از روزگار انسانهای اولیه که مردان به دنبال شکار میرفتن و زنها توی غار میموندن و به خاطر حاملگی و مسئولیت بچهها و دفاع از خونه جسمشون کم عضله تر بود و علاوه بر اون تاثیر هورمون تستوسترون در ساخت عضله، به مردها برتریای داده شد که فقط مناسب همون زندگی غارنشینیه ولی کماکان تا همین عصر حاضر هم که دیگه قرار نیست کسی شکار بره و عضله فقط کارکرد نمایشی داره، این برتریِ ذهنی مرد به زن، نه فقط در حجم عضلات، بلکه در همه چیز و همه جا، در باورها جا خوش کرده!
دغدغههای بث رو میفهمم، اینکه نمیخواد به عنوان یک زن موفق ازش یاد بشه، فقط میخواد یک انسان موفق باشه، چون "زن" بار سنگینی داره و با خودش یک درد عمیق به عمق تاریخ داره. درد نداشتن مجالی برای بودن. با خودش یک انگ ناخوشایند داره...
به امید اون روز که بفهمیم به تعداد آدما، نوعِ آدم هست و آدما دو نوع زن و مرد نیستن! یه زن هم اگر از قضاوتهای جامعه رها باشه و مثل بث در محیط ایزولهای با یک مقولهی اسماً مردانه آشنا بشه، به همون اندازهی یک مرد ممکنه بهش علاقمند بشه و درش استعداد داشته باشه، به نظرِ من جامعه برای حفظ کانون خانواده زن رو تحقیر و فدا میکنه.
به قول دوبووار زن به دنیا نیومدیم، به زن تبدیل شدیم.
دخترها رو تربیت میکنن که تبدیل به "زن" بشن. یک موجود در سایه که انگار آفریده شده مرد رو به خودش علاقمند کنه!!! در حالیکه با وجود این حجم ظلم تاریخی باز هم زنان تا جایی که مجالی برای خود نشون دادن پیدا شده درخشیدن و ایدهی برابری رو ثابت کردن.
سوژه عالی و غیرتکراری، فضاسازی عالی، و ترجمه کتاب روان و ساده بود و البته گویندگی کتاب هم جای حرفی نداشت. در این رمان که حول محور بازی و نبوغ یک دختر شطرنج باز با استعداد اما منزوی میگردد به خوبی صحنه هایی از اتفاقات سیاه زندگی یک دختر را به تصویر کشیده است. یک داستان تکان دهنده از اعتیاد و تنهایی و بی پناهی…. قهرمان داستان هرچه در مسیرش پیش میرود پخته تر و معقول تر میشود و تجربه های بیشتری کسب میکند و تنهایی اش نه تنها ناشی از عدم ارتباط فیزیکی با آدمهاست بلکه ناشی از کمال گرایی افراطی در شطرنج است. با اینکه فردی هستم که نه خیلی شطرنج بلدم و نه علاقه ای به این بازی دارم، اما داستان اینقدر جذاب و آموزنده و هیجان انگیز بود که حاضرم بار دیگر هم به این کتاب گوش بدهم.
بت دختری است که شطرنج را از سرایدار یتیم خانه یاد میگیره و مشخص میشه که استعداد فوق العادهای توی بازی شطرنج داره....
از داستان این کتاب سریالی هم ساخته شده است به اسم The Queen's Gambit
ابتدا فکر میکردم این کتاب روند آرامی داشته باشه اما بر خلاف تصور من این کتاب هم هیجان انگیز بود و هم روند داستانی سریعی داشت...
تک تک تورنومنتها و مسابقههایی که بت شرکت میکرد هیجان انگیز بود و شما هم استرس میگرفتید!
در جایی از داستان بت خسته میشه و احساس تنهایی میکرد... دلم میخواست بت را بغل کنم و دلداریش بدهم...
کتاب بسیار جذابی هست، حتما مطالعهاش کنید
بارها از این کتاب رد شدم و چون اصلا به شطرنج علاقه ندارم، اصلا تمایلی به گوش کردنش نداشتم امروز که شنیدنش رو تموم کردم افسوس میخورم که چرا زودتر نخریده بودم به نظرم اصلا ابرقهرمان با اغراق در پیروزی نبود، برعکس یه آدم با تمام تجربههای درست و غلط، کمبودها و اشتباهات انسانی، انتخابهای گاهی به اجبار و گاهی به اختیار بود و بسیار جذابتمام لحظات را با دقت و لذت شنیدم و قطعا اجرای آقای عمرانی بزرگوار هم در این تجربه شیرین تاثیر داشت ممنون
صدای گوینده کتاب ک عالی بود. در رابطه با خود کتاب داستان طوری بود ک اصلا نمیشد کنارش گذاشت! هیچ جا افت نداشت و چند جایی هم عملا مو به تن آدم سیخ میشد. ی معلم داشتیم دوران راهنمایی میگفت استعداد تنها کافی نیس و همیشه تو زندگی طوری تلاش کنید ک جای کاش رو باقی نذارید. در این کتاب هم استعداد در کنار تلاش مستمر ب خوبی نشون داده شده بود. من ک لذت بردم ب بقیه هم پیشنهاد میدم. ارزش شنیدن داره
سلام به همگی من سریال گامبی وزیر و کامل تماشا کرده بودم اما الحق که کتاب صوتی آن هم با صدای جذاب و دلنشین عالیجناب استاد بزرگ صدا رضا عمرانی کتاب و صد پله جذاب و کامل تر از سریالش کرده اگه قصد دارید کتابی پر از هیجان و اتفاق های خوب بشنوید و گاهی تلنگر بخورید این کتاب به شدت پیشنهاد میشه ممنون از کتابراه و تیم خوبشون
برای افرادی که به داستانهای هیجانی علاقمند هستند و از بازی شطرنج هم لذت میبرند خواندن این کتاب را به شدت توصیه میکنم.
