اول از همه میخوام از کتابراه به خاطر قرار دادن نسخه صوتی این کتاب فوقالعاده با صدای گرم و گیرای آقای کیانیان و خانم معتمد آریا تشکر کنم. این کتاب یکی از کتابهای تاثیر گذاری بود که تا به حال مطالعه کردم البته این نکته رو باید مد نظر داشته باشید این کتاب میتونه سلیقهای باشه و از نظر یکی مثل من به شدت جذاب و نظر یکی دیگه میتونه با این نظر کاملا متفاوت باشه، زمانی که شروع کردم به گوش دادن سه فصل آخر انتظار داشتم فرد جوانتری به جای غزاله خانم کتاب را بخواند اما خانم معتمد آریا به قدری گیرا و جذاب و با احساس این کتاب رو خواندند که نظرم عوض شد، صدای آقای کیانیان هم به همین اندازه گیرا و جذاب بود و خیلی خوب توانستم باهاش ارتباط بگیرم، یه مطلبی که از این کتاب در ذهنم مونده و به نظرم به شدت درخشان این که کسی که به درد و رنج و بیماری دچار میشه اون موقع متوجه میشه روزمرگی چقدر میتونه جذاب باشه، روزمرگی که میتونه از نظر کسانی که بیمار نیستند خسته کننده باشه
حتما این کتاب رو پیشنهاد میکنم، قدر لحظات مون بدونیم
شاید خواندن این کتاب برای همه انهایی که مثل من عزیزی در بستر بیماری داشتند سخت بوده باشد. کتاب را بخاطر سبزی برگهایش در کتابخانهی پارک شهر از قفسهها برداشتم. شروع به خواندن که کردم عزیزِ جانم سری دوم شیمی درمانیاش را میگذراند. اندوه و رنج بیماری و درد وصف ناپذیر شیمی درمان که با ان اشنا بودم مرا از ادامه کتاب منصرف کرد. روزگار تلخی بود. با هر برگی که خواندم صورتم خیس میشد. تاب نیاوردم و پس از صد صفحه کتاب را پس دادم.
عزیزِ جان که بر بیماری فائق آمد، در گروه کتابخوانی کوچکمان دوباره به این کتاب رسیدیم.
اندوه کتاب را بخاطر داشتم و شنیدنش را برغم برنامهی گروهی تا هفتهی اخر به تعویق انداختم. نهایتا خودم را جمع و جور کردم و شنیدم.
از خودم پرسیدم من در زمان نزدیک به مرگ چگونه فکر خواهم کرد؟
اگر من در ان موقعیت باشم، چه خواهم کرد؟
بین دست و پا زدن میان بیماری و مرگ ارام چه خواهم کرد؟
و از ان مهمتر، اطرافیانم پس از من از من چه خواهند گفت؟
خوشحالم که کتاب را با صدای اقای کیانیان و بانو معتمد اریا شنیدم.
مطمئنا بعد از شنیدن کتاب عادت میکنیم با صدای بانو معتمد آریا، کتابهای دیگری هم با صدای این دو عزیز خواهم شنید.
من اقای صدر خیلی نمیشناختم در حد دونستن اسمشون اینکه مفسر فوتبالن و منتقد سینما. آشناییم با هاشون از همین کتاب بود و اینطور شد که شنونده اخرین روزها و رنج هاشون و شاید خصوصیترین وجه زندگی حمیدرضا صدر شدم اما از همون دقیقههای اول شروع کتاب انقدر بهشون احساس نزدیکی کردم که انگار روایت یکی از آدمهای نزدیکمو میشنوم شاید از همون اول کتاب گریه کردم تا موخرهی سوم و چقدر یاد گرفتم ازشون بهم یادآوری کرد سلامتی چه نعمت ارزشمندیه و باید با چیزهای کوچیک هم خوشحال باشم. تو صفحهی اینستاگرامی که دخترشون اداره میکنن خوندم که یه نفر با خوندن کتابشون به فکر افتادن که چکاپ برن و با وجود سابقه سرطان توی خانوادشون به درمانشون بی توجه نباشن و خداروشکر تونستن پیش از اینکه سرطان پیشرفته بشه درمان بشن و من به این فکر کردم چقدر یه نفر باید منبع خیر باشه که بعد از فوتش هم با کتابی که تو بستر بیماری نوشته به کسی خیر برسونه. روحشون در ارامش باشه قطعا یکی از قشنگترین کتابهایی که خونده بودم. یه نکته درباره خوانش خانم معتمد اریا با اینکه خیلی صداشون دوست دارم و خیلی هم زیبا اجرا کردن اما چون موخرهها توسط دخترشون نوشته شده بود شاید اگه خود غزاله جان یا کسی هم سن ایشون میخوندن حسش بهتر منتقل میشد.
