داستان فولکلور از ادبیات نه چندان دورِ معاصر
روزگاری که محبت در دلها فراوان ولی آداب و رسوم و هنجارهای نادرست جامعه اجازه ظهور بیتکلف و راحتِ آن را نمیدهد. شرم و حیا و ترس از پدر، نگرانی و حمایت همیشگی مادر، سَرَک کشیدنهای مرسوم فامیل و اهل محل در کار یکدیگر؛ ولی در نهایت کسی پیدا میشود که تاب نمیآورد و قد عَلَم میکند و جرات میکند حرفش را بزند، زیر بار زور نرود و پدری که مهربانی را در قالب چشم پوشی و ندیدن خطاها و به شکل غیر مستقیم ابراز میکند.
ازدواجی که به دلیل باورهای غلط و ملاحظات اجتماعی سالها به تاخیر افتاده و.... و..... و.....
همه اینها با اجرای ماهرانه گوینده در پایان داستان به خوبی قابل درک است و موسیقی جنوبی سعی دارد این اتفاقات را در جامعه سنتی جنوب کشور نشان دهد ولی به نظرم در تمام اقوام ایرانی نظیرش وجود داشته و با تقدم و تاخر امروز شاهد تغییر و تجدد هستیم با آرزوی اینکه امروز از اینطرف بام نیفتیم و اعتبار و عزت پیشکسوتان زیر سوال نرود.
با تشکر از کتابراه🙏🙏🙏🙏
باسلام خدمت دوستان عزیز
در مورد کتاب میتونم بگم موسیقی شاد و گوش نوازی داشت، درقسمتهایی از داستان رگههای ظریفی از طنز دیده میشد و راوی عزیز که شخصیتهای مونث داستان روباصدای خاص و لحن کشدار بیان میکردن جالب و بامزه بود. ولی متاسفانه محوریت داستان حول پول افتاده درچاه بود واتفاق خاصی نیفتاد. پدری که بی جهت عصبانی و شاکی بود و کودکانی که به دلایل نامعلومی خودشون رو نوکر بابا میدونستن. درسته کتاب رو تا آخر گوش دادم چون معتقدم هرکتابی که نوشته میشه براش زحمت و انرژی زیادی صرف شده ولی دقیقا متوجه نشدم که نویسنده بزرگوار دقیقا منظورشون چی بود و میخواستن چه چیزی رو به مخاطب منتقل کنن.
جسارتا این نظر شخصی بنده بود ممکنه بقیه دوستان از کتاب خوششون بیاد.
ممنون از کتابراه عزیز🌺
نقدی بر کتاب من نوکر بابا نیستم: ۱_معمولا کتابهایی از نویسندگان ایرانی که برخاسته از جامعه و فرهنگ ایرانی هست واوضاع اجتماعی و فرهنگی زمان گذشته و حال رو بیان میکنند، به ویژه اگر در قالب رمان و طنزگونه باشه برای کودکان و نوجوانان ما مناسب تر هست تا رمانهای خارجی که گاها با فرهنگ ما در تضاد و به قدری تخیلی و رویاپردازی شده که از درک کودکان خارج است و گاها محتوای مناسب و آموزندهای هم ندارد و صرفا برای سرگرمی است. ۲_برای کسانی که طرفدار پادکست و کتاب صوتی یا رادیو هستند هم خیلی مناسبه به ویژه اینکه گویندگان داستان متفاوت هستند و این ویژگی اون رو به فیلم نزدیک تر میکنه. داستان صوتی را میتوان در حال انجام کارهای مختلف آن را گوش داد و استفاده کرد. ممنونم از کتابراه عزیز
درود
خواندن این دست کتب ، پایین آوردن سطح فکر و مطالبه گری خواننده است ، بویژه برای نوجوان امروز که نیازی نیست تا از کوتاهی هایی که در حقشان شده ، حرفی به میان آوریم.
بیان جهل و کوته فکری ، طنز نیست ، در این شکل.
با موسیقی جنوبی، لحن کتاب هم جنوبی شده؟ دریغ از یک مثل ، لغت ، یا اشاره غذایی ، فقط طلوع آفتاب از فراز نخل کافی بوده؟
از راوی سپاسگزارم که کتاب را قابل شنیدن کردند. وگرنه چنانچه آن را به سه قسم تبدیل کنیم ، دو قسم موسیقی است؟!!!!
