در عین حال که تولستوی از نظر من یکی از بزرگترینهای ادبیات داستانی است لیکن در این داستان عقاید خاص و غلیظ این مرد بزرگ به نوعی از زبان نقش اول داستان بیرون میآید. برخی معتقدند این داستان از زندگی زناشویی خود نویسنده الهام گرفته شده است.
مردی که در دوره تجرد و جوانی اعمال غیر اخلاقی (البته از نظر مردم آن دوره) انجام داده است در دهه سوم عمرش با دختری نجیب و پاک ازدواج میکند و همان اعمال دوره تجردش (شاید) موجب بدبینی و بددلی او میشود. خوب این ماجرا برای همه قابل هضم و درک است و میتوان گفت بیشتر عزیزان نمونهای از اینگونه شرایط را در پیرامون خود دیده یا شنیدهاند. البته شرایط و عقاید مردم در دوره و زمانهای مختلف متفاوت است و شاید نتوان امروز از سلایق مردم صد سال قبل خرده گرفت و انتقاد کرد که چرا یک آدمکش و قاتل آزاد است؟!!!. نشان دادن حالات غمزده و پریشان نقش اول در طول روایت داستانش، کمی از غلظت تعصبات کاسته و تعادل برقرار شده است.
با این اوصاف این داستان از تولستوی صرف نظر از مضمون و عقاید آن، در حد و اندازهی دیگر آثار این نویسنده بزرگ نیست.
ضمنا توصیه میکنم این سونات را چندین بار با دقت بشنوید. خیلی لذت خواهید برد.
سپاس از کتابراه
🍁 تولستوی و … کتاب شیطان، مرگ ایوان ایلیج، جنگ و صلح، سه پرسش، و حالا هم کتاب سونات کرویتسر…
دوستان به نظر من هم کتاب معمولیای بود، و یک خط داستانی سادهای داشت، اما دیگه شایستهی بی لطفی هم نبود!!! همین که روی کاور خودش اسم بزرگی مثل لئو تولستوی رو داره، این یعنی حتما ارزش خوندن داره و اعتباری برای خودش داره!
البته که نسبت به کتابهای دیگهی تولستوی معمولی تر بود، اما خیلی نقاط قویای هم داشت… مثلا اسم کتاب واقعا زیبا بود و هر خواندهای رو به سمت خودش میکشید که ببینه چرا این اسم روداره!؟ این سونات بتوون چه ربطی میتونه به تولستوی و این کتاب داشته باشه!! یا اینکه اتفاقات داستان با شروع حرکت یه قطار توی قطار اتفاق میافته و با ایستادن قطار و پیاده شدن فرد متکلم داستان تمام میشه، خیلی منحصربه فرده.
درمورد خود داستان هم بگم، اتفاقا یه قصهی کاملا ملموسی داشت و از خیانتی میگفت که توی خیلی از اطرافیان امون هست!
مردی که قتل روانجام داده بود! درواقع به اثرات زندگی بی بند و باری قبل از ۳۰ سالگیش دچار شده بود! زندگی کاملا انعکاس رفتار خودمونه، بعد از اون همه آزادی نامتعارف، معلومه که یه روزی زنی میگیره که هرقدر هم نجیب باشه، تلخی اون روابط رو بهش میشناسونه!!!
و مورد بعدی زندگی سرد اونها از روز سوم ماه عسل اشون بود! معلومه یه همچین زندگیای به خیانت ختم میشه!
لحظههای خیانت زن، دردهای مرد متکلم و قتل اش، و کشته شدن زن، برآورد همهی رفتارهای غلط آدمهای داستان هستش؛ زن، شوهر، فرزندان، و ترو کانتشکی همه و همه به این جریان کمک کردن تا اون پایان تلخ رقم بخوره! هیچ وقت سیاه و سفید دیدن خوب نیست! میشه خاکستری هم دید…
درکل داستان خوبی بود و ارزش خوندن داشت. ممنون دوست عزیزم کتابراه☘️
داستان جذاب بود. به نظر میرسد که تولستوی نگاه مثبتی به زنان ندارد البته نسبت به زمان خودش کمی پیشرو است، اگرچه در خصوص خیانت تفاوتی بین زنان و مردان وجود ندارد. در برخی آثار تولستوی زنان شناخته نشده باقی میمانند و به بعد زنانهی آنها توجه نمیشود. اگر چه خیانت در هر دوجنس مذموم و ناپسنداست ولی کاملا نگاه مردانهی نویسنده به وقایع و اتفاقات مشهود است. زیبابودن قلم نویسنده غیر قابل انکار است. صدای راوی گیرا و جذاب است.
بنظرم فوق العاده بود دوستانی که انتقاد کردن به زوایای پنهان داستان توجه نداشتن. اینکه تصور ما از عشق چجوره و یا برداشت ما از زندگی دیگران چگونه است در حالی که واقعیت جور دیگریست. نظر تاجر مردسالارانه و نظر خانم مسافر خیلی ایده آلیست بود و با منطق زندگی جور در نمیآمد. ضمنا با توجه به تجربه شخصی دیدگاه نویسنده در زمان حال هم مصداق پیدا میکنه که در کتاب عنوان شده قبل از آن زمان هم به این صورت بوده که نمیتونم تائید کنم.