گامبی وزیر داستان دختری است که خیلی ساده شطرنج را فرا میگیره، خیلی ساده ادامه میده و در ادامه به یک حرفهای تبدیل میشه.
از اون کتابهاست که شروع به خ اندن کنید کنار نمیگذارید.
این کتاب تو دو نکته منو اذیت میکنه
یک قدرت شطرنج بث بنظر من زیادیه
چون نابغههای مشابه در رشتههای دیگه اینگونه از اول شکست ناپذیر طور نمیشن
و دوم برخی جملاتِ جدا از داستان، وارد کتاب میشه که به نظر من فقط پر کردن کاغذه و استفادهای نمیشه داخل داستان ازش
و انقدر کوتاهه که فرصت تصور رو هم نمیده به آدم
کتاب به لحاظ ادبی ومحتوایی چیزی برای نقد کردن نداردوفقط به این میپردازد که شخصیت اصلی به فلان مسابقه رفت وفلان حرکت را انجام داد و در حاشیه هم به مسائل جنسی میپردازد. پیشنهاد میکنم این کتاب را تهیه نکنید زیرا به لحاظ محتوا ضعیف است وبه نوعی هدر دادن پول است.
سلام دوستان، کتاب را بسیار دوست داشتم و بی وقفه گوش کردم تا پایان و لذت بردم، صدای بی نظیر استاد رضا عمرانی نیمی از بار دلنشینی این کتاب است، از تمامی کسانی که در تهیه این کتاب صوتی زحمت کشیدهاند سپاسگزارم❤️
این کتاب خیلی جذاب بود و پر اطلاعات مفید راجب شطرنج و علاقه داشتی تمام مدت کتاب رو گوش بدی. موضوع کتاب راجب دختر تنهاییه که تونست ابرقهرمانهای شطرنج جهان رو شکست بده. ممنون از کتابراه و عوامل تهیه این اثر بسیار زیبا...
کتاب خوبی بودولی به اواسط داستان که میرسیم یکم خسته کننده میشه و یکمم برابازی گیج کنندس ولی درکل کتاب خوبیه و گوینده هم عالیه خیلی بااحساس کتابومیخونه من دوست داشتم ممنون ازکتابراه
اصلا فکر نمیکردم یک همچین موضوعی آنقدر برایم جذاب باشد که نتوانم از گوش دادن دست بکشم، رقابت برایم جذاب بود
اما اینکه شخصیت اول و قهرمان داستان همیشه برنده بود، یک کم فیلم هندی رو خاطر نشان میکرد
لذت بردم از شنیدن این کتاب گویش اقای عمرانی هم فوقالعاده دلنشین بود ترجمه عالی بود، به هرکسی که حداقل یه بار تو عمرش شطرنج بازی کرده پشنهاد میشه و ممنون از کتابراه عزیز
برای کسانی که به دنبال اهداف رفتن و موفقیت رو دوست دارند این کتاب جذاب هست، از فراز و نشیبها و چالشهای سخت بیرون اومدن، به همرا ه کارکتر اصلی کتاب برای من خیلی زیبا بود
دغدغههای بث رو میفهمم، اینکه نمیخواد به عنوان یک زن موفق ازش یاد بشه، فقط میخواد یک انسان موفق باشه، چون "زن" بار سنگینی داره و با خودش یک درد عمیق به عمق تاریخ داره. درد نداشتن مجالی برای بودن. با خودش یک انگ ناخوشایند داره...
به امید اون روز که بفهمیم به تعداد آدما، نوعِ آدم هست و آدما دو نوع زن و مرد نیستن! یه زن هم اگر از قضاوتهای جامعه رها باشه و مثل بث در محیط ایزولهای با یک مقولهی اسماً مردانه آشنا بشه، به همون اندازهی یک مرد ممکنه بهش علاقمند بشه و درش استعداد داشته باشه، به نظرِ من جامعه برای حفظ کانون خانواده زن رو تحقیر و فدا میکنه.
به قول دوبووار زن به دنیا نیومدیم، به زن تبدیل شدیم.
دخترها رو تربیت میکنن که تبدیل به "زن" بشن. یک موجود در سایه که انگار آفریده شده مرد رو به خودش علاقمند کنه!!! در حالیکه با وجود این حجم ظلم تاریخی باز هم زنان تا جایی که مجالی برای خود نشون دادن پیدا شده درخشیدن و ایدهی برابری رو ثابت کردن.