اگر میخواید با سبک ناتورالیسم (طبیعت گرایی) آشنا بشید ناگزیر از مطالعه آثار بالزاک و متاخرین ایشون مثل امیل زولا هستید. پرداختن زیاده از حد بالزاک به محیط پیرامون با وصف ظریفترین و نادیدهترین جزئیات ممکنه برای برخی مطبوع و دلپذیر و بر طبع برخی دیگه گرد ملال بنشونه. داستان، حکایت عشق اثیری یک جوان بر بانویی آسمانیه که تا پرتگاه هوس و خیانت پیش میره اما در نهایت به صورت انوار پاک و بی آلایش خورشید بر روح آدمیزاد میتابه. من به شخصه از لحظه لحظه این کتاب لذت بردم. کتاب مجموعهای از جملات قصار پند آمیز و زیباست که میشه هر کدوم از اونها رو با خطی خوش تابلویی کرد و باهاش سالن باشکوهترین کاخ هارو زینت بخشید. در نهایت شنیدن اثر با صدای گرم علی عمرانی لطف اون رو دو چندان میکنه. ممنون از کتاب راه و ماه آوا
کتاب زنبق دره، ممکنه در ابتدا حوصله شما رو سر ببره، چون اصلا یک داستان عاشقانه شبیه عشقهای پر تب و تاب و پر از حادثهی امروزی نیست، متن سنگینی داره و نویسندهای باهوش و بسیار ریز بین که شما رو آهسته آهسته در دل داستان پیش میبره، در شناخت زوایای پنهان شخصیت آدمها، بدون شک به شما بسیار کمک خواهد کرد، روایت انسانی رنج دیده و دور از محبت والدین در دوران کودکی...... طبق نظریه جان بالبی، شکل گیری دلبستگی نا ایمن در شخصیت فیلیکس باعث شد که او در دلبستگیاش به زنان دنبال یک مادر باشد یا کسی که نیازهای اولیه او را ارضا کند......
کتاب سنگینیه. اگر در حین کار کردن گوش میدید ممکنه متوجه نشید. راوی که عالی مثل همیشه اما خود داستان رو اعصابم بود. یه همچین عشقی شاید برای زمان نویسنده خیلی آرمانی باشه ولی الان بنظرم شبیه به ساده لوح بودنه. اون کنتس با اون همه نصیحت! اصلا نمیتونستم بفهممش. اینکه بچههاشو دوست داره چه منافاتی داشت با اینکه اون شوهر ازارگر رو ترک کنه و با فیلیکس زندگی کنه؟ بخاطر حیا و پاکدامنی و عفت و اینا؟؟ چه ربطی داره؟ زندگی نزیسته ش دم مرگش جلو چشمش اومد..
در اینکه بالزاک نویسندهای به نام و قدر هست شکی نیست
شاید هم این زندگی بالزاک ه که به شکل رمان درآورده.
ولی من در این رمان از شخصیت کنتس خوشم نیومد. بالزاک جوان بود و بی تجربه ولی کنتس با حفظ پاک دامنی نباید به ارتباط با فلیکس ادامه میداد او جای مادر ش بود و از طرفی او حسهایی رو که از کنت دریافت نکرده بود و جای خالی کنت رو با فلیکس پر میکرد هر چند که کنت مرد ایده آل نبود
درست که هیچ وقت به گناه آلوده نشدن ولی رابطه درستی هم نبود
متن داستان ثقیل هست و باید فقط در سکوت و زمانی که کاملا حواستون جمع هست گوش بدید تا متوجه بشید که داستان با متن پر از عشق به چه شکلی پیش میره.
صدای داستان سرا بسیار آرامش بخش و جدی اما بسیار زیبا و روان هست.
من هیچ وقت داستان عاشقانه گوش نمیدم و بر اساس چیزی که تو اینترنت خوندم انتظار این داستان عاشقانه و پر فراز و نشیب رو نداشتم داستان شبیه به مرثیه پر از اندوه هست که در نهایت در یک قبر تموم شد.