یکی از عالیترین کتابهایی که در حوزه وقایع نگاری خوندم اعترافاته؛ اثر ژان ژاک روسو. اگه بخوایم دنیای فلسفه رو از وقایع نگاری فارق کنیم، به لحاظ اجتماعی کتاب آقای صدر هم نمونه راضی کننده و درخوری بود.
از عنوان شروع میکنم: حس میکنم یه جور میل به پُز دادن تو انتخابش وجود داره یا هر عامل غیر ذاتیای که به هر حال مانع خلاقیت نویسنده در مورد انتخاب یه عنوان زیبا شده. کلی اسم دلپذیر میشه براش گذاشت که...!
قدری شیفتگی به امریکا تو ذوق میزد! این شیفتگی بعضی جاها به حدی بود که میشد حس کرد مرحوم صدر از واقعیت ظرفیتهای علم پزشکی دور شده و از همینجا هم متاسفانه آسیب میبینه. حرف دکتر امیدوار رضایی رو یه متخصص دیگه هم تایید کرد که: راهبرد درمانی ایشون تو امریکا محتاطانه بوده و باید از روشهای تهاجمی تری استفاده میشد. این ضعف نه در نگاه و نه در قلم غزاله دیده نمیشه. اونجا که به خطای بیمارستان پرزرق و برق معترض میشه و میبینیم که عین قصهها یه پزشک پاکستانی عملکرد مناسب درمانی رو به کار میگیره که افسوس خیلی دیر این اتفاق میافته. برای خودمم جالب بود که وزن ادبی و قوای روایی غزاله از پدر بیشتر بود. کاش تمام کتاب رو دختر مینوشت! در مجموع میشه گفت که برای خوندن این کتاب نباید تردید کرد؛ هم در کلیت اثر و هم در برخی جزئیات چیزای زیادی برای تجربه کردن میشه سراغ گرفت!
برای مثال یه جا صدر میگه که تومور و سرطان میتونه تو رو از همه چیزایی که بینهایت ازشون لذت میبردی متنفر کنه بجز مهر به عزیزانت. همه خوبیها و خوشیها ازت گرفته میشه مگر لذت دوست داشتن عزیزان! (نقل به مضمون بود).
خوانش کیانیان و معتمد آریا هم که عالی. مخصوصا معتمد آریا. آقای کیانیان دو سه مورد کم اهمیت خوانش نادرست داشتن که مهم نیست
یه جمله تو کتاب هست که آقای صدر پس از اینکه درگیر سرطان و مسائل مربوط به اون میشن میگن که اون جمله اینه " چقدر دلم برای اون روزهای تکراری قبل تنگ شده ". شاید خیلیهامون تا زمانی که درگیر بیماری نشده باشیم غر بزنیم و از شرایط تکراری هر روزمون شکایت کنیم. ولی به محض اینکه خدایی نکرده اتفاقی برامون میفته و یا سلامتیمون به خطر میفته ما هم همین جمله رو میگیم.
برای من که عشق فوتبال و فیلم هستم و طرفدار آقای صدر، گوش کردن این کتاب بدلیل بیان جزییات بیماری و آنچه که به جناب صدر گذشته خیلی سخت بود. یه جاهایی دیگه نمیتونستم گوش بدم و قطع میکردم.
ولی در نهایت تا انتهای کتاب رو گوش کردم.
