این کتاب به نظر من با اینکه خالی از اشکال نیست و به خصوص گوینده داستان در نحوه اجرا مهارت کافی را نداشته و از طرفی از این شاخه به آن شاخه زود هنگام در داستان رشته افکار شنونده و خواننده را بهم میریزد اما در کل از موضوع سرگرم کنندهای برخوردار بود و طنز موجود در داستان نیز بیشتر از لحن گوینده بود تا متن خود داستان. اما ایکاش در تمام کردن و نتیجه آخر داستان کمی بیشتر کار میشد
فکر کردم ابراهیم خان از اون پیر مردایی هست که بذله گو هستند وبا کارا وحرفاشون خودبخود فضای خنده وشوخی شکل میگیره ولی فقط اسمش بود شایدم نویسنده خواسته بود اینجوری شوخی کنه که چندان بامزه نبود بقیه جملات هم درشت نمایی اشکالات خودمون که بیشتر ناراحت کننده کسل کننده وتکراری هست خبری از برجسته کردن وتیز بینی خاصی در اتفاقات نیست همون حرفای تکراری
در این کتاب طنزی ندیدم
فقط به خاطر صدای آقای عقیلی پور گوش دادم….
آزار دهنده و غم انگیز…. بعد از گوش دادن به کتاب فرندز عاشق صدای ایشون شدم اما مضمون این کتاب برای من واقعا آزار دهنده بود و پایان بندی کار هم تیر خلاص رو رها کرد….
بزرگترین درسی که از این کتاب گرفتم این بود که زندگی رو هر چقدر هر که جدی بگیریم (حتی اندازه ابراهیم خان) وقتی زمان بگذره و گذشته رو مرور کنیم میفهمیم که چقدر خنده دار و فکاهی بوده
و نتیجه این میشه که لحظه به لحظه باید خوب و شاد زندگی کرد
تشکر ویژه ازنویسنده محترم وگویندگی بسیار خوب ایشان واقعا طنز شیرینی بود امیدوارم بیش ازاین بدرخشید بسیار لذت بردم منتظر کتابهای بیشتری از شماهستم ممنون