شرایط اقتصادی مملک تعریف میکنه. که فقر و بیکاری مثل طاعون آرزوهای جوانان ما رو داره میکشه.
اولین باره از آلبر کامو چیزی میخونم اما طاعون منم هم یاد کرونا میندازه هم رمان کوری.
رمان کوری رو هم با صدای آقای تایماز رضوانی شنیدم و دقیقا همون حس و حال مرموز و عجیب رو برام تداعی کرد.
ممنونم بابت تهیه این کتاب جذاب
بسیار عالی آلبر کامو معرکه است صدای راوی هم عالی فقط خیلی صداشون رو بالا پابین میبرن با هدفون گوش میدم من یه هو اوج میگرفت ناجور میشد ولی در کل خوب بود. برا نسلی که اپیدمی کرونا رو پشت سر گذاشتیم خیلی جالبه
تنها داستانی که وقتی پلی میکنم فکرم همه جا هست جز داستان اصلا حس نمیکنی داستان هدف مشخصی رو دنبال کنه. اوایل قابل تحمل تره هرچی میگذره جاذبه وکششی که منتظرشی کمتر میشه چون پول دادم هی میام پلی میکنم و هی پشیمون میشم🤣
از هر لحاظ قابل تقدیر؛ (موضوع و ارائهی آن)
اگر قبل از دوران کرونا، داستان را شنیده بودم، بسیاری از اتفاقات برایم باور کردنی نبود، ولی اکنون تمام ماجراها، روزهای پراسترس کوید را زنده میکرد.
ما بسیار درد آشنا هستیم. در یکی از مهمترین سطرهای کتاب میخوانیم: تمام این ماجرا دربارهی قهرمان بازی نیست، دربارهی شرافت است. شاید فکر مضحکی بنظر برسد، اما تنها راه مبارزه با طاعون شرافت است.
بسیار کتاب جالب و حتی مهیجی بود صدای آقای رضوانی هم بسیار دلنشین و کاملا مناسب حال هوای داستان بود. این کتاب، برای ما که کووید رو پست سر گذاشتیم، نه تنها جالبه بلکه بسیار قابل درکه.
بسیار لذت بردم از شنیدن این کتاب با صدای آقای رضوانی عزیز!
آدم رو یاد روزهای کرونا میندازه حتما پیشنهاد میکنم این کتاب رو نه تنها یکبار، بلکه چندین بار گوش کنید و لذت ببرید.
عالی بود لغطهایی که به کار می برد و توصیفهاش ذهن ادمرو میبره دقیقا به کرونا و روزهای بدی که داشت صدای تامیاز هم که دیگه نگم واقعا کیف میکنم با صداش ممنون بابت این کتاب
خوندن این کتاب برای نسل ماهایی که دوران کورونا رو گذروندیم خیلی جالب و عجیبه! صدای گوینده بسیار عالی و از تکنیک های گویندگی بسیار عالی استفاده میکنه!! پیشنهاد میشه
وقایع نگاری دلخراشی بود. بعضی قسمت ها واقعا سخت بود که حتی ادم بشنوه با توجه به اینکه تجربه کرونا رو داریم وقایع به حالت دیگه ای قابل تصوره. خوانش گیرایی داشت. مچکرم از زحماتتون.
خیلی خیلی داستان طولانی میشود بدون آنکه جذابیت جدیدی داشته باشد انگار همان زمان کرونای خودمان را دارن از نگاه شبکه ۶ میبینم که حالا امروز چند نفر کشته شده اند
ما در دوران کرونا زندگی کردیم تمام حالت ها و احساسات برایم اشنا بودرنج و امید و هم اشک لبخندها را دیدم همیشه طاعونی وجود دارد که وارد ان دنیای رویایی شود همیشه