واقعا کتاب تاثیرگذاری هست.
راستش من سالهاپیش در دوران جوانی کتاب بوف کور را خوندم و این کتاب تاثیر زیادی در روحیاتم گذاشت و تا سالها در هوای اون کتاب بودم. ولی اما بعداز سالها این کتاب رو خوندم البته نه اینکه کسی سفارش کرده باشه بلکه از روی علاقه زیادی که به دکتر صدر داشتم شروع به خوندنش کردم. راستش اعتراف کنم کنم در حین خواندن کتاب چندین بار گریه کردم. ولی از کلمات درست و حسابی آقای صدر و چگونگی ابراز احساساتش در قالب جملات استثنایی کیف کردم و بیشتر مجذوبش شدم. ولی بگم که خیلی در روحیاتم تاثیر گذاشته و غمگینم کرده. البته از صدای زیبا و بجای آقای رضا کیانیان هم نمیشه گذشت و تعریف نکرد.
از اونجایی که همیشه یکی از طرفداران آقای صدر بودم، ماجرای چند سال آخر زندگی ایشان برایم جذاب بود. شاید اگر کسی آقای صدر و خصوصیات ایشون رو نشناسه، نتونه با کتاب ارتباط برقرار کنه و تصور کنه ایشون زیاد از حد وارد جزئیات شدند، ولی اگر کسی ایشون رو بشناسه، میدونه که اقای صدر همواره در تمام برنامههایی که کارشناس بودند، همیشه همینطور با شور و هیجان از جزئیات صحبت میکردند.
به شخصه با تک تک جملات کتاب، زندگی کردم و با ایشون همراه شدم.
به نظرم آقای کیانیان عزیز و خانم معتمدآریا نیز به جذابیت و تاثیرگذاری بیشتر کتاب کمک کرده بودند.
کتاب داستان غم انگیز مبارزهی آقای صدر با بیماری سرطان است که آقای صدر درد ورنجی که افراد سرطانی تحمل میکنند بیان میکند. آقای کیانیان عالی کتاب را روایت کردند اما صدای خانم معتمد آریا تناسبی با کتاب نداشت و ایشان هم اجرای خوبی نداشتند. نکتهای که برای من خیلی عجیب بود ویک علامت سوال در ذهن من کاشت این بود آقای صدر به ماجرای هواپیمای اوکراینی واز دست دادن تعدادی از هموطنان در تدفین شهید حاج قاسم سلیمانی اشاره میکند اما کوچکترین اشارهای به شهادت حاج قاسم سلیمانی ندارد وهیچ نظری در این مورد نمیدهد. دراخراز نشر رادیو گوشه واپلیکیشن کتابراه برای در دسترس قرار دادن نسخه صوتی این کتاب تشکر میکنم وهمچنین تمام افرادی که برای این کتاب زحمت کشیدند.
خوب بود بخصوص نوع نگارش و قلم نویسنده که صادقانه، بدون هیچ پروگاندا یا سانسوری خودش را تقدیم مخاطب کرد، مخصوصا با خوانش آقای کیانیان این ارائه دلنشین تر شده بود. من البته، صدای هنرمند گرامی و فرهیخته خانم معتمد آریا را در کنار صدای آقای کیانیان بعنوان صدای غزاله خانم خیلی متناسب ومناسب نیافتم صدای دخترانه تر و صاف تری میطلبید گرچه خانم معتمد آریا در جای خود بسیار قابل و صاحب سبک و ارشد میباشند و این نقد هیچیک از قابلیتهای دیگر ایشان را نشانه نمیرود بلکه بشخصه وی را واجد انواع تحسین میدانم.
