اصلاً از این نویسنده انتظار چنین کتاب ضعیفی رو نداشتم. تنها علت انتخابم هم اسم پائولو کوئلیو بود و فکر می کردم مثل بقیه کارهاش حداقل یه پیام، یه کشش یا یه مسیر مشخص داشته باشه، ولی متأسفانه اصلاً راضی نبودم. از همون چند فصل اول حس کردم داستان خیلی سطحیه و اون عمق همیشگی نوشته های کوئلیو رو نداره. شاید انتظار من بالا بوده، چون معمولاً نوشته هاش پر از مفهوم و رمز و استعاره ست، ولی این یکی انگار فقط یه روایت خشک بود که نه آدم رو درگیر می کرد، نه هیجان داشت، نه حتی اون حس معنوی و فکری ای رو منتقل می کرد که معمولاً ازش انتظار می ره. چند بار وسط خوندن وسوسه شدم کنار بذارمش، چون هیچ نقطه جذابی نداشت که بگه «ادامه بده، بهتر میشه». احساس کردم شخصیت پردازی ها هم خیلی عجله ای و بی روح بودن. حتی با اینکه موضوعش درباره ماتاهاریه و می تونه پر از لایه های پیچیده باشه، اما نتیجه اش بیشتر شبیه خلاصه کردن یک زندگی بود بدون اینکه وارد عمقش بشه. واقعاً برام عجیب بود چون کوئلیو معمولاً حتی از ساده ترین موضوع ها هم چیزی قابل فکر درمیاره، ولی این یکی برای من اصلاً این حس رو نداشت. در کل، اگر کسی دنبال کتابی با کیفیت آثار قبلی پائولو کوئلیو باشه، به نظرم این یکی انتخاب مناسبی نیست. حداقل برای من که همیشه از کتاب هاش لذت بردم، «جاسوس» یکی از ناامیدکننده ترین هاش بود
یکی از نویسندههای مورد علاقه من پائولو کوئیلو هستش، یکی از بهترین کتابهایی که توی عمرم خوندم کتاب کیمیاگر هستش که اگر اشتباه نکنم تا الان ۴ یا ۵ بار خوندمش، و اگر فرصتی پیش بیاد باز هم میخونمش.
کتاب الف، کیمیاگر، برنده تنهاست، در کنار رودخانه پییدرا نشستم و گریستم، جاسوس و... و خیلی کتابهای دیگه که هم اکنون به ذهنم نمیاد، اثرهای از پائولو کوئیلو هستند که تا الان خوندم، میشه گفت تمامی کتابهای این نویسنده که من بهش جادوگر میگم رو خوندم. کتاب جاسوس که ممکنه بنا به دلایلی در کشورهای دیگه اسم دیگهای داره یک رمان بسیار فوق العاده و اثرات بسیار جدید پائولو کوئیلو هستش.
از نظر شخص بنده بعد از کیمیاگر این دومین اثر جالب این نویسنده جادوگر هستش.
جمله آخر: اگه دوست داری یه رمان معروف بخونی که محو داستان بشی پس شک نکن.
ممنونم از کتابراه عزیزم. در توضیح داستان کتابراه یک اشتباه شده اینکه گفته شده از دست دادن فرزندانش در حالیکه یک فرزند پسرش را خدمه های منزل از حسادت میکشند و درزندان به دخترش نامه مینویسد. البته گفته نشد که چطور همسر و فرزندانش را رها میکند. به نظر من زنی که خود رادر اختیار بسیاری از مردان قرار داده نباید به دنبال عشق باشد چون باور کردن عشق از طرف زنی که در صحنه بخاطر شهرت و پول عریان میشود بسیار سخت است. اما شجاعت اعتراف به چنین زندگی قابل تحسین است. ماتا هاری زن شجاع و آزاده و باهوشی بوده و زندگنامه اش سرشار از عبرت و همچنین بسیار تلخ بود. گوش دادن کتاب راسفارش میکنم
فقط میتوانم بگویم که به طرز عجیبی با این زن احساس همدردی کردم نه به خاطر بی گناهی، بلکه به عنوان یک انسانی که تمام تلاشش را برای بقاء و زندگی کردن انجام دادو انسانی را که واقعا دوستداشت هم به او پشت کرد، چقدر بیرحمانه. هر چند خیلیها روش زندگی او را کثیف و محکوم کنند، به هر حال هیچکس حق قضاوت را ندارد مگر در چنین موقعیتی باشد.
کتاب روان و خوبی بود. هرچند بسیار متفاوت تر از نوشتههای گذشته و شناخته تر شدهی این نویسنده بود و کاملا داستانی شیوا و پیش رونده داشت، به دور از هجویات و شاخ و برگ اضافه.
راوی هم بسیار زیبا کتاب را خواندند و حس داستان و شخصیت اصلی را به خوبی منتقل کردند
ممنون از کتابراه
در تاریخ همیشه زنان مورد اجحاف وسواستفاده مردان بوده اند، در زمان جنگ که دیگر چیزی نمیتوان گفت که تر وخشک باهم میسوزند، بخصوص زنانی که ماجراجو ویا مشهور هم بوده اند، حال یا حسادت یا چیزهای دیگر باعث شده سرشان را به باد دهند، متأسفانه کم نبوده اند
کتابی جذاب وگیرا...... واقعا من از این کتاب لذت بردم..... سرگذشت زنی رقاص که اخر زندگی غم انگیزی دارد..... من واقعا به مخاطبان پیشنهاد میکنم گوش کنند.... صدای راوی زیبا وگوشنواز...... ممنون از کتابراه به خاطر زحمات زیادی که میکشند.........
به دلیل غریبی در این سی سال گذشته که کتاب عمومی میخوانم و بدان اعتیاد دارم هیچ کتاب از کوئیلو نخواندم و نظر خوبی به وی نداشتم اما این کتاب را بدلیل ماهیت آن خواندم و قلم وی را پسندیدم و به راستی او حکیم است
مینا حیدری
کتاب خوبی بود اما برخی سوالات همچنان در ذهن من باقی است. خیلی به حاشیه پرداخته شده و کمتر از شخص ماتاهاری صحبت شده است. میخواستم بیشتر از خودش بدونم. جستجو کردم چیزی پیدا نکردم
کتاب درمورد زندگی زنی است که متهم به جاسوسی شده ووقایع زندگی او تقریبا شبیه فیلم مستندی است در مورد این زن ومفهوم عمیق تری ندارد از نویسنده کتاب کیمیاگر انتظار دیگری داشتم.
رنجهایی زنی رو شنیدم که بخاطر ظلمی که در نوجوانی بهش شد راه زندگیش عوض شد و به نظرم هیچوقت نتونست طعم عشق حقیقی رو بچشه و بعد از اون ظلم شبیه رباطی بی احساس شد...
بسیار کتاب جذابی بود. در کل قلم این نویسنده بسیار جادویی و مسحور کننده است. پائولو کوئیلو از با استعدادترین نویسنده هایی است که نظیرش کم است. خواندن این کتاب را حتما توصیه میکنم