روایت زیبایی از زندگی بود و البته حزن انگیز
داستان رو دوست داشتم اما نحوه خوانش با اینکه زحمت زیادی برایش کشیده شده خالی از اشکالهای مکرر نبود. متاسفانه بارها صدای شخصیتها جابجا اجرا میشد و این به خصوص زمانیکه دو شخصیت زن و مرد در حال گفتگو با هم بودن آزار دهنده میشد. یعنی شنونده باید تشخیص میداد که آخرین جمله مربوط به شخصیت مقابل بوده که با همون لحن قبلی اجرا شده
از کتاب اسکندر لذت بردم. چند قسمت اول را بعد از اتمام کتاب باید دوباره برگردیم و بخوانیم این از ویژگیهای نوشتههای شافاک است.
او در این کتاب به خوبی ظلمی را که در جوامع مخصوصا جوامع جهان سوم بر زنان مظلوم میرود، به تصویر میکشد امیدوارم روزی برسد که مردان در تمام دنیا بپذیرند که زنان هم مانند آنها حقوق مساوی دارند و خود را جنس برتر ندانند.
سلام روز و روزگار خوش. سبک نگارش الیف شافاک رو دوست دارم. همیشه یه جایی از کتاب، جا میخوری. ولی در إسکندر، شاهکار خودش رو به نمایش گذاشت. اصلاً از اول داستان دوفلو بودن دخترها، برای جابجایی مرگ شون بوده. این همه شخصیت در داستان و همه به نوعی به هم مربوط.
من واقعاً لذت بردم. راوی و موسیقی هم خوب بود.
ممنون کتاب راه 🙏🏻
داستان را دوست داشتم، البته چندان قوی و کامل نبود، انتظار داشتم بیشتر به وقایع و احساسات پنبه بعد از حادثه پرداخته بشه چون به نظرم این داستان پنبه بود نه اسکندر، همچنان معتقدم بهترین کتاب نویسنده ملت عشق است،
روایت قصه خوب و روان اما بسیار کند بود، خوشحالم که میشود سرعت پخش را زیاد کرد، ممنون کتابراه
بازگو کردن چند داستان در یک رمان آنهم در زمانهای متفاوت گاهی به ساختار داستان لطمه وارد میکند. بطوریکه گاهی ماجرایی را با جزییات دقیقتر بیان کرده و گاهی به ماجرایی خیلی سطحی میپردازد. در مجموع من سه دحتر حوا و ملت عشق را به دیگر کتابهای خانم شافاک ترجیح میدهم.
کتابهای الیف شافاک همیشه روایت های جذابی دارن و گیرا هستن این داستان هم روایت خانواده ای سنتی در دل جامعه مدرنیته ست شاید اینجا باید به این نتیجه رسید که جامعه و خانواده با هم و به تساوی در بلوغ و پرورش انسان نقش دارن
قوه تخیل این نویسنده و حس زنانش و قابل درک بودن تک تک واژهها، واقعا به نظرم نویسنده موفقی هستش با قلمی شیوا و نگاه زنانه، نه فمینیستی شاید واژه فمینیست برایش کمی زیاد و خشن باشد ولی با صدای عالی کیف کردم 💚
همه نوشتههای این نویسنده را دوست دارم. همیشه به موازات داستان، یک واقعه تاریخی یا معضل اجتماعی یا یک مسئله فلسفی را بیان میکنه که به نوشته هاش اعتباری ورای رمان معمولی میده
خوانش و موسیقی ترکی هم خیلی خوب بود
مگر میشه از الیف شافاک چیز بدی شنیده باشیم قبلتر ملت عشق، من و استادم، سه دختر حوا و... شاید اندازه ملت عشق جذاب نباشه و البته هیچکدوم به اون نمیرسن ولی در مجموع زیبا و شنیدنی است
کتاب بدی نبود ولی جوری هم نبود که بخوام اگه فرصت پیش بیاد دوباره بخونمش یا به کسی معرفی کنم. کتابهای دیگه این نویسنده رو بیشتر دوست داشتمو ارتباط بیشتری برقرار میکردم
داستان رو دوست داشتم اما نحوه خوانش با اینکه زحمت زیادی برایش کشیده شده خالی از اشکالهای مکرر نبود. متاسفانه بارها صدای شخصیتها جابجا اجرا میشد و این به خصوص زمانیکه دو شخصیت زن و مرد در حال گفتگو با هم بودن آزار دهنده میشد. یعنی شنونده باید تشخیص میداد که آخرین جمله مربوط به شخصیت مقابل بوده که با همون لحن قبلی اجرا شده