چقدر این کتاب تلخ بود! پر از غم. با اینکه اقای دکتر صدر رو در زمان حیاتشون نمیشناختم ولی بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم و با وجود اوضاع بسیار بد اینترنت تا حد توان شناختم رو از ایشان بیشتر کردم. با خواندن این کتاب خاطرات بد چند سال گذشته کشور عزیزم برایم زنده شد بخصوص الان که تازه جنگ چهل روزه رو پشت سر گذاشتیم! خوشا بحالت اقای دکتر گرامی که نبودی و این روزها رو ندیدی! امیدوارم روحشان در ارامش ابدی باشه. با تشکر از راویهای محترم و کتابراه عزیز
عجب قصه تلخی بود. تو روزهایی گوش دادم که حال خودم خیلی خوب نبود و این کتاب هم به شدت تاثیر گذاشت رویم. اما پایانش، آخ که چه قدر عجیب بود. در کنار تلخی پیشبینی شدش آرامش زیادی هم داشت. ان مرغ بریان و شام خانوادگی اون حس آرامش و خوشحالی کاملا به خواننده منتقل شد و عمیقا احساس شد و عجب جمله بندی دردناک و آرامش بخشی بود برای پایان. به نحوی مرگ رو شیرین کرد.
صدای آقای کیانیان چه قدر نشسته بود روی کار ولی به نظرم خانم معتمد آریا انتخاب خوبی نبود
دکتر صدر انسانی فرهیخته و بزرگ بود. مطلع و آگاه با جهان بینی درست یک انسان. این کتاب باعث شد شناخت عمیقتری از ایشان پیدا کنم، تقابل مرگ و زندگی، رنجهای یک بیمار سرطانی، تحمل دردهای کشنده در تنهایی، فکر ندیدن عزیزان و گذاشتن تمام علاقه هایت در این دنیا و رفتن... این کتاب مثل یک سفر بود، قلم شیوای و بیان زیبا و صداقت کلام. روحتان شاد و در آرامش دکتر صدر عزیز، شما به هیچکس بدهکار نیستید، وظایف انسانی خود را در این جهان به انجام رساندید.
سلام، کمتر از یکساعت پیش کتاب را تمام کردم، بسیار گریستم، از عشق آقا صدر و غزاله، از مقاومت و دلبستگی خانواده، از رفتن انسانهای بزرگ
گرچه آدمهای بزرگ، کامل زندگی میکنند و لحظههای زندگی رو عاشقانه در آعوش میکشند اما همیشه رفتنشون سخته. خیلی تشکر میکنم از تمام کسانی که این مجموعه را گرداوری کردند. زندگی آقای صدر حتی در آمریکا پر از نشانهها و فرهنگ زیبای ایران بود، بسیار آموختم و بسیار لذت بردم. روحشان پُر پرواز
کتاب بسیار جذاب هست داستان غم انگیز هست ولی با خواندن این کتاب آگاهیهای پزشکی مفیدی بدست میآوریم برای همراهان بیمار کتاب مناسبی هست اگر فردی درگیر بیماری سختی هست قبل از وارد شدن به درمانهای سخت این کتاب را بخواند شاید در تصمیم گیری هایش تاثیر مثبتی داشته باشد و راههای بهتری انتخاب کند در نهایت نکته مهم کتاب این هست که خیلی جان و زنده بودن با ارزش و عزیز است آرزوی تندرستی و بهبودی کامل برای همه بیماران دارم
ایمان به خدا شاید طی این مسیر رو آسونتر کنه از طرفی حمید بعد از مرگ پدردر عنفوان جوانی خودش رو یه بازنده میدونسته در برابر این کارسینوما شاید تو حالت طبیعی ماها تا 75 سالگی بیشتر عمر نکنیم ایشون بعد از اطمینان از بیماری سه سال زنده بودن ولی زندگی نکردن میشد تو این مدت به اندازه 30 سال شاید هم بیشتر زندگی کرد و لذت برد اما یکی از بهترین کتابهایی بود که در طول زندگی شنیدم روحش (اگر وجود داره) شاد
بینظیر، محشر... 😭😭😭
بارها گریستم، استاد صدر رو دوست داشتم، ولی حالا محبوب دلم شده😭
دوست دارم بارها این کتاب رو گوش بدم... گویندگی و احساس رضا کیانیان و معتمد آریا محشر، بینظیر بود...
