واقعا عالی بود خلاصه چند بخش و قرار میدم.
میان ماندن و رفتن....
من مطمئن نبودم که کاری که انجام دادهام درست است یا نه؟! هیچ آدمیزادی هیچ وقت مطمئن نیست.
آن جا که امیدها رنگ میبازند باید ورقها را بریزیم یا باید ادامه بدهیم..
تکه تکه شدن، راز نیک بختی بود...
پازل زندگی را که بازی میکنی باید از کشف هر قطعه لذت ببری مثلاً وقتی قطعه ۷۸ در دستت باشد باید تمام زندگیت بشود با تمام تیرگی هایش همچنان که روشنی هایش.
عادت میکنیم....
عادت با حضورش تو را غافل گیر میکند هیچ نمیفهمیم که سر کلهاش از کجا پیدا شده و چه جوری سر از زندگی ما در آورده است. عادتی که مثل انبوهی از وسایل به درد بخوراما در واقع بی مصرف، در جای جای خانه خودش را باقی میگذارد و انبار میکند انباری از زباله، که خانه را به تصرف خود در آورده است.
خرده جنایتهای آینده نگری....
هر چیز که به خار آید یک روز به کار آید
اما من از یک جای به بعد سعی کردم یاد بگیرم که به فکر روز مبادا نباشم لنگه کفشها را به دور بیاندازم و پیاده راه رفتن در بیابان را تمرین کنم سعی کردم بیاموزم بجای ماندن برای رفتن آماده باشم.
دال دوست داشتن....
کلمات سرچشمه سوءتفاهم هستند نبودند شدند
در ستایش غم......
مثل چیزی که انگار نیست اما هست ما میدانیم که هست و این ما را همیشه اندکی غمگین میکند اندکی اما همیشه و ما میدانیم که هرگز و هیچ وقت به تمامی شاد نخواهیم بود.
کاش شادی را در نیاندازیم با غم شادی عدم غم نیست شادی کنار آمدن با غم است.
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد
موجودی حساب شما کافی نمیباشد....
کاسب خوب کسی نیست که به عالمی بدهکار باشد و از عالم دیگر طلب کار، که به دنبال طلب هایش نرود کاسب خوب کسی است که حسابش
کتاب «دال دوست داشتن» یکی از آن کتاب هایی بود که واقعاً سلیقه ی من نبود، ولی چون اسمش زیاد شنیده می شد و معرفی می شد، تصمیم گرفتم سراغش بروم و بخوانمش. وقتی آدم می بیند یک کتاب اینقدر مطرح شده، حس می کند یک تکلیف ناتمام روی دوشش سنگینی می کند، یک چیز نخوانده که باید تجربه شود، اما واقعیت این است که کتاب نتوانست من را واقعاً جذب کند. بخش های زیادی از داستان به نظرم کمی غمگین بود. من با اینکه کتابی کمی غمگین باشد مشکلی ندارم، چون گاهی همین تلخی و دغدغه باعث عمق و تأمل واقعی می شود، مثل «خرمگس ایوان ایلیچ»، ولی «دال دوست داشتن» چنین حسی نداشت و بیشتر سطحی و بی اثر به نظر می رسید. خواندن کتاب برایم بیشتر شبیه گذراندن وقت بود تا یک تجربه ی عمیق ادبی. روایت و شخصیت ها آن طور که انتظار داشتم زندگی و احساس واقعی نداشتند و بعضی موقع ها احساس می کردم نویسنده بیش از حد بر جزئیات کوچک روزمره و رفتارهای عادی متمرکز شده است. هر چند که این سبک برای برخی کتاب ها می تواند جذاب باشد، ولی در این مورد، برای من کار نکرد. به طور کلی، کتابی نبود که بخواهم به کسی توصیه کنم. بعضی کتاب ها در بازار ایران بسیار معروف می شوند و فروش بالایی دارند، مثل کتاب های مصطفی مستور، اما به نظر من خیلی خاص و ارزشمند نیستند. «دال دوست داشتن» هم از همان دسته است. شخصاً نتوانستم با آن ارتباط برقرار کنم و اگر کسی دنبال کتابی با عمق، تأمل و اثر واقعی است، بهتر است به سراغ گزینه های دیگر برود. به نظر من، کتاب های زیادی هستند که هم ارزش ادبی بیشتری دارند و هم تجربه ی خواندنشان لذت بخش تر است. «دال دوست داشتن» برای من بیشتر یک کتاب سطحی و گذرا بود، که نامش بیشتر از محتوایش برجسته بود.
وای محشر بود فقط کم بود اما برای لحظه ای حالت عالی می کنه. ازش لذت می بری. به آدما چیزایی را یادآوری می کنه که فراموش کردن. زندگی همین چیزای سادست. لذت بردن از مسیر. هیچکس به مقصد نمی رسه. به قول مولانا: نردبان این جهان ما و منیست، عاقبت این نردبان افتادنیست، هر که بالاتر نشست؛ اُستخوانش بیشتر خواهد شکست. همش نشستیم از دیگران و جهان شکایت می کنیم. اما خودمون تغییر نمی دیم. من مطالعه این کتاب به همه پیشنهاد می دم. ممنونم از کتابراه. صدای آقای عمرانی هم عالی و آرامش بخش بود. خیلی با مهارت کامل وب توانایی فراز و فرود داستان را رعایت می کردند. خلاصه یک پکیج عالی. خیلی کاربردی و مفید و سازنده بود. بازم خیلی خوشحالم که این کتاب در آرشیو کتابهام دادم. در عین سادگی خیلی پر مفهوم بود. من سه بار گوش دادم.
