ابتدا، اجرا بسیار شنیدنی است. دوم اینکه موضوع داستان بسیار قابل تامل است. درست است که به پرماجرایی گتسبی بزرگ نیست اما بحث درباره درونیات و امیال حقیقی انسان، جریانات پوچ شبه روشنفکری که جای خواندن یا شنیدن را دارد. اشرافزاده تنبل این داستان مرا به یاد انفعال اشرافزادگان نمایشنامههای چخوف انداخت. داستانی است در نکوهش تنبلی و پوچی به دنبال آن.
روند داستان خیلی آروم و کسل کنندس
شخصیت اصلی رمان (آنتونی)
در واقع زندگی بی هدفی رو دنبال میکنه نویسنده میگه خالی یا پر بودن جیبمون جایگاه اجتماعی ما رو میسازه
و زندگی جای ولخرجیها عیاشیهای مداوم نیس
هر چیزی متعادلش خوب است