نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی تو این فکرم که تمومش کنم - ایان رید
3.2
32 رای
Newshix
۱۴۰۵/۰۴/۰۷
00
در همون ابتدای نقد بدون اسپویل کتاب لازم می دونم بگم که این داستان پتانسیل جذب مخاطب خیلی بیشتری داشت اگر تا این حد درگیر جزئیات اضافه نمی شد. متأسفانه دیالوگ های زیاد و کش دار، جزئیات کم اهمیت بیش از حد، و نکات گمراه کننده ای که نویسنده مدام وارد داستان می کرد (که البته ذاتاً چیز بدی نیست، اما اینجا بیش از اندازه ازش استفاده شده بود) باعث شد نتونم ارتباط خوبی با کتاب برقرار کنم. درسته که کتاب تمام تلاشش رو کرده بود تا به یک پایان غافلگیرکننده برسه اما مسیر و جزئیاتی که برای رسیدن به اون پایان انتخاب کرده بود بیش از حد طولانی و فرسایشی بود. مخصوصاً افکار شخصی دختر یا راوی اصلی، می تونست خیلی کوتاه تر و گیراتر نوشته بشه ولی عمداً بیش از حد کش داده شده بود و همین باعث می شد تمرکز مخاطب از خط اصلی داستان و اتفاقات مهمش برداشته بشه. تقریبا نزدیک اواخر داستان، یعنی از لحظه ورود به مدرسه، حس می شد روند پیشروی داستان یک دفعه دچار کات بزرگ شد. انگار بدون مقدمه چینی کافی، همه چیز ناگهان تغییر کرد و داستان وارد فاز کاملاً متفاوتی شد چیزی که خودش تا حدی برای مخاطب گیج کننده بود. با این حال پایان داستان به تنهایی تلنگر خوبی درباره تنهایی و انزوا زد. فقط به نظرم اگر این پایان بندی کمی جمع وجورتر و بهتر پرداخته می شد، تأثیرگذاری و ارتباط پذیری بیشتری داشت. در مجموع به خاطر جزئیات بیش از حد، امتیاز من به این داستان ۲. ۵ از ۵ هست
اگر طرفدار داستانهای روانشناسی عجیب و غریب هستید، کتاب متوسطی است! اگر هم طرفدار داستانهای کمدی رمانتیک هستید، انتخاب بدی است. واقعاً دلم میخواهد بنویسم که کتاب بدی بود و وقتم تلف شد، ولی از طرفی احساس میکنم انصاف نیست، چون با قاطعیت کاری میکند که بفهمید چقدر انزوا و تمایل به انزوا بد تمام میشود، یا میتواند بد تمام شود و باید اضافه کنم خیلی هم خوب این کار را میکند، حتی شاید بتوانم بگویم کتاب برای آدمی مثل من که از تنهایی خوشش میآید مفید بود و حکم یک تلنگر را داشت.
هرچند باید این نکته را هم اضافه کرد، که به نظر میرسد، شخصیت اصلی نوعی بیماری روانی هم شاید داشت و همه تقصیر را نمیتوان بر دوش درونگرایی افراطی گذاشت. به هر حال پایان کتاب را تقریباً از اواسط حدس زدم و الان به شدت حالم گرفته است که حدسم درست از آب در آمد!
هرچند باید این نکته را هم اضافه کرد، که به نظر میرسد، شخصیت اصلی نوعی بیماری روانی هم شاید داشت و همه تقصیر را نمیتوان بر دوش درونگرایی افراطی گذاشت. به هر حال پایان کتاب را تقریباً از اواسط حدس زدم و الان به شدت حالم گرفته است که حدسم درست از آب در آمد!
از اسم کتاب میشد به خاکستری بودن فضا پی برد.. اگر قسمت جملات فلسفی و حقایق علمی (که البته هیچ ارتباط منطقی با موضوع داستان ندارد) را از گفتگوها حذف کنیم، کتاب هیچ آگاهی و پیامی برای ارسال به شنونده یا خواننده ندارد! عمد نویسنده بر گنگ نگه داشتن و بی دلیل پیچیده و جنایی کردن شخصیتهایی که همه با اغراق در آن مشکل روحی و روانی دارند، کاملا آشکار هست.. پراکنده گویی زیاد.. جملات ناتمام بسیار.. و حقیقتا داستان بسیار خام پردازش شده.. انتخاب راوی بنظرم خوب بود و متناسب با این کتاب پیش رفت.. اگر نسخه متنی بود که بنده اصلا ادامه به خواندن و اتمام هم نمیکردم! این کتاب را به هیچ گروهی نمیشود پیشنهاد داد! متاسفم.