گویا داستان را با فشار در جای جای موسیقی جنوبی ، سمبه زده باشید.
مغز خواننده در درک داستان ، به تصویر سازی نیاز دارد تا هم ذات پنداری کند. این ضعف باید در باز نویسی تصحیح شود.
سپاس از کتابراه🍃🌟🌟🌟🌟🌟🌷🌷🌷🌷🌷🍃
شاید اولین گویندگی نشر سماوا بود که خوب از کار درآمده بود و تلفظها و نقشهای متفاوت رو نسبتاً خوب اجرا کرده بود. آرمان سلطان زاده عزیز کاری کرده که به سختی میتوانیم کارهای دیگر را پسند کنیم... اما متن کتاب: داستان پردازی و تغییر روای هر فصل خوب بود اما داستان آورده خاصی برای نوجوان ندارد و صرفا یک داستان نسبتاً طنز و شیرین بود. ای کاش نویسنده که این داستان را که ریشه در واقعیت داشت، بیشتر پرورش میداد و نگاه مخاطب نسبت به پول رو اصلاح میکرد و اندکی جهت میداد به افکار مخاطب.... داستان را دوست داشتم، چون ساده و بیشیله پیله بود و دوستش نداشتم، چون خیلی خاص و درس آموز نبود...
داستان کتاب که چنگی به دل نمیزد البته برای گروه سنی نوجوان احتمالا خوب باشه من دقت به عبارت کتاب نوجوان نکردم و گوش کردم 😁😅
گوینده هم همه تلاشش رو میکنه که جای ۱۰ نفر مذکر و مونث صحبت کنه. دمش گرم یه جاهاییش خوب بود ولی در مجموع بازم چنگی به دل نمیزد. (صدای خودش که به عنوان گوینده اصلی و عادی صحبت میکنه صدای گرم و خوبیه)
یه جاهایی هم بنده خدا بین اینکه با زبان رسمی صحبت کنه یا محاوره گیر میکنه! مخصوصا بخش چهارم که یه دیالوگ در میون محاوره و رسمی میشه...
من زیاد از متن ارائه شده خوشم نیومد، به نظرم باید مطالب بهتر و اموزنده تری را حداقل در متن میگنجاند یعنی داستان در داستان میآورد تا داستان جذابی را رقم بزند، انچه مشهود بود پدرسالاری بود و در عین حال جایی که عمه بخاطر سوسک با سرو صدا جدا شده بود، کاملا با مردسالاری ضد نقیض بود ولی حس حمایتهای دوستانه و مادرانه مادر، داستان را بهتر میکرد. در کل در رسته رمان نوجوان، به نظرم نتواند نوجوانهای زیادی را جذب نماید.
صدای راوی را دوست داشتم.
قصه برای نوجوانان بود و بعد از دانلود متوجه شدم، بهرحال گوش دادم موسیقی جنوبی پرشور و قوی، متن و موضوع یک اتفاق ساده و البته بامرکزیت پول"مهم"صدای راوی خوب و مسلط ولی صدای پیرها و بعضی بچهها میتونست بهتر اجرا بشه و البته قدرت و حاکمیت پدر در لحن و صدا غلو شده بود. از لهجه و گویش جنوبی خبری نبود... و کانون خانواده با حمایت مادر مثل همیشه و چشم پوشی پدر از خطای بچهها بعد از کتکها اوج محبتی بود که ابراز نشده بود. ممنون کتابراه عزیز
رمانی فوقالعاده بود هم نویسندگیاش و هم گویندگیاش عالی بود واقعا لذت بردم...
داستان راجب به پسرکی به اسم داوود است که همیشه هر کاری پدرش میگوید انجام میدهد پدرش تا به حال او را کتک نزده اما او از پدرش میترسد تا اینکه روزی پول باباش میافتد در مستراح و پدرش از او میخواهد به درون مستراح برود و پول هارا بیرون آورد و داستان راجب به تلاش او برای نرفتن درون مستراح است او نمیخواهد اینبار به حرف پدرش گوش دهد...
داستان کتاب که چنگی به دل نمیزد. گوینده هم سعی داشت صدای همهی نقشها رو بازی کنه اما از نظرم چندان موفق نبود. داستانش هم به نظرم بدآموزی داشت و همش از کثافت کاری و مستراح و... حرف میزد. من که از داستانش خوشم نیومد اما شاید شما خوشتون اومده و اگر خوشتون اومده کتابش رو بخونید چون صدای گوینده برای همه آدما خوب نبود و شاید لذت نبرید.
