بی شک پنج ستاره حق مسلم این داستان و همه داستانهای صادق هدایت هستش. داستانی روان زیبا دلنشین که خیلی خیلی مجذوب کننده رابطه چند دوست رو نشون میده. صادق هدایت خیانت رو به مهارت تمام در یک زن و مرد به نمایش میزاره. یه زن ولنگار و یه دوست هیز و فرصت طلب. هر گونه تعریف و نقد از جذابیت داستان کم میکنه. به شدت توصیه میکنم بشنوید و لذت ببرید و عبرت بگیرید. با صدای جذاب گوینده حس میکنید خودتون در داستان حضور دارید و بعضی صحنهها دلتون میخواد زن حسن رو خفه کنید یا نه تکه تکه کنید😱😁🤣
صادق هدایت از نویسندگان چیره دست، اما پوچگراست، شاید زمانه او جامعه ایرانی دچار نوعی اضمحلال فرهنگی شده و از سوی به علت همه گیری جهل، جامعه آن روزگار به نوعی فخرفروشی مضحک، چندش آور و بی معنی پناه برده بود. نویسندگان آن روزگار را بر آن داشت برای انعکاس آن فضا و هم آلود، به طنز تلخ روی آورند، صادق هدایت از جمله آنان بود و هم او جانش را برای آن همه پوچی پیرامونش ستاند.
خیییلی فوقالعاده بود کتابهای صادق هر چند فضای تاریکی داره و بیرحمانه حقایق رو لخت ارائه میده اما چنان تصویر سازی فوق العادهای داره ک با دیدن یه فیلم عالی هیچ فرقی نداره چه بسا جزئیات بیشتر و کارگردانی و نور گردازی و شخصیت سازی و طراحی لباس و همه رو یک جا تو خودش در بر داره در کنار همه اینها اون نکتههای ضریفی ک تو هر کتاب و داستانش گنجانده و آدم واقعا لذت میبره
داستانی کوتاه و تأمل برانگیز، از عشق به هوس یا از هوس به عشق، مسئله این است. عقل در این داستان نقشی ندارد و این هنر زنده یاد صادق هدایت است که خواننده و یا شنونده را به احیای عقل می فرستد. داستانی از دل داستان های محسوس و ملموس اجتماع است. اجتماعی که خودِ ما آدم ها، معمار آن هستیم.
با مطالعه این کتاب به این نتیجه میرسیم بعضی آدمهای اینقدر میتوانند پستی و رذل باشند که که جلوی چشم همدیگر به یکدیگر خیانت نمایند که حیوان هم انجام نمیدهد و این بخاطر تیزی قلم صادق هدایت است که با انتخاب این موضوع داستان که در بطن جامعه وجود دارد انسان را منقلب میکند.
باتشکر از تیم کتابراه. قلم جناب صادق هدایت خیلی بی پرده و بدون الفاظ قلمبه سلمبه و بسیار قابل لمس بود.. احساس میکردم نفر چهارم اون جمعم که کنارشونم.. جالب بود.. گوینده هم عالی بود.. فقط داستان خیلی کوتاه بود... دوست داشتم از حسن و وقایع بعد از رفتن دن ژوان و خانوم هم میشنیدم..
واقعا تمام داستان های هدایت شاهکار هستن این داستان کوتاه هم که طنز تلخ بود مستثنی نیست واقعا چطور میشه توی داستان به این کوتاهی شخصیت های مختلف کمبودها خواسته ها تقریبا تمام خصلت های انسانی رو اینقدر هنرمندانه بیان کرد
بد نیست اما خیلی زود حسن از زنه دست کشید که این طبیعی نیست جا داشت طولانیتر بشه داستان در مجموع نباید این قدر زود قضیه تمام میشد حسن باید یا با دن ژوان ویا با زنه کمی درگیر میشد