قلبم شکست، با خیلی از بخش هایش گریستم
روایت داستان بسیار زیبا وحرفهای نوشته شده بود
انقدر در داستان غرق شدم که انگار در این سفر با انها همراه بودم، در تک تک لحظات تمام احساسی که داشتند را درک میکردم وگاهی من به جای انها میگریستم😭
وقتی در مسیر داستان انسانهایی بودند که به انها کمک میکردند جرقهای درقلبم زده میشد وبا خودم باور میکردم هنوز هم انسانیت وجود دارد
وچه سخت است در دنیایی زندگی کنی که انسانیت رو به فراموشی است
زمانی که در مسیر سفرشان با ان دوخواهر ملاقات کردند در انجا اندکی قلبم ارام گرفت که تنها نیستند
لیدیا وکولا، مادر وپسری که تن به سرنوشت تلخ خود ندادند وبا تمام توان و سختیهای فراوانش برای زندگی جنگیدند ودر پایان با اینکه رسیدن به خاک امریکا سراغاز مشکلات جدیدی است، اما به خود وزندگی اثبات کردن که لایق زیستن هستند هرچند که تلخی روزگار هیچ گاه گذشته دردناکشان را فراموش نخواهد کرد.
قطعا تلاش برای زنده ماندن وزندگی کردن سخت تر از تلاش برای مردن است
ومردن در اوج ناامیدی سرگذشت تلخ انسانهای ضعیف است
کتاب درباره مصائب زنی هست که بعد از کشته شدن تمام اعضای خانوادهاش تلاش میکنه تا خودش و پسرش رو از مکزیک به آمریکا برسونه تا از دست کارتلهایی که قصد کشتنشون رو دارن فرار کنه در مسیر مهاجرتش با آدمهایی آشنا میشه که هرکدوم دلیل و داستانهایی برای مهاجرت دارن و خیلیا هم در این مسیر بهش کمک میکنن در کل یه کم توضیح و توصیف زیاد داره و خیلی ریتم تندی نداره حوصله من که بعضی جاها سر میرفت ولی از فصل سی به بعد باز یه کم ریتم تند شد برای او آدمهایی که با تحمل این همه مشقت باز به خاک آمریکا نرسیدن دلم سوخت اما رسیدن هم همه چیز نبود و اونم شروع چالشهای جدید و سختیهایی هست که فکرشو نمیکنن در کل به نظرم کتاب متوسطی بود و صدای راوی رو هم دوست داشتم
کتاب بسیار مهیجی و دلچسبیه خیلی عالی بود تصویرسازی کتاب زیبا انجام شده طوری که با خوندن کتاب تمام صحنهها رو میتونی با خوندش تمام و کمال تصور کنی. تمام استرس ٫وحشت خوشحالی، غم و تمام احساسات شخصیتهای رمان رو به شدت لمس میکردی انگار که خودت توی صحنه حضور داری و انگار که اصلا خودت شخصیت کتاب هستی علیرغم حجم زیاد کتاب اصلا خسته کننده نبود ترجمه هم خوب و روان بودو گوینده بسیار عالی بیان کرده طوری که صد از صد میدم بهشون
واقعا عالی بود راوی عالی ترجمه بی نظیر با قهرمانان این کتاب سفر رفتم گریه کردم وتحت تاثیر قرار گرفتم نمی دانم این داستان تا چه حد واقعیت دارد اما اگر هنوز در جهان جاهایی هستند که این خشونت های مرگباردرآن حکمفرما هستند وای به حال جهانی که فقط می شنود و سکوت میکند وگاهی فقط ابراز تاسف. آرزو میکنم از ته ته دلم امیدوارم هیچکس در هیچ جای این دنیا مجبور به ترک سرزمینش به هیچ دلیلی نباشد.
کتاب خاک آمریکا
در مورد شهر آکاپولکو در مکزیک است و داستان زنی به همراه فرزندش است که برای نجات فرزندش مجبور به مهاجرت از این شهر به آمریکا میشود. نویسنده بسیار زیبا و جذاب علت مهاجرت این زن و فرزندش را نوشته است. آکاپولکو یکی از ۱۰ مقصد گردشگری خطرناک محسوب میشود. کتاب جذابی است که خواننده را بدنبال خود میکشد.