پردازش نویسنده خوب بود.
سوژه نو بود! و... از دنیای ایرانی که جهانیان از این کشور در فیلمها دیدهاند و جایزه بگیر!
دنیای جنوبی در کتاب جز آهنگ جنوبی که زمخت هم بود، دیده نمیشه🤔
کشتن روح کودکی با دنیای جهل والدین؟! روایت زندگی
سپاس از گوینده که تلاش خودش را برای بهتر شدن داستان میکند.
داستان قشنگی بود.
سلام
در این کتاب جناب آقای اکبرپور دوست داشتنی باوجود اینکه مخصوصاً در این کتاب صوتی که از ابتدا نوای جنوبی به گوش میخورد ویژگی خاص دیگری از جنوب دیده نمیشود.
بله واضح است که اصلاً اثری از گویش جنوبی نیست و همهی متن کتاب به زبان معیار نوشته
شده است.
از نقاط مثبت این داستان
داشتن موضوع جذابی
شوخیهای واقعاً خنده دار
/یاعلی
تمام تلاشمو کردم که تحمل کنم و تا فصل ۵ گوش دادم، از نظر من یه داستان کشدار بود بدون جذابیت خاص، یه سری مسائل معمولی و غیرجذاب خانوادگی از زبون یه پسر نوجوان ذکر شده. نه طنزی توش پیده میشد، نه ماجرای جذابی، نه درام بود و نه تاریخی.
گویندگیش متوسط بود و داستانش هم بنظرم هیچ کششی نداشت.
کاملا طنز، من که خیلی باهاش خندیدیم
مدل تربیت در خانوادهها رو در گذشته بیان کرده
کاملا قابل درک، و آخر داستان باعث میشه بیشتر این کتاب تو ذهنت بمونه، ممنون ازنویسنده و گوینده... من که با گوش دادن کتاب خیلی حس و حالم خوب شد
داستان طنز جالبی بود و البته بدآموزی هم زیاد داشت اما تمام جذابیت داستان رو راوی کتاب با مسخره بازی و ادا درآوردن از بین برد. کتاب میخونه یا نمایشنامه اجرا میکنه؟؟؟
اصلا آقای سلیمی خوب کتاب رو نخوندن، و اینکه داستانشو دوست نداشتم
اصلا کتاب خوبی نبود و گوینده هم شخصیتهای داستان رو به درستی از نظر گوویش بیان نکرد آخر داستان هم هیچی مشخص نشد ک چه چیزی برای شخصیت داوود میخاست ارائه کنه همین ک یونس یحیی و مهراب پسرهای پر جنب جوش بودن و داود ضعیف نحیف
از آن کتاب هایی که ظاهرش خیلی ساده و طنزآمیزه، ولی زیر این طنز، حرف های جدی تری درباره قدرت در خانواده، رابطه پدر و فرزند، بزرگترها و کوچکترها، ترس و زورگویی داره. برای من جذابیتی نداشت، چون مال قشر نوجوان هست.
موضوع جالبی داشت اما صدای گوینده اصلا خوب نبود و تناسبی با داستانی که متن و موسیقی اشاره به مکان جنوب کشور میکرد نداشت. مخصوصا قسمتهایی که به جای شخصیتهای مختلف صحبت میکرد اصلا خوب نبود اگر عادی صحبت میکرد بهتر بود
داستانی ساده و فولکور با موسیقی خوب، مخصوصا در پایان هر بخش بود.
کل داستان در مورد مقدار پولی بود که درون چاه مستراح افتاده بود و نقشههایی که بچهها برای دزدیدنش میکشیدن.
صدای راوی خوب بود ولی اجراش کمی تند بود.
داستان جذابی بود. تغییر راوی در فصلهای مختلف داستان، مانع از یکنواختی شده و به جا بود. گوینده هم با بازی با صدایش و بازی بجای نقشهای مختلف، وجهه بصری داستان را بیشتر کرده که به جذابیت آن افزوده است.
داستان طنز جالبی بود و البته بدآموزی هم زیاد داشت اما تمام جذابیت داستان رو راوی کتاب با مسخره بازی و ادا درآوردن از بین برد.
