این کتاب برای همهی کسانی که مثل من شیفته شمس و مولانا هستند و از شنیدن این اتفاق از هر نظر و دیدگاهی لدت میبرن توصیه میکنم حتما این کتابو با خوانش و صدای زیبای راوی گوش بدهند.
این کتاب از ملت عشق و هر آنچه تا به حال از شمس شنیده بودم زیباتر و آموزنده تر بود.
قصه شمس و مولانا را هرچه و از هر زبان که بشنوی بیتکرار است اما بازگویی آن در کتاب من آن توام شیرینی و حلاوت دیگری دارد. چه از قلم نویسنده که جذاب است و روان حتی با وجود شکل ادبی و توصیفیاش، چه از نظر زاویه پرداخت به موضوع که آن را مثل داستان و قصه دنبال میکنی چه از نظر سَبُک بودن و خوش خوانیاش. ضیایی با هنرمندی تمام توانسته موضوعی را که سنگین و پر از اصطلاحات و لغات عارفانه و محتوای در هم تنیده و نا رایج به نظر میرسد را با شیوایی به زبان حال بکشد و هر مخاطب مشتاق با هر سن و سلیقه را شیفته کند.
«من آنِ تو ام» روایت مردی که روزی خرقهای پشمینه و سیاه بر تن میکند و سجاده نشین مشهوری چون مولانا را بازیچه کودکان کوی میکند. در دل خداوندگار مساجد و مدرسههای دینی زمان خود ریسمان عشقی میبافد که یک سرش در دست خویش است و سر دیگرش در خرابات. کلام و درس و اصولشان شعر و طرب میشود و خار چشم رادیکالهای دینی و بنیادگراهای حسود.
با تشکر از دکتر ضیایی و جناب دهکردی و کتابخانه.
بعد از خوندن کتاب ملت عشق علاقه خاصی به خوندم چنین کتابهایی و زندگی شمس و مولانا پیدا کردم دنبال کتاب مشابهی میگشتم که کتاب گویای من آن توام روپیدا کردم کتاب خوبیه ولی اون جذابیتی که از ملت عشق دیده بودم در این کتاب زیاد به چشم نمیخورد پیشنهادم به کسانی که علاقه دارن در زمینه زندگی نامه مولانا و شمس مطالعه کنن اول این کتاب رو بخونن بعد ملت عشق تا از لذت و جذابیتش در مقایسه با اون کم نشه صدای صریح و لحن دلنشین گوینده آقای پیام دهکردی به جذابیت کتاب میافزود در مورد آهنگهای زیبای متن اگر بگم بسیار عالی بود در کل از شنیدنش لذت بردم و از عوامل کتابراه ممنونم
برای من که تازه دارم با این دو شخصیت بزرگ آشنا میشم کتاب خوبی بود و البته مفاهیم سنگینی داشت. بعضی جاهاش باید کلی فکر میکردم که راوی داره از زبان کدام شخصیت حرف میزنه. ولی در کل اثر فاخری هست و خیلیم زیبا نثر شده. آقای دهکردی هم حرفهای روایت کردن. مفهوم کلی کتاب از نظریه وحدت وجود منشا میگیره که شمس تبریزی بهش باور داشته و تلاش میکرده این مفهوم رو بصورت عملی به مولانا درس بده اما مولانا تا مدت زیادی نوک انگشت اشارهی شمس رو دیده و نه ماهی رو که بهش اشاره داشته. البته در باب مفهوم عشق هر کس مسلک خاص خودشو داره و باید و نبایدی وجود نداره. ممنون از مجموعه کتابراه
لحن صمیمی، عاطفی و تأمل برانگیز دارد. برای کسی که دنبال یک متن آرام، درون نگر و الهام بخش باشد، می تواند جذاب باشد. بیشتر مناسب حال وهوای حس کردن، مکث کردن و فکر کردن است تا یادگیری تکنیک های مشخص. اگر کتاب های معنوی، احساسی و مفهومی را دوست داشته باشید، حتما با آن ارتباط می گیرید.
زبان و روایت کتاب عارفانه ست و جناب پیام دهکردی بسیار زیبا ادا میکنند.
قسمتهایی که داستان از زبان مولاناست برام جذابیت بیشتری داشت.
در کل اگر به چنین ژانرهایی علاقه دارید گوش بدید.
بجز صداگذاری زیبای اثر، میشه گفت اگر کتابهای زرین کوب رو خونده یا کتاب شاگرد شمس بودن هاکان منگوچ رو شنیده باشین، چیز زیادی برای گفتن نداره، هرچند وقتی عاشق شناخت شمس باشی، به هر جایی و مطلبی رجوع میکنی.
قسمتهایی ازین کتاب که از زبان مولاناست بسیار جذاب و دلنشین هست
این کتاب عرفانی و فلسفیه و در عین حال خیلی جذاب و گیرا
خوانش و صدای اقای دهکردی هم بی نظیره👍🏻
فوق العاده... تاثیر گذارترین کتاب صوتی از ماجرای عاشقی و مراحل پیمودن راه حق و تصوف زمانهی مولانای جان و خورشید روحش که اخیرا شنیدم بود موسیقی متن، گویندگان، ریتم و لحن عالی دمتون گرم
من فکر میکردم خلاصهای از دیوان شمس باشه ولی نظرات یک نویسنده است واقعا نفهمیدم کجا نویسنده داره صحبت میکنه کجا داره روایت میکنه. یکجا میگه سال ۶۰۰ هجریه جای دیگه اسم نیچه و تئوریسین و غیره رو میاره.
کتاب من آن توام را چندین بار کتاب صوتی را گوش کردم آنقدر برای من لذت بخش بود متن کتاب که هر بار مطالعه میکردم چیز جدیدی برایم کشف میشد ممنون که این کتاب را گذاشته اید
این کتاب از ملت عشق و هر آنچه تا به حال از شمس شنیده بودم زیباتر و آموزنده تر بود.
قصه شمس و مولانا را هرچه و از هر زبان که بشنوی بیتکرار است اما بازگویی آن در کتاب من آن توام شیرینی و حلاوت دیگری دارد. چه از قلم نویسنده که جذاب است و روان حتی با وجود شکل ادبی و توصیفیاش، چه از نظر زاویه پرداخت به موضوع که آن را مثل داستان و قصه دنبال میکنی چه از نظر سَبُک بودن و خوش خوانیاش. ضیایی با هنرمندی تمام توانسته موضوعی را که سنگین و پر از اصطلاحات و لغات عارفانه و محتوای در هم تنیده و نا رایج به نظر میرسد را با شیوایی به زبان حال بکشد و هر مخاطب مشتاق با هر سن و سلیقه را شیفته کند.
«من آنِ تو ام» روایت مردی که روزی خرقهای پشمینه و سیاه بر تن میکند و سجاده نشین مشهوری چون مولانا را بازیچه کودکان کوی میکند. در دل خداوندگار مساجد و مدرسههای دینی زمان خود ریسمان عشقی میبافد که یک سرش در دست خویش است و سر دیگرش در خرابات. کلام و درس و اصولشان شعر و طرب میشود و خار چشم رادیکالهای دینی و بنیادگراهای حسود.
با تشکر از دکتر ضیایی و جناب دهکردی و کتابخانه.