«وقتى خاطرات دروغ مى کویند» اثر سى. بل. هاکً: یه پیجش داستانى که مغزتو قلقلک میده! *این کتاب یه جورایى مثل یه پازل روان شناختیه که هى تو روبه شک میندازه. داستان «آنا» رو تعریف مى کنه که انکَار خاطراتش دارن بهش دروغ میکَن و نمى دونه جى واقعیته. نویسنده خیلى خوب تونسته یه حس تعلیق و اضطراب رو طورى القا کنه که تا آخرش نمى تونى حدس بزنى جى قراره بشه! خلاصه خوبى هاش: • هیجان انکَیز و کَیج کننده: هى حس مى کنى دارى به حقیقت نزدیک میشى، ولى یهو همه جى عوضمیشه! • بحث حافظه: کتاب خوب نشون میده که حافظه حقدر مى تونه کَول زننده باشه. • شخصیت اصلى باوریذیر: با آنا همذات بندارى مى کنى و دلت مى خواد بفهمى ته قضیه جیه. • یایان غافلکَیر کننده: یعنى آخرش که فکر مى کنى همه جى رو فهمیدى، یهو همه جى دوباره عوضمیشه! یه کم شاید اوایلش کند باشه، ولى در کل اکَه دنبال یه تریلر روان شناختى با کلى رمز و راز هستى، این کتاب انتخاب خوبیه. واما خانم سحر بیرانوند، راوى این کتاب صوتى: واقعاً اجراى خانم بیرانوند این کتاب رو صد برابر جذابتر کرده! صداشون اونقدر احساسى و پر از درده که انکارخ myودت دارى جاى شخصیت اصلى داستانزندکى مى کنى. • حس وحال عالى: طورى حرف مى زنن که انکَار واقعاً اون اضطراب و شک رو دارن. • واضح و شمرده: حرف هاشون خیلى دقیق و واضحه، اصلاً سردرکَم نمیشى. • فضاسازى: با صداشون تونستن اون حس مرموز و هیجان انکیز کتاب رو عالى دربیارن. خلاصه، اکه مى خواید این کتاب رو صوتى کوش بدید، اجراى خانم بیرانوند یه تجربه فوق العاده است
این نظر ممکنه داستان را لو بده پس لطفا اگه کتاب رو تهیه نکردید نخونید. وقتی کتابای جنایی قدیمی رو میخوندم داستانها شکل کلیشه ب خودشون گرفته بودن یعنی یه قتلی صورت میگرفت چند نفر مضنون وجود داشت نویسنده سعی میکرد ذهن خواننده رو به سمت بعضی شخصیتها ببره که نشون بده قاتل هستن و ذر آخر اون کسی که از همه بهتر و بی گناه تر بود رو بعنوان قاتل معرفی میکرد خب مدتهاست این سبک دیگه جواب نمیده مخصوصا واس کسایی ک سالهاست انواع رمان رو خوندن و با خیلی از سبکها آشنا ان در مورد این رمان باید بگم قلم قوی و روانی داره و با اینکه کاملا داستان برای من قابل پیش بینی بود و از همون اوایل کتاب کاملا حدس زدم پایان کتاب رو ولی بازم هیجان خوبی داشت فقط دوس داشتم بدونم نویسنده چطوری پایانو رقم میزنه که دیدم همون شکلی که پیش بینی کرده بودم رقم زد. یک ستاره برای داستان دادم و سه ستاره برای اجرای فوق العاده خانم بیرانوند که حتی یک اثر نشنیدم که ایشون در اون ضعفی داشته باشن در اجرا بسیار عالی و روان و حرفهای کتاب رو روایت میکنن. سپاس
خطر اسپویل :