بد نبود تا حدودی با واقعیت مطابق بود قلم این نویسنده رو دوست دارم اما راوی برام جالب نبود داستان زنی بود که با پنج بچه عاشق مرد دیگری شده بود و به همسر خودش خیانت کرده بود و همسرش اون رو کشتاین داستان رو مرد در فضای قطار برای یک غریبه تعریف میکنه و یک دفعه داستان تمام میشهپایان داستان رو دوست نداشتم منتظر باقی داستان بود م که دیدم فصل آخرهدر کل بد نبود
تراوشات یک ذهن بیمار و زن ستیز که تمام زیباییها و فداکاریها و مهربانیهای زن را نادیده میگیرد و او را موجودی میپندارد که صرفابه دنبال صید و شکار است، کتابی بسیار توهین آمیز و بی ادبانه و بی خردانه، واقعا راست میگن هر کتابی ارزش خوندن نداره … و البته صدای نفسهای راوی که کلا در میکروفون میپیچه آزار دهنده هست …
تولستوی در این کتاب همانند کتابهای ارباب وبنده، شیطان و مرگ ایوان ایلیچ به یک موضوع میپردازد. نویسنده در این کتاب اندیشههای مختلف درمورد ازدواج را رد میکندو طرح و اندیشه خود را ارائه میکند اما آنرا
کامل تایید نمیکند. راوی اجرای عالی نداشت اما خوب و
قابل قبول اجرا کرده است.
شناخت تالستوی از ضمیر انسانها واقعاً ستودنیست، بیان تمام عواطف و هیجانات فرد که به مخاطب نشان میده هیچ انسانی بطور مطلق گناهکار و همچنین بی گناه نیست، به واقع انسان شناسی بزرگترین شاخصهی آثار تالستوی هست.
حس میکنم نسبت به باقی کتابهای تولستوی به این کتاب توجهی نشده، در عین حال که مشکلات اجتماعی را به نحوهی آسان و قابل فهم بیان میکنه خواننده را به دنبال انتهای داستان با خودش غرق میکنه! بسیار دلنشین بود.
خوب خیلی ساده و عامیانه بود داستان و کاملا شخصیت یه مرد خودخواه و بد دل رو بیان میکرد و خیلی مسخره بود که تو دادگاه تبرعه شده. برای زمان خودش نویسنده خوبی بوده ولی بدرد نسل جدید نمیخوره.
موضوع کتاب بسیار کشدار و خسته کننده بود و بسیار به موضوعات غیر اصلی داستان میپردازد از طرفی نحوه خواندن کتاب نیز جالب نبود و بازدم ایشان واقعا توی مخ بود که آنرا خسته کننده تر میکرد.
نویسنده نگاه نقادانه به طبقات اجتماعی عصر پادشاهی در روسیه دارد جالب اینکه نگاه
او به زن حتی در جایگاه مادر نیز انتقادی و معتقد است استفاده ابزاری از زنان باعث ایجاد مشکلات فراوانی در جامعه میشود
داستان بسیار خوبی هست و نکته مهم در این داستان این هست که راوی داستان که داره ماجرای زندگیش رو تعریف میکنه یکباره دیگه با خاطراتش عشق و نفرت رو دوباره احساس میکنه و این واقعا زیباست
در مقایسه با بقیهی آثار تولستوی، کمتر نظرمو جلب کرد و مطالبش با باورهای من هماهنگی نداشتن
مکثها و نفس گرفتنها هم باید حذف میشدند که کیفیت کتاب صوتی بهتر بشه
سلام کتاب اعتراف تولستوی رو بیشتر پسندیدم هرچند که این کتاب هم مثل بقیه آثارش قوی و جذاب هست. داستان رو میتونیم تو زندگی روزمره و در اطرافمون ببینیم. خیلی عالی روانشناسی کرده بود
عالی بود نظرات منفی خانم هارو گوش نکنید بابت زن ستیزی و فمینستی و... در ابتدای کتاب خیلی نقد و نظر آزادانهای در ارتباط با ازدواج و عشق بیان میشه و وارد داستان سوژه اصلی میشه.
مردی که در دوره تجرد و جوانی اعمال غیر اخلاقی (البته از نظر مردم آن دوره) انجام داده است در دهه سوم عمرش با دختری نجیب و پاک ازدواج میکند و همان اعمال دوره تجردش (شاید) موجب بدبینی و بددلی او میشود. خوب این ماجرا برای همه قابل هضم و درک است و میتوان گفت بیشتر عزیزان نمونهای از اینگونه شرایط را در پیرامون خود دیده یا شنیدهاند. البته شرایط و عقاید مردم در دوره و زمانهای مختلف متفاوت است و شاید نتوان امروز از سلایق مردم صد سال قبل خرده گرفت و انتقاد کرد که چرا یک آدمکش و قاتل آزاد است؟!!!. نشان دادن حالات غمزده و پریشان نقش اول در طول روایت داستانش، کمی از غلظت تعصبات کاسته و تعادل برقرار شده است.
با این اوصاف این داستان از تولستوی صرف نظر از مضمون و عقاید آن، در حد و اندازهی دیگر آثار این نویسنده بزرگ نیست.
ضمنا توصیه میکنم این سونات را چندین بار با دقت بشنوید. خیلی لذت خواهید برد.
سپاس از کتابراه