خطر اسپویل :
رمانی زیبا دلنشین تر و تمیز کتاب صبحانه در تیفانی، رمانی نوشته ی ترومن کاپوتی است که راوی بی نام و نشان این رمان جذاب، در پاییز سال 1943 با هالی گولایتلی دوست می شود. این دو شخصیت، هر دو مستأجران آپارتمانی در بخش شمال شرقی منهتن هستند. هالی که هجده نوزده ساله به نظر می رسد، دختری از مناطق روستایی است که زندگی اش در نیویورک کاملاً با گذشته متفاوت شده است. او شغلی ندارد و زندگی اش را با دوستی با مردان ثروتمند سپری می کند؛ مردانی که او را به باشگاه ها و رستوران های مختلف می برند و به او پول و هدیه های گران قیمت می دهند. هالی در طول یک سال، به تدریج شخصیت خود را برای راوی آشکار می کند و راوی در طول این زمان، شیفته ی سبک زندگی عجیب هالی می شود. هالی اما آرزویی بزرگ در سر دارد: پیدا کردن جایی واقعی مثل تیفانی که در آن احساس کنی در خانه هستی به شدت شنیدن این کتاب پیشنهاد می شود ممنون از کتابراه و تیم خوبشون
با سلام به کتابراه عزیز و آقای عمرانی که صدای گرم و دلنشینشون باعث شد تا آخر داستان رو با میل و رغبت گوش بدم و لذت ببرم. هالی با نام اصلی لولا دختری یتیم و بی کس و کار هستش که چهره زیبایی داره و بخاطر بدبختی و تنهایی توی سن ١٤ سالگی، مردی مسن با دوفرزند بزرگ باهاش ازدواج میکنه ولی چون سن دخترک کمه، ازدواج ثبت نمیشه و در نهایت هالی چند سال بعد فرار میکنه و میره دنبال خوشگذرونی با مردان دیگه و از این طریق پول در میاره چون عاشق لاکچری زندگی کردنه و اسم رمان هم از همین مورد سرچشمه میگیرهچون برند تیفانی یه برند گرونه و توی خیابان پنجم منهتن در نیویورکه که گرونترین خیابان هستولی دخترک چون از بچگی پدرومادری نداشته فقط میدونه که باید خوشگذرونی کنه و مردهارو مجبور کنه که خرج خوشگذرونیشو بدننویسندهای جوان در همسایگیشه که به مرور عاشق دختر میشه و سعی میکنه کمکش کنه ولی دخترک بی محابا به کارهای خودش ادامه میده و در نهابت همسایهها اونو به پلیس لو میدن و انتهای ماجرا. واقعا در هر جای دنیا فرزندان بی پدر و مادر در معرض انواع آسیبهای اجتماعی هستن و بنظرم خود نویسنده که سرگذشت مشابه هالی داشته، یه جورایی خواسته این مفهوم رو برسونه که پدرومادرها قبل از طلاق و مسائل اون، به این قضیه فکر کنن که فرزندان در نهایت سرنوشتی مثل قهرمان داستانش پیدا نکنند. به گوش دادنش میارزه و من لذت بردم.
هیجان چندانی نداشت گرچه هالی با شور وسرزندگیش وبی خیالی ورویا پردازیش داستان را زیبا کرده بود داشتن چنین روحیهای هنریه که هرکسی نمیتونه در اوج مشکلات داشته باشه.
صدای گرم استاد عمرانی واسم زیبای داستان باعث شد انتخابش کنم پشیمان نیستم ولی میتوانست زیباتر باشد
کتاب جالبی بود، هالی زنی که سختی هایِ زیادش رو پشت چهرهی زیبا و خوشگذرونی هاش پنهون میکنه، تلاشش برای زندگی کردن و زنده نگه داشتن امید ستودنیه، شخصیت ساده مهربان و بچه گانهای داره در حالی که زنی بالغ هست. "تا چیزی رو از دست ندی متوجه نمیشی که یه روزی مالِ تو بوده"
رمان خوبی بود. راوی بسیار خوبی هم داشت. حال و هوای هر موقعیت بخوبی توسط راوی منتقل میشد. با صدای ایشان کتاب و نمایشنامه و.... زیادی شنیدم. قبل تر از ترومن کاپوتی خوانده بودم. خاطره کریسمس و تابوتهای دست ساز کتابهای پر از دیالوگ و مونو لوگهای نغز.
اصلا این کتاب و پیشنهاد نمیکنم، نه تنها محتوای خاصی نداره بلکه حتی سرگرم کننده هم نیست. علاوه بر این صدای گوینده با تمام توانایی هاشون (که در کتابهای دیگه شنیده بودم) به هیچ عنوان مناسب کاراکترهای این کتاب نیست.
به نطر من داستان خیلی معمولی بود چیزی که باعث شد تا آخر گوش بدم صدای زیبا و دلنشین آقای عمرانی بود به خصوص که به جای هر شخصیت با لحنهای متفاوت صحبت میکنن و کسل کننده نمیشه واقعا که حرفه ای هستند.
با شنیدن این کتاب واقعاً لذت بردم و از همکاران ماه اوا متشکرم که چنین آثار قشنگی رو در اختیار ما به صورت صوتی قرار میده و اجازه میده با وجود مشغله های زندگی از مطالعه عقب نمونیم.
این داستان را فقط بخاطر اجرای هنرمند گرامی آقای عمرانی شنیدم که بهترین گوینده هستند و ارزش هر کتاب را بالاتر میبرند. همچنین داستان با فیلم مشهورش بسیار تفاوت دارد و مانند همیشه کتاب بهتر است.
داستان خوبی داشت و با اشتیاق داستان را دنبال کردم. گوینده هم بسیار جذاب داستان را روایت میکند البته صدای گوینده در نقش زن (هرچند خوب بود) اما به قوت صدای مردانه نبود. اما مجموعا لذت بردم. متشکرم.
این کتاب روباید ۲بار خوند جالب و با معنا بود و زندگی یک زن روسپی رو به سادگی و خوبی نمایش می دهد گویندگی عالی و داستانی واقعی، گیرا و عبرت آموز.... ممنون از کتابراه
رمانی زیبا دلنشین تر و تمیز کتاب صبحانه در تیفانی، رمانی نوشته ی ترومن کاپوتی است که راوی بی نام و نشان این رمان جذاب، در پاییز سال 1943 با هالی گولایتلی دوست می شود. این دو شخصیت، هر دو مستأجران آپارتمانی در بخش شمال شرقی منهتن هستند. هالی که هجده نوزده ساله به نظر می رسد، دختری از مناطق روستایی است که زندگی اش در نیویورک کاملاً با گذشته متفاوت شده است. او شغلی ندارد و زندگی اش را با دوستی با مردان ثروتمند سپری می کند؛ مردانی که او را به باشگاه ها و رستوران های مختلف می برند و به او پول و هدیه های گران قیمت می دهند. هالی در طول یک سال، به تدریج شخصیت خود را برای راوی آشکار می کند و راوی در طول این زمان، شیفته ی سبک زندگی عجیب هالی می شود. هالی اما آرزویی بزرگ در سر دارد: پیدا کردن جایی واقعی مثل تیفانی که در آن احساس کنی در خانه هستی به شدت شنیدن این کتاب پیشنهاد می شود ممنون از کتابراه و تیم خوبشون