بهترین کتابی که تا حالا گوش دادم بی شک این کتاب بود😭😭🌹
سیاه، سفید.. بالا، پایین.. خوب، بد... و چه تلخ رفتی استاد😭😭😭🌹🌹
روحت شاد مرد بی نظیر
ترکیب سبک نوشتاری حمیدرضاصدر و سوژهی فوق العاده تاثربرانگیز ودر عین حال جذاب کتاب را گویندگی روان و بی نقص رضا کیانیان و در پایان صدای صمیمی دخترکی -که چون نوشتهاند میدانیم معتمدآریای خودمان است و ما را خیلی ساده به تالمات روحی غزاله میبرد-به کمال رساند. از همهی کسانی که به تولید این کار کمر بستهاند سپاسگزارم.
مهران نشیبی
این کتاب صدر یه سفرنامه شخصی و احساسیه. از تهران تا آمریکا رو با قلم صمیمی خودش روایت کرده. من با هر صفحهش غربت و دلتنگی رو حس کردم. پر از جزئیات زندگی و خاطرات تلخ و شیرینه. یه جاهایی حس کردم غم توش غالبه. برای من که مهاجرت رو تجربه نکردم، خیلی تکاندهنده بود. قلمش مثل همیشه دلنشینه. به نظرم هر کی دنبال یه روایت واقعیه، باید بخوندش.
بنده یکی از طرفداران جناب صدر بزرگوار بودم، اگر بخوام صادق باشم نتونستم تا انتها این کتاب رو بخونم (گوش کنم) و شدیدا از میانه داستان برای بنده عذاب آور بود
امیدوارم در این سرزمین قدر بزرگانی چون ایشون رو بدونیم
به هرشکل خواندن زندگی نامه انسانهای بزرگ خالی از لطف نیست اما بنده قدرت خواندن تا انتها رو نداشتم❤️
درسته کتاب ناراحت کننده بود اما اینکه کتاب واقعی بود و برای کسانیکه مثل من در خانواده درگیر چنین مسئله ای هستند واقعا عالیه چون درسته ظاهر مادرم شاید روبراه بود اما به راحتی درک میکردم از درون چه حسی داره و با چه چیز مبارزه میکنه و سپاس از خانم دکتر آسیه استادی که خواندن این کتاب رو در بحران مریضی مادرم پیشنهاد کردند.
در غم عمیق فقدان بزرگمردی که خیلی از ما جوانها رو عاشق فوتبال کرد، نتونستم مدتها سمت این کتاب برم.
بعد از سه سال متقاعد شدم که بالاخره بخونم و بشنوم و اشک بریزم باهاش.
بعد ساعتها که غرق این اثر فوق العاده بودم حس سبک شدن از یک سوگ بلند و طولانی رو دارم.
سپاس از همه عوامل خلق کنندهی این کتاب صوتی🙏🏻
درود. کتاب پر از لحظات غم انگیز و ناراحت کننده بود که بارها و بارها اشک مرا جاری ساخت.
تفاوت واقعیت با آنچه دکتر صدر در انتهای کتاب نوشته بود برای من بسیار تعجب آور بود.
جملات و واقعیتهای کتاب در مورد بیماری و مرگ مرا واقعا به فکر فرو برد. خواندن کتاب را برای درک بهتر زندگی و حال بیماران توصیه میکنم.
چقدر عاللللللی چقدر دردناک. حمید رضا صدر رو توی تلویزیون میدیدم فوتبال رو نقد میکرد خیلی دوست داشتم وقتی فهمیدم فوت کردن واقعا ناراحت شدن. کتاب چقدر روان و با تمام جزئیات نوشته شده بود. قسمت صبحی که خودم را کشتم خیلی عالی بود. ندای درون دکتر صدر و آرامشی به بهش داد عالی بود. خداوند قرین رحمتش کنه انشاالله روحش شاد
درود فراوان
چقدر زیبا
جناب صدر دوست داشتنی، روحت شاد عزیز، چقدر با کارشناسیهای جذابت و آن حالت حرکات دستانت و به قول معروف body language جذابترت مثل چیز (به قول فردوسی پور) کیف میکردیم
هی هی روزگار، روحت شاد و یادت تا زمانها و زمانها ماندگار و نیک پاینده ایران و ایرانی 🌷
کتاب خیلی خوب بود
دکتر صدر فوق العاده قابل احترام و ستایش بود
اولین روایت از دوران بیماری بود که به این خوبی و با این جزئیات نوشته شده بود.
