یه رمان فانتزی و با اتفاقات عجیب... راجب سنتهای اشتباه که میتونه درستی، مسیر و آینده شخص و اطرافیانش رو از مسیر صحیح خارج کنه... و چقدر ترسناکه که یه شخص دشمنش مادرش باشه و صلاح خودش رو به فرزندش ترجیح بده...
راستش من زیاد نتونستم با داستان ارتباط برقرار کنم..
صدای راوی خیلی خوب بود و سازندگان این مجموعهی صوتی عالی کار کردهاند. ممنون از کتابراه عزیز
داستان روان و با محوریت غذا و عشق و خانگی. روایت ابراز عشق با میانجی غذا. کاری به ظاهر ساده اما پر مشقت. هر روز این اتفاق ساده آشپزی در همه خانه ها در حال وقوع است اما اکثر اوقات فراموش میشود این طبخ هر روزه ی غذا می تواند یک ماراتن عاشقانه باشد که خستگی در آن معنا ندارد. آشپزی در این رمان یک زبان تازه اما کهن برای بیان عشق و زندگی بود
این کتاب دربارهی اینه که چطور ما آدمها با اینکه میدونیم رسمی و سنتی اشتباه هست، ولی وقتی در جهت منافع خودمون باشه مثل یک دیکتاتور کوچیک در ابعاد خانوادهی خودمون اصرار به تداوم اون داریم، یاداوری اینکه هرکسی برای ادامهی زندگی دلخوشی هرچند کوچیک لازم داره حتی اگر اون کاری مثل آشپزی باشه
من فضای داستان رو خیلی دوست داشتم، شخصیت پردازیش و جو داستان جوری بود که منتظر اتفاق های بعدی باشی، ولی در انتهای کتاب موضوعش رو دوست نداشتم، آشنا شدن با جزییات سبک زندگی و سنت های آدم هایی که نمیشناسیشون جالبه ولی خوب این مدل عشق ها که بخاطرشون تمام زندگیت رو به باد بدی برام جذابیتی نداره!
داستانی با روال معمول و چاشنی آشپزی. مطابق باورهای سنتی امریکای جنوبی، اتفاقات براین اساس شکل می گیرند که: «دختر آخر هر خانواده باید مجرد بماند تا درزمان کهولت پرستار مادرش باشد» هرچند روند داستان معمولی است اما به گونه ای شیرین روایت می شود.
با اینکه با سبک رئالیسم جادویی ارتباط خوبی برقرار نمیکنم ولی داستان عمیق و کشش داری بود. باید بهش فکر کرد و نقش عشق به عنوان موتور محرک در زندگی. خوانش هم خیلی خوب بود
راستش من زیاد نتونستم با داستان ارتباط برقرار کنم..
صدای راوی خیلی خوب بود و سازندگان این مجموعهی صوتی عالی کار کردهاند. ممنون از کتابراه عزیز