کتاب میخونه یا نمایشنامه اجرا میکنه؟؟؟
وسطای کتاب دیگه بفکر افتادم قطع کنم و برم اصل کتاب رو بخرم
متنش زیاد خنده دار نبود و ایدهی داستان انقدر بزرگ نیس که یه کتابش کردن کلی آب بستن و گویندگی ظعیف بود وسطشم بیش از حتی خود متن آهنگ بندری پخش میکنه من رایگان دانلود کردم ارزش دانلود نداره
من داستان رو دوست نداشتم و باهاش ارتباط نگرفتم و واسم موضوع داستان کشش و جذابیت نداشت اما خوب عدهای از این نوع سبک میپسندند در کل بعد از گوش دادن ۲ فصل پاکش کردم از کتابخونه م
باید در نظر گرفت که این، یک رمان نوجوان است. بیانی شیرین و روان دارد. مرا برد به چندین سال پیش. بسیار لذت بردم. موسیقی متن نیز بسیار گیرا و دلنشین بود و راوی هم بسیار حرفهای.
💐
داستان بدک نبود، ولی تا این حد تکیه روی توالت برای سوژه طنز زیاده روی بود. حس گوینده هم بدک نبود ولی توی تغییر صدای کاراکترها بعضاً حتی جنسیت کاراکتر هم خوان نیست با صدای گوینده.
این کتاب مربوط به نوجوانان است و داستان بچههای یکی از روستای جنوب تعریف میکند از نظر من برای نوجوانان شنیدنش خالی از لطف نیست فقط موسقی آن خیلی زیاد و کمی گوش خراش بود
از نظر بیانی گوینده کتاب خوب بود.
ولی با توجه به اینکه مخاطب این کتاب نوجوان هست، و به وفور خاطرات دهه ۶۰ و ۵۰ در اون پیدا میشه، برای نوجوانان امروزی چندان ملموس نبود
کتاب بدی نبود ولی از من به شما نصیحت مثلا سر سفره غذا و اینا یا درحال خوردن خوراکی و اینا گوشش ندین چون همش از مستراح و کثافت و اینا حرف میزنه... نه خیلی بد بود نه خیلی خوب
داستان مفیدی بود
نگارش و ساختار کتاب مناسب برای جوانان و نوجوانان بود و داستان هم چینش قابل قبولی داشت...
به شخصیتهای داستان زیاد بها داده نشده بود و اطلاعات کمی از انها موجود بود
موضوع نه تنها جالب نبود که بسیار بیخود بود موسیقی خیلی زیاد و دلخراش بود تنها موضوع قابل فهم ترس بچه ها از پدرها و حمایت های مادران همچون سالهای قدیم بود
داستان چندان گیرا نبود. با تجربه خیلی از ماها چندان جور نیست. محبت پدر رو در عین اقتدار نمایش نمیده. صدای گوینده خوبه ولی طرز بیان و لحنش چندان جذاب نیست.
شرح حال نسلی که از پدر حساب میبردن و اگر تحقیر میشدن و کتک میخوردند ولی با اعتماد به نفس و زیرک بار میآمدن ودر مقابل سختیها محکم و استوار بودند
در کل خوب بود
روزگاری که محبت در دلها فراوان ولی آداب و رسوم و هنجارهای نادرست جامعه اجازه ظهور بیتکلف و راحتِ آن را نمیدهد. شرم و حیا و ترس از پدر، نگرانی و حمایت همیشگی مادر، سَرَک کشیدنهای مرسوم فامیل و اهل محل در کار یکدیگر؛ ولی در نهایت کسی پیدا میشود که تاب نمیآورد و قد عَلَم میکند و جرات میکند حرفش را بزند، زیر بار زور نرود و پدری که مهربانی را در قالب چشم پوشی و ندیدن خطاها و به شکل غیر مستقیم ابراز میکند.
ازدواجی که به دلیل باورهای غلط و ملاحظات اجتماعی سالها به تاخیر افتاده و.... و..... و.....
همه اینها با اجرای ماهرانه گوینده در پایان داستان به خوبی قابل درک است و موسیقی جنوبی سعی دارد این اتفاقات را در جامعه سنتی جنوب کشور نشان دهد ولی به نظرم در تمام اقوام ایرانی نظیرش وجود داشته و با تقدم و تاخر امروز شاهد تغییر و تجدد هستیم با آرزوی اینکه امروز از اینطرف بام نیفتیم و اعتبار و عزت پیشکسوتان زیر سوال نرود.
با تشکر از کتابراه🙏🙏🙏🙏