فرار از کشوری نا امن برای نجات. درد مشترک تمام مهاجران است.
با سلام
کتابی بسیار زیبا و هیجان انگیز که دوست داری زود زود به آخرش برسی و نتیجه رو بدونی
ممنون از نویسنده توانا که کتابی به این زیبایی نوشت به تمام جزییات توجه کرد عالی بود عالی
ممنون از خواننده کتاب که با صدای زیبایش باعث شد مثل یک فیلم سینمایی همه چیز رو در ذهنم تجسم کنم
متشکرم
کتاب روایت یک زن امریکای لاتین که با فرزندش بعد از یک جنایت هولناک که برسر خانوادهاش توسط کارتلهای مواد میاد مجبور به ترک وطن و رفتن به امریکا میشه اونم بصورت پنهانی و قاچاقی و مشقتهایی رو که پیش رو داره به زیبایی نشون میده.... من لذت بردم.
جذابیت کتاب و خوانش عالی باعث شده من با لیدیا همسفر باشم، گردو غبار غم بر چهره ام بنشیند و پاهایم هنگام پیاده روی زیاد تاول بزند. نگران لوکا باشم و با دلتنگی اش اشک بریزم. ظلم وستم در هر جامعه همان است که در دیگر جوامع هست؛ اما نامش فرق می کند.
این کتاب صوتی را پیشنهاد میکنم به دوستان زیرا مبحث آن دغدغه مشترک بسیاری از هم وطنان و مردمان خاورمیانه میباشد و دو آنکه بسیار گیرا و شنونده با خواننده انگار که سوژه را همراهی میکند و یا اینکه فیلمی جذاب را تماشا میکند.
کتاب خیلى عاااالى بود، تمام مدت منتظر اتفاق هاى هیجان انگیز بودم، شخصیت پردازى عالى صورت گرفته بود و کاملا میتونستید با شخصیتها ارتباط برقرار کنید و صدااااى جادویى خانم بیرانوند هم یکى ازدلایل علاقمند شدن من به این کتاب بود
داستان پر از واقعیتهای دردناک جامعه نا امن بود و اینکه برای رسیدن به امنیت و آرامش انسان حاضر یت چه خطراتی رو به جان بخرد به خوبی روایت شده بود، ممنون از ناشر و گوینده 🙏🏼
داستان جذاب و متفاوتی است، البته توصیفات زیاد صحنهها و احساسات گاهی مواقع کسل کننده میشد، اما در کل کتابی است که حتما برای ادامه دادن و خواندنش تا انتها مشتاق خواهید بود
روایت داستان بسیار زیبا وحرفهای نوشته شده بود
انقدر در داستان غرق شدم که انگار در این سفر با انها همراه بودم، در تک تک لحظات تمام احساسی که داشتند را درک میکردم وگاهی من به جای انها میگریستم😭
وقتی در مسیر داستان انسانهایی بودند که به انها کمک میکردند جرقهای درقلبم زده میشد وبا خودم باور میکردم هنوز هم انسانیت وجود دارد
وچه سخت است در دنیایی زندگی کنی که انسانیت رو به فراموشی است
زمانی که در مسیر سفرشان با ان دوخواهر ملاقات کردند در انجا اندکی قلبم ارام گرفت که تنها نیستند
لیدیا وکولا، مادر وپسری که تن به سرنوشت تلخ خود ندادند وبا تمام توان و سختیهای فراوانش برای زندگی جنگیدند ودر پایان با اینکه رسیدن به خاک امریکا سراغاز مشکلات جدیدی است، اما به خود وزندگی اثبات کردن که لایق زیستن هستند هرچند که تلخی روزگار هیچ گاه گذشته دردناکشان را فراموش نخواهد کرد.
قطعا تلاش برای زنده ماندن وزندگی کردن سخت تر از تلاش برای مردن است
ومردن در اوج ناامیدی سرگذشت تلخ انسانهای ضعیف است