صدای آقای کیانیان مناسب بود
ولی بهتر بود به جای صدای خانم معتمدآریا؛ از صدای یک خانم جوانتر و محدوده سنی دختر ایشان انتخاب میشد.
کتاب را به همراه همسرم در راه سفری با ماشین با هدف طبیعت گردی گوش دادیم. خیلی قسمت ها گریستیم و اندوهگین شدیم. جناب صدر را به واسطه همسرم و فوتبالی بودنشون می شناختیم. انسان دوست داشتنی بودند. کتاب تمام لحظات جناب صدر را از ابتدا که متوجه کارسینوما می شوند تا لحظه از دست دادنشون رو به تصویر کشیده.
از شروع اولین جملات کتاب مسحور تک تک کلمات و عبارات آن شدم. حمیدرضا صدر را نمیشناختم، پس از فوتش و با شنیدن خبرها درمورد کتابش درمورد او تحقیق کردم. حالا با هرجمله صادقانه و موجز، شفاف و دقیقش چون یک مسافر واقعی بجای او در صحنههای واقعی کتاب قدم میزنم و احساسات اورا تجربه میکنم.
متن و داستان جالبه.
اما آقای کیانیان زیادی دراماتیک خوندن
و خانم معتمدآریا هیچ ربطی به شخصیت نداشتند!
شاید بازیگران خوبی باشن اما راوی خوبی نیستن!
وقتی این همه راوی خوب و حرفهای هست
چرا از ادمای معروف استفاده میکنید؟ فقط برای فروش بیشتر؟
روح حمیدرضا صدر عزیز شاد. چقدر اثر دلنشینی بود. پر از احساس متقابل و قابل درک. خصوصا بخش موخره که توسط غزاله نوشته شده بود خیلی خیلی سوزناک و در عین حال به یاد ماندنی بود. به نظرم اگر حال روحی مساعدی ندارین این اثر رو نخونین.
کتابیست تاثیر گذار. یه حالت خلسه به ادم دست میده. اقای صدر با نوشتن این کتاب به ما یاداوری میکنه محبت خانواده چیست.
. و خانواداش چه خا لصانه در خدمتش هستن یاداور میشه قدر همدیگر رو بدونیم. خوانش کتاب عالیست. روحش شاد
با تشکر ویژه از کتابراه که این کتاب بسیار زیبارو با صدای عالی و جذاب آقای کیانیان و خانم معتمد آریا رو در صفحه برنامه قرار دادند
بسیار عالی بود و بنده ب نوبه خودم لذب بردم و بسیار امیدوار ب زندگی شدم
باز هم تشکر
سلام. واقعا دلم برای دکتر صدر تنگ شده با اون کارشناسیهای دقیق و جذابش با اون حرکتهای دستاش هنگام کارشناسی لیگ قهرمانان. فوق العاده بود.
به همه دوستان توصیه میکنم بقیه کتلبهای دکتر صدر رو هم گوش کنن
چی میتونم بگم؟ داستانی واقعی تلخ و بشدت صادقانه و رو راست و اثرگذار و قابل لمس که گاهی با چشمان خیس گوش دادم و لذت بردم. ممنون آقای صدر که این کتاب زیبا رو نوشتی ممنون که باهامون حرف زدی و روحت شاد
شنیدن این کتاب چنان تاثیر عمیقی بر قلب و روح و ذهنم گذاشت که محاله هیچ وقت فراموش کنم. روحت شاد مرد بزرگ. ممنون بابت آخرین یادگاریت. صدای جناب کیانیان و بانو معتمد آریا هم بسیار دلنشین بود
کتاب عالی بود بخصوص با خوانش آقای کیانیان عزیز به افرادی که عزیزشون رو از دست دادن توصیه نمیکنم اصلا من تماما اشک ریختم با اینکه مادر شوهرم شکر خدا نجات پیداکردن ولی یاداوریش خیلی سخت بود برام
بسیار از شنیدن این کتاب لذت بردم.
