مت هیگ درگیر افسردگی و اضطراب شدید بوده و توی این کتاب از ابتدای شروع علائمش میگه تا حملههایی که بهش دست میداده و بهبودیش... گاهی براساس علم حرف میزنه گاهی بر اساس تجربه و توی اکثر بخشها از خاطراتش حرف میزنه، حتی توی برخی موارد علم رو نقد میکنه و میگه توی بعضی مسائل ضعیف عمل کرده و اطلاعات کافی و جامعی موجود نیست. در کل میتونید بهش به چشم خوندن تجارب و خاطرات فردی که مسیر بهبود و درمان رو طی کرده و تونسته روزهای تاریک افسردگی رو پشت سر بزاره، نگاه کنید. به نظر من درکِ این موضوع که شما در این مسیر تنها نیستید، میتونه رهایی بخش باشه و هیگ توی بخشی از کتابش آماری از افسردگی میگه و راجع به چهرههای مشهوری حرف میزنه که با وجود افسردگی و اضطراب به زندگی ادامه دادن و گاهی حتی این مشکلات، جرقهای برای ساخت یه اثر معروف شدند (مثل نقاشی معروف جیغ اثر موک که اضطراب نقاش رو به تصویر کشیده). این کتاب میتونه امیدبخش باشه و بعضی از راهکارها و نکته هاش به کارتون بیاد؛ اما خب بی نقص و فوق العاده نیست. از راوی هم بابت خوانش زیبا و گیراشون متشکرم.
یه کتاب جمع و جور و مفید. بدون اینکه بخواد پیچیده کنه قضیه رو خیلی صاف و مستقیم بیان میکنه که همانطوریکه انسانها دچار بیماری جسمی میشوند دچار بیماری روحی و روانی هم خواهند شد و با ارائه تجربیات شخصی خود نویسنده و مثالهایی از انسانهای افسرده دیگه به کسانی که با این بیماری دست به گریبان هستن کمکها و راهنماییهای بسیار بسیار خوبی ارائه میده و به شکل خیلی جالبی هم نشان میده که این بیماری چگونه میتونه از یک تهدید به یک فرصت برای رشد تبدیل بشه همانطوری که چرچیل و آبراهام لبنکلن و آنجلبنا جولی و.. توانستن از این فرصت استفاده کنند.
این ادم درک عمیقی از حالات درونی انسان داره بخاطر اینکه همشو تجربه کرده. فصول ابتدایی حالتهای خودشه ک اتفاقا برخلاف نظر دوستان خیلی مفیده چون حالتهای عمومی افسردگیه و بیشتر ماکه در انکاریم فکر میکنیم افسرده نیستیم رو اگاه میکنه چون هرجی بگذره بدتر میشه تشخیص به موقع، درفصول انتهایی راهکارهای بسیار مفیدی ارایه میده که باز تجربه زیستشه ولی برای بیشتر ادمها کاربرد داره برای رهایی، از این نویسنده کمال تشکر رو دارم. از تیم کتابراه بسیار سپاس گذارم.
کتاب زیبایی بود، من چون خودم درگیر افسردگی بود، کاملا این کتاب منو به اون دوران برد و خوشحالم که آن روزها را پشت سر گذاشتم و دقیقا همان طور که نویسنده گفت من با خودم صادق بودم و پذیرفتم پس به دنبال درمان رفتم و موثرترین کار برای خلاصی از افسردگی ورزش، رقصیدن و نور آفتاب بود
کتاب رو کسی نوشته که با افسردگی و حملات وحش زدگی زندگی کرده و بهبود پیدا کرده و از اینکه میبینی خودت تنها نیستی و خیلیا با دردی که تو میکشی دست وپنجه نرم کردن و از اون دیو سیاه رهیدن خیلی امید میده
ممنونم از کتابراه و از نویسنده که تجربه خودش رو به اشتراک گذاشته
برای کسایی که تجربهی افسردگی دارن خیلی کتاب مفیدیه 👍
با آشنا شدن بهتر با افکار و احساساتی که دارید و اینکه کسای دیگهای هم جز شما تجربهاش کردن و با هزاران نفر دیگه هم به اشتراک گذاشتند دیگه احساس تنهایی نمیکنید
اولین بار تو عمرم بود که به کتاب صوتی گوش دادم و بر خلاف تصورم، کاملا باهاش ارتباط برقرار کردم راه حل های ارائه شده و داستان زندگی خوده نویسنده ایده های خوبی برای فاصله گرفتن از افسردگی ارائه میده
کتاب خوبیه و افسردگی رو بخوبی درک میکنه، فقط کاش آهنگاش فرق میکرد، یه فرد افسرده خیلی نیاز به آهنگای جیغ نداره، شایدم برای امیدبخشیه، ولی لطفا تجدیدنظر کنید، صدای خواننده هم عالی بود
مطالب کتاب به تشخیص نشانههای افسردگی در افراد کمک میکند. آنچه به عنوان لذتهای زندگی معرفی شده نیز قابل تامل است. لذت بردن از زندگی و سپاسگزاری بسیار اسانتر از آن است که فکر میکنیم.
کتاب دلایلی برای زنده بودن خیلی صاف و مستقیم بیان میکنه که همانطور که انسان ها دچار بیماری جسمی میشن دچار بیماری روحی روانی هم خواهند شد. ممنون از کتابراه عزیز👌👌🌱🌱
جزو کتابهای حوزه مدیریت خود محسوب میشه و صرفا خاطرات کسیه که مشکلات افسردگی دست به گریبان بوده. خوندنش برای افراد مشابه خوبه ولی برای همه شاید مفید نباشه