یک تریلر با تکیه بر روانشناسی و تاکید بر وابستگی بنیان خانواده نسبت به کتاب قبلی نویسنده یک درجه پایینتر ارزیابی میشه. داستان یک خونواده خوشبخته که در اثر آلزایمر پدر خانواده رازهای مگو را ناخودآگاه آشکار میکند و پرونده جنایتی مربوط به بیست سال قبل باز میشه دوباره، جدا از بحث روی شخصیتها و پردازش خوب اونها، کاملا در دوراهی وحشتناک انتخاب حقیقت (اما خانمان برانداز) و دروغ و فریب (اما حافظ زندگی خانواده) قرار میگیرین، و باید انتخاب کنین اگه جای اونا باشین، دروغگوی فریبکار، یا انسانی وارسته خواهید بود، اما با هزینه های خودش! کلا لذت بردم از کتاب، اجرای صوتی خیلی خوب بود، و شخصیت پردازی و سیر زمانی خوبی داشت. و تشکر ویژه از کتابراه، همراه همیشگی عاشقان کتاب
رمان از زبان اول شخص هست که بشدت اعصاب منو خورد کرده، اصلا شخصیتی که راوی داره و افکارش رو دوس ندارم، تا الان که فصل بیستم هستم و فقط حرص میده به من، اصلا توصیه نمیکنم. من خیلی دوس دارم کتاب رو رها کنم، ولی فقط به امید اینکه نویسنده کتاب رو بهی نکته اخلاقی یا چیز ارزندهای برسونه دارم ادامه میدم.
کتاب رو الان تموم کردم، باید بگم که اصلا ارزش خرید نداره، اگر دوس دارید حرص بخورید تهیه کنید، شخصیت اول داستان یک زن از خود راضی هست که جز به نابودی زندگی اطرافیانش به اسم صداقت هیچکاری نمیکنه، به جز خودش به همه مشکوکه و نیاز شدید به روانکاو داره، خیلی هم بی چشم و رو هست، امتیاز صفر نداریم وگرنه بجای یک، صفر میدادم.
کتاب بسیار جذاب و خواندنی بود. داستان مردی دوست داشتنی که در اواخر عمرش دچار آلزایمر شده و ناخواسته به دلیل اختلال حواس پرده از رازی بر میداره که خوانواده ش رو کاملا درگیر میکنه و زندگی ان ها رو به چالش میکشه. در جای جای داستان خواننده سعی میکنه معما رو حل کنه و احتمالا موفق نمیشه! این داستان از ان دسته داستان ها است که تقریبا تا نزدیک انتهای داستان نمیشه حدس زد واقعیت چی بوده. نگارش کتاب خیلی روان و منطقی بود و تقریبا پایان قابل قبولی داشت. در آخر، نسخه صوتی این کتاب با صدای خانم بیرانوند خوانش شده که بسیار شنیدنی و جذاب بود.
این کتاب دقیقاً از آن داستان هایی است که نمی شود وسطش رهایش کرد. هر فصل یک سرنخ جدید می دهد و هر بار که فکر می کنی حقیقت را فهمیده ای، داستان غافلگیرت می کند. فضای معمایی، شخصیت پردازی و جزئیات به قدری خوب هستند که تا آخرین دقیقه درگیر داستان می مانی. نسخه صوتی هم با اجرای عالی آرتمیس مسعودی واقعاً لذت شنیدن کتاب را چند برابر کرده بود. بی شک یکی از بهترین کتاب های جنایی ای بود که گوش کرده ام و با خیال راحت به هر کسی که این ژانر را دوست دارد پیشنهادش می کنم.
سلام جزو رمان های مناسب هالیوودی و پول سازانه بود، و نکته عجیب داستان این بود که عروس خانواده، با لجاجت خاصی در حال نابود کردن خانواده شان بود. کسی که میتوانست در زمان زنده بودن دوستش کمکهای زیادی به او کند و نکرد،، حتی شاهد خوردن نان کپک زده توسط مرحومه بود پس از مرگ او بدون همفکری با خانواده و در نظر گرفتن مصالحشان تمام رازها را با پلیس در میان میگذاشت، و خود را قهرمان گرفتن حق آن مرحومه میدانست، این رویکرد در داستان، خیلی لج درآر بود.