یه داستان روانشناختی معمایی وترسناک. درباره دختری که با مردی تازه به مدت چند هفته دوست شده وحالا دعوت شده تا پدر ومادر پسر (جیک) ببیننش. گفتگوهای زن ومرد تا رسیدن به مزرعه پدری جیک و افکار دختر که بسیار تاریک ومشکلات زیادی داره مثل داشتن مزاحم تلفنی روانی که قسمت ترسناکش اینکه باشماره تماس خودش بهش زنگ میزنه وصحبتهای یه عده ناشناس که اخر هر اپیزود در مورد شخص ناشناسی که با وضع فجیعی کشته شده به تعلیق وترس داستان اضافه کرده. پدرو مادر جیک و رفتارهاشون وخونه شون با حیوانات عجیب و زیرزمین مشکوک وترسناک، هیجان وتپش قلبتون رو به صد میرسونه
کشدار ترین کتابى بود که خوندم در واقع شنیدم! از اوایل کتاب زدم روى دور تند! کارى که معمولا انجام نمیدم! راوى بسیار خام بود، احتمالا نه تنها اولین کتاب نویسنده بود بلکه اولین خوانش راوى هم بود! فقط بخاطر تعاریفى که از کتاب شده بود آنرا تموم کردم، کلا حالم رو بد کرد و در آخر هم نفهمیدم چه شد! وقتتون رو تلف نکنید منکه اصلا پیشنهاد نمیکنم این کتاب رو، کاملا مشخصه اولین کتاب نویسنده بود! باید چندتا کتاب دیگر بخونم که تاثیر بد این کتاب را بشوید و ببرد! واقعا خودم هم درتعجبم که چطور کتاب رو تموم کردم!
بدترین کتابی که تو عمرم خوندم، خیلی چرند، پر از تکرار جملات، در معدود شرایط خاص داستان شخصیت اصلی با خودش بحث فلسفی میکنه، کلا دو یا سه موضوع که کل داستان داره با خودش تکرار میکنه و روایت افتضاح، چرا راوی بعد از هر جمله مکث میکنه؟ اینهمه مکث؟؟!!!
انگار داری صداهای برش خورده و مقطع میشنوی،،،
اینکه در توضیح داستان انقدر اغراق میشه باعث میشه اعتمادمون را به کتابراه از دست بدیم
اصلا پیشنهاد نمیکنم
انگار داری صداهای برش خورده و مقطع میشنوی،،،
اینکه در توضیح داستان انقدر اغراق میشه باعث میشه اعتمادمون را به کتابراه از دست بدیم
اصلا پیشنهاد نمیکنم
بجز پایان داستان بقیه داستان از همون لحظه اول بسیار پر کشش و جذاب و مهیج بود مدام دوست داشتم پیش برم و ببینم ته ماجرا چی میشه خیلی ملموس و در عین حال هیجان انگیز بود ولی انتهای داستان و فصل آخر یکم گنگ و گیج کننده بود شاید اونقدر روند داستان ناگهانی تغییر کرد که یجور ضد حال بود و نمیشد راحت قبولش کرد در کل کتاب خوبی بود ولی من بشخصه انتهاشو دوست نداشتم هر چند شاید از دید دوستان روانشناس بسیار گیرا و جذاب باشه این صرفا نظر شخصیه منه
داستانی بس غریب که مخاطب را سردرگم میکند، و این سردرگمی حتی تا بعد از پایان داستان ادامه دارد. روایت صوتی داستان مطلوب است منتهی به دلیل پیچیدگی داستان شاید اگر گویندهی دیگری با تسلط بیشتر بر تغییر لحن و شخصیت پردازی صوتی بهتر این اثر را روایت میکرد، نتیجهی بهتری میداشت.
جالب اینکه حتی روایت سینمایی این داستان نیز مخاطب را سردرگم میکند.
جالب اینکه حتی روایت سینمایی این داستان نیز مخاطب را سردرگم میکند.