عشقی نا فرجام و نا متعارف
عشق بچهای به زنی که خود دو فرزند دارد و به پسر بچه به چشم یک فرزند نگاه میکرد و پسر این مهربانیها را برای خود عشقی جان گداز میپندارد و تا جایی پیش میرود که بانوی قصه خود نیز عشق را باور مینماید
بسیار روان و زیبا بود
از تمامی عوامل که باعث گیرایی بیشتر این کتاب شدند بسیار سپاسگذارم
حتما مطالعه آن را پیشنهاد مینمایم
خواندن این رمان، برابر است با، شنا کردن در ادبیات. از واژهها و جملات پر معنا، از روانشناسی، از اخلاقیات و... همگی در این اثر ماندگار گرد آمدهاند. عشق افلاطونی، درک چیستی دلباختن، با یکدیگر رنج را دریافتن. از همه مهمتر اجرای بی نظیر آقای عمرانی گرامی
بدنبود، آموزنده است، نوجوانی که از سر یأس وکمبود محبت از طرف خانواده، دل به بانویی جوان ومتأهل با دوفرزندمیبندد، واین بانو حاضربه قبول عشق اونمیشود، استعاره زیاد دارد، توصیه میکنم برای آنها که میخواهند بنویسند، حتما مطالعه کنند، با سپاس از دست اندرکاران محترم.
من هر کتابی و با صدای استاد عمرانی گوش میدم دوست دارم و لذت میبرم ولی جدای از این چیره دستی ایشون خود داستان خیلی زیبا و آموزنده بود و بسیار دلنشین اما غم انگیز. توصیه میکنم به دوستان عزیز شنیدن این داستان رو🌹 با تشکر از کتابراه
داستان زیبایی داره، اما مترجم اصرار عجیبی در بکارگیری واژههای پیچیده عربی داره. عبارتهایی که حتی در زبان ما که سرتاسر با واژههای عربی پوشیده شده، جا افتاده نیستند. من که با زبان عربی بیگانه نیستم، در فهم برخی عبارتها ناتوان بودم.
هانریت که یک عمر خودش را برای پرواز روح و دیدار با خدایش آماده کرده بود چون سهم نفس و کودک درونش را نداده بود نتوانست پرواز دل انگیزی داشته باشد و کودک درونش بال پروازش رو شکستو دست و پا بسته و با دلی پر از افسوس تسلیم مرگ شد
سبک رومانتیسم افراطی، شاید سلیقه خیلیها باشه، اما سلیقه من نبود، البته این کتاب هم بهترین اثر آنوره دو بالزاک نیست. اما این کتاب نماد کاملا جالبی از عقده ادیپ فرویدی میباشد. عشق پسر یک مادر نامهربان، به مادری مهربان و زیبا.
کتاب قشنگی بود سرشار از احساس، تصویر رنج کشیدن زنی که به خاطر فرزندانش از همهی دلخوشی هاش گذشته، اجرای کتاب هم دلنشین بود، فقط بعضی قسمتها خیلی یکنواخت میشد اگه از موسیقی بیشتر استفاده میکردند تاثیر گذار تر میشد
این داستان همه چیز داشت از لحظات عاشقانه و پر شور تا تقابل دو تفکر افراطی، خودخواهی بیحد جوان در خواستن و عشقورزیدن و عاقبت آن، و شاهکار آن نامهی آخر داستان که حقیقت عریان و بیرحم را برای جوان قصه نمایان میکند
ممنون
بسیار زیبا بود و خواندنی. بخصوص زن سومی که دلایل قاطعانه و منطقیاش را برای ازدواج نکردن با فیلیکس بیان کرد. هر زن این کتاب را بخواند پاسخش همین خواهد بود. چقدر انسان با خواندن کتابهای متنوع با تجربه تر خواهد شد.
داستان عشق پاک را موضوع اصلی خودش قرار داده ولی واقعیتش چیزی جز عشق گناهآلود یک پسر جوان و یک زن شوهردار نیست. درست است که آدم را دنبال خودش میکشد، ولی فاقد یک پیام انسانی ژرف است.
بالزاک نویسندهی بسیار بزرگی است و به قولی آثارش بخشی از انجیل نویسندگان است. این رمان به یادماندنی با صدای گرم رضا عمرانی و ترجمهی بسیار خوب استاد بهآذین واقعا شنیدنی است.