خیلی کتاب جذابی بود. صدای راوی و اجراشون عالی بود. شخصیت حمایتگر و دلسوزانه اعضا خانواده رو نسبت به هم خیلی دوست داشتم بجز شخصیت اولیویا که با اینکه فکر میکرد آدم خوبیه و مدام روی صادق بودنش تاکید داشت در حالیکه تمام اخلاقهای بد مثل خود رای بودن، لجبازی، زودقضاوت کردن و خیلی اخلاقهای بد دیگه رو داشت. خوبه که آدم وقتی میخواد کاری رو انجام بده اول به عواقب اون فکر کنه
خواندن نظرات در مورد اینکه شخصیت راوی داستان لج درآر است یا داستان خوب نیست باعث شد با بی، میلی شروع به خواندن کنم و حتی فکر میکردم خود راوی گناهکار است، اما به نظرم راوی درست ترین آدم داستان بود و کارهایی را انجام داد که هر انسان سالم و آزاده 😅دیگری باید انجام می داد. موضوع قتل بود و جنازه ای که گم شده... چرا باید پی آن را نمی گرفت؟؟؟
کتابی جنایی، هیجانی و جذاب با پایانی غیر قابل پیش بینی...
اما نکته مهم این رمان، فداکاری خداگونه پدر و مادر برای فرزندانشان است که در هر شرایطی حتی در اواخر عمر و در بدترین حال و بیماری و کهولت دست از حمایت فرزاندان بر نمیدارند حال آنکه فرزندان، دیگر اهمیتی به آنها نداده و آنها را از اولویت زندگیشان کنار زدهاند...
سلام روز و روزگار خوش. یکی از جذابترین رمانهایی است که تا به حال خوانده یا شنیده ام. یکی از شاهکارهای کتاب بخشی است که عنوان میکند: آلزایمر باعث شد که تام فراموش کند که باید رازش را پنهان کند. تا به حال هرگز این گونه که این داستان مطرح میکند به آلزایمر فکر نکرده بودم.
بانو بیرانوند صدایتان پایا و مانا🙏🏻
این که صدای خانم پاک ذات رو تو هر داستانی بشنوم برام گواراست😍 مرسی از خوانش عالی خانم بیرانوند با اون صدای زیباشون که به داستان روح دادن. کتاب پر کششی بود و بصورت معمایی دنبال میشد. همچنین دارای نتیجه گیری خوبی هم بود. پیشنهاد میکنم اگه سبک معمایی دوست دارین گوش بدین. مرسی از کتابراه 🙏
داستان رو دوست داشتم و ماجرا تونست کاملا منو جذب کنه. امتیازی که داشت این بود که مدام فکر آدم رو درباره اتفاقی که افتاده بود تغییر میداد و حدس پایانش سخت بود و تازه میفهمیدی که یه خانواده چقدر میتونه رازهای کوچک تاریک داشته باشه که مثل پازل باعث یه اتفاق بد بزرگ بشه.
با سلام وخسته نباشید خدمت عوامل و همراهان کتابراه اثری زیبا و آموزنده با اجرایی دل انگیز وجذاب من شخصا" کتابراه از تلویزیون با سریالهای تلویزیونی ترجیح میدهم. بنده خود را تا پایان داستان همراه شخصیتهای آن میدانستم. خواندن و شنیدن این اثر را پیشنهاد میکنم. سپاس و بدرود
صدای خانم بیرانوند رو فاکتور بگیریم که خودش باعث میشه ارزش کتاب بالا بره و جذاب بشه، کتاب ساده و معمولی بودالبته این نظر منه چون کتاب های فوق العاده تری نسبت به این کتبا خوندم و گوش دادم من این کتاب رو فقط چون خانم بیرانوند گویندش بود خریدم
داستان مهیج و راز آلودی بود و خوانش خانم بیرانوند بسیار عالی بود.
فقط قسمت تاوان و تقاص رو نویسنده جوری نوشته که انگار هرکسی که توی دنیا مریض میشه و یا اتفاق بدی براش میفته کار بدی انجام داده و من از این قسمتش خوشم نیومد.