کتاب روایت داستان زندگی نویسنده و دیگر افراد است، که در پایان هر داستان یک نتیجه گیری جالب از اتفاق مورد نظر به خواننده میده، در کل ماجراهای جالب و نتیجه گیری های خوبی ارائه میده که در زندگی روزمره برای همه اتفاق میفته، مثل داستان مدال هایی که نمیخواهیم، داستان موجودی حساب کافی نیست، داستان انسان هیچگاه از انتخابش مطمئن نیست و داستان زندگی مثل پازل هست و... خیلی داستانای دیگه فکر کنم ارزش چندبار گوش کردن رو داره تا یادمون نره، نسخه صوتی بهتره زمانی که که آرام هستید گوش بدید تا در اعماق ذهنتون درک کنید.
کتاب دالِ دوست داشتن و عین عاشقی از آقای وحدانی عزیز در عین سادگی و شفاف بودن بسیار خوشایند و دلنشینه مخصوصا باصدای خوب استاد عمرانی عزیزدرباره چیزهایی صحبت میکنه این کتاب که همگی در زندگی روزمره باهاش برخورد داریم و یا حداقل یکبار نسبت به اتفاقاتی که بیان میشه حسشون کردیم بهمین دلیل همزاد پنداری میکنیم و این لذت بخشش میکنه من کتاب عین عاشقی را خیلی بیشتر دوست دارم و امیدوارم همه عزیزان کتابهای آقای وحدانی را تحربه کنید و لذت ببرید مخصوصا صوتی موفق باشید🙏
اکثر کسانیکه کتابهای غیر ایرانی میخونن (من جمله خودم)، کتب ایرانی و نویسندگان ایرانی رو قبول ندارند، متاسفانه خیلی انتلکت معابانه به داستان نگاه میکنیم و موضعمون در براشون موضع قدرته.
در صورتیکه این کتاب تا مویرگ احساسات تو رو هم میتونه قلقلک بده با نوشته هاش و اشارات بسیار ریزش به موضوعات.
چرا؟
چون تو فقط باید یک ایرانی باشی تا بفهمی دقیقا داره نویسنده از چه چیزی صحبت میکنه و دغدغه ذهنیش چیه؟
در نهایت گوش دادن این کتاب اون هم با صدای اقای عمرانی خالی از لطف نیست.
هر چند وقت یکبار یه سری بهش میزنم هر بارش یه پیام جدید داره برام…دوست داشتن که نباید تو را بی عزت، بی کرامت کند. از این خیال که خیلی دوست داشتن؛ یعنی بی خیال دوست داشتن، یعنی بی فکر و حواس و مسئولیت ابراز علاقه کردن. این چنین دوست داشتن فضیلت نیست، که دوست داشتن نیست. آنکه رابطه را با ارزش می داند، حسابش را خوب نگه می دارد. عشق را بی حساب باید اندوخت، اما با حساب خرج کرد. دوست داشتن حساب و کتاب دارد، حد و مرز دارد، حد و مرزش کرامت خودت، عزت خودت.
میان ماندن و رفتن، عادت میکنیم، دال دوست داشتن، در ستایش غم، دکمههای روح، همین که میدانی کسی هست، مدالهایی که نمیخواهیم و...). کتاب در واقع بهتر نگاه کردن به اطراف خودمونه با برداشتی ساده و بدون تحلیل، شاید شبیه اون چیزیه که سهراب سپهری میدید و مینوشت و شاید همین ساده و بی تکلف بودنه که حس میشود از دل برامده و ما رو سوق میده که شنیدن این کتاب رو ادامه بدیم
بسیار عالی بود
فقط میتونم تو یک جمله همه احسامو خلاصه کنم و اون اینکه همهی این کتاب به من یادآوری کرد که همه چیز در حال گذشتنِ و حرکت و دنیایی که در اون زندگی میکنیم برای تک تک ذره هاش تمام میشه و در کل سخت بگیری میگذره اما به سختی ساده بگیری هم میگذره اما به سادگی
ممنونم از گویندگی عالی شما🙏
دالِ دوستداشتن رو بهصورت صوتی گوش دادم و انگار یکی داشت بیواسطه و بیادا، از دلش حرف میزد. یهجور صمیمیت خاص توی کلماتش بود که هم تلخه، هم گرم. نوشتههاش پر از لحظههایی بود که شاید خیلیهامون تجربه کردیم ولی نتونستیم به زبون بیاریم. کتابی بود برای وقتایی که دلت میخواد کسی حرفات رو از زبون خودش بگه، همونقدر دقیق، همونقدر بیرحم و مهربون.
کتاب بسیار عالی بود.
تک تک کلمات و جملاتش برآمده از ذهنی خلاق است که به بهترین شکل هر آنچه را میبایست در کتاب گفته و خوانش رسا و دلنشین آن زیبایی کتاب را بیشتر کرده، سخنانی که برآمده از احساس و دل گوینده است و طبیعتا هرآنچه از دل براید بر دل نشیند و تک تک کلماتش را آنگونه که باید ادا میکند
قلم نویسنده و همچنین صدای گوینده ماندگار🌱
کتاب جالبی بود. معنای جدید و برداشت تازهای از مفاهیم شرطی شدهی ما.
به نظرم یک جور برداشت فلسفی گونه از محیط و معانی چیزهایی که تا کنون فقط به همان معنی لغوی آن توجه کرده بودیم و نه معانی مفهومی غیر آن. طولانی یا خسته کننده نبود. مفیدو مختصر و کامل. خیلی قشنگ بود صدای گونده هم مناسب و اجرایشان عالی بود.
کتاب قشنگیه جای از کتاب داره غم رو توصیف می