خیلی تلخ اما واقعی، جنبه از زندگی را به تو نشان میدهد که شاید هیچ وقت این زاویه را این قدر از نزدیک حس نکنی
خدا رحمت کند جناب صدر رو و به دخترش عمر با عزت دهد
وقتی این کتاب رو میخونی
تک تک سلولهای بدنت با نویسنده همراه میشه.
رنج و درد اقای صدر رو حس میکنی،
قدرت و بزرگی ایشون رو درک میکنی
خدا رحمتشون کنه خیلی مرد دوست داشتنی و بزرگی بودند
این کتاب از اون دسته کتابهایی که از خوندنش واقعا ناراحت میشی که چی برسر آقای صدر گذشته. کتاب از لحاظ نگارش عالیه حیف که این بزرگ مرد از پیش ما رفت. از گوینده هم تشکر ویژه دارم واقعا خوب خوندن
خواندن این کتاب جگر شیر میخواهد. با چینش کلمات در کمال دقت و دلالت. گفتگویی پر فراز و فرود است با هیولای مرگ چشم در چشم سایه به سایهاً آآه که چه تصویری فرا انسانی است.
صدای عالی و نوشتار کامل و برخی قسمتها میخکوب کننده
و شاید برای همه توصیه شود نه از بابت تزریق حال و روز بد بیماران بلکه رواشناسی بیماران و عدم بیان جملات تکراری
برخلاف نظر بقیه من نپسندیدم کتاب دردناکی است ایشون انسان بزرگواری بودن و زندگی خوبی داشتن این همه غم و ناله سزاوار نیست دفعه بعد خلاصه داستان رو میخونم و بعد انتخاب میکنم
ازین نظر که سعی کرده احساساتش تو زمانی که میدونه قراره چند وقت دیگه نباشه بیان کنه ایده قشنگی بود ولی خب اونجور نبود بخوام چند بار بخونمش
ارزش یه بار خوندن داشت
خیلی خیلی متاسفم که این انسان بزرگ رو تازه شناختم. واقعا با اکثر صفحات این کتاب اشک ریختم و با تمام وجود حس این بیماری لعنتی رو درک کردم. چقدر شجاعت میخواسته نوشتنش...
صدای آقای کیانیان و روایتشون محشره
خانم معتمد آریا به نظرم بهتر میتونستن کار کنن اما در کل برای من بسیار جالب بود شنیدن سرگذشت آقای صدر با صدای بی نظیر آقای کیانیان
حال واقعی بیماران سرطانی و دردهایی روحی که تحمل میکنند رو خیلی زیبا توصیف کردند و واقعا کمتر کسی پیدا میشه که در روزهای اخر زندگیش ب دنبال نوشتن کتاب برای دیگران باشه .
روحشون شاد. حافظهی تاریخی فوتبالی که به شخصه زمانهایی که کارشناس بودن مخصوصا برنامه نود با لذت و دقت نگاه میکردم و الان با آه و حسرت اثر ماندگارشون رو گوش میدم
خوبیش اینه با آقای صدر یکبار این لحظات رو تجربه میکنی و اگر برای خود آدم پیش بیاد دیگه آمادگی داری. سخنان غزاله دقیقا از زبان من بود در روزای آخر پدرم. همه چیز برایم زنده شد
کتابی عالی در باره رویارویی مرگ و زندگی، کتابی بر خواسته از دل که خیلی به دل مینشیند با قلم زیبای آقای صدر و بیان دلنشین آقای کیانیان و خانم معتمد آریا
کتاب سنگینی بود. قلبم به درد اومد. صرفاً چون مسافر آمریکا بودم کتاب رو خریداری کردم. اما داستان کتاب ادمو رو تو خودش فرو میبره. روح شون شاد و یاد شون گرامی
حتما این کتاب رو پیشنهاد میکنم، قدر لحظات مون بدونیم