رمان جنایی جالبیه، موضوع خوبی داره، ولی یکم کشداره، اولیویا منو یاد آدمهایی میندازه که گند میزنن به زندگی بقیه و از اینکه اونها ناراحت میشن یا رفتارشونو باهاش تغییر میدن شاکی میشن، خودتونو آماده کنین از دستش حرص بخورین😆
چقدر این داستان زیبا و دوست داشتنی بود…. از کتابراه ممنونم…. در بخشی از داستان اشک ریختم…. پدری که به خاطر الزایمر فراموش کرده بود راز فرزندش رو حفظ کنه…بسیار داستان غیر قابل پیش بینی هست…به علاقمندان ژانر معمایی، توصیه میکنم
رمان بسیار زیبا و جذابی بود تا آخرین لحظه. اجرای بسیار زیبای خانم بیرانوند به جذابیت این رمان اضافه کرده بود و همچنین تیم فوق العاده آوانامه با انتخاب موسیقی مناسب این اجرا رو به یادماندنی کرد. سپاس از زحمات شما 🙏🙏🌹🌹
کتاب داستان جنایی داره و پایان غیر قابل تصوری، ولی من بشدت از شخصیت بی مصرف و خودخواه شخص اول داستان که کتاب از زبون اون روایت میشه بدم میاد و آدم عصبی میکنه با بی فکری و تصمیمات عجیبش، خیلیییی رو اعصابه
من یه بار نظرمو نوشتم نمیدونم چرا پاک شد. داستان خیلللللللللی کششششششدار بود هر جمله ۱۰۰ بار گفته میشد و تکراررررررپشت تکرار. اما درکل خوب بود. الیویا با تصمیم آخرش حس خوبی بهم داد... راوی خوب بود
کتاب داستانی روان و راز آلود داشت، ماجرایی معمایی که آخر داستان رو آدم نمیتونست پیش بینی کنه خوب بود مخصوصا صدای راوی و تسلط او به کتاب بسیار دل انگیز و جذاب بود. تشکر از کتابراه
راوی بسیار مسلط است و خوانش روانی دارد.
داستان گیرایی بود. از شنیدنش لذت بردم. امیدوارم والدین هیچ کس گرفتار آلزایمر نشود چرا که جلو چشم اولاد کم کم ناتوانی سراسر بدن والد را میگیرد...
کتاب خوبی بود هرچند به نظرک اولش خیلی کش میداد و جزییات حوصله سربری داشت، از وسطاشم میشد حدس زد کار کی بوده، ولی گویندگی عالی و خوب بود، در کل ممنون از کتابراه،
بعضی وقتا آدمها ناخواسته باعث جنایت یا گناه میشن این اتفاق زمانی پیش میاد که خشم طغیان میکنه وهیچ چیز جلو دار ما نیست و بعد همه پشیمانی همه ما خاطراتی داریم که دروغ میگویند.
کتاب قشنگی بود ولی به نظر من گره اول داستان گره خوبی نبود و شخصیت اول داستان خیلی رو اعصاب بود و روند داستان رو تحت تاثیر قرار میداد یه سری گرههای داستان هم حل نشد
کتاب راجع به صحبتهای یک پیر مردی که الزایمر دارد و پیگیریهای عروسش است. در قسمتهایی از کتاب بروز احساسات شخصیتها کودکانه ومصنوعی است. در کل شنیدن این کتاب جذاب نبود.
کتاب جالبی بود و هیجان خودش رو داشت، شخصیت اولیویا یه مقداری روی مخم بود. جالبه که انسان در شرایط خاص مجبور به گرفتن تصمیمهای مهمی میشه. مرز اخلاق و بی اخلاقی مثل مو باریکه.
بیماری آلزایمر در قالب یک رمان ب نمایش گذاشته شده بود، و در آخر خواننده را در مسیری از دو راهی گذاشت، اینگه اگر ما ب جای راوی بودیم کدام مسیر را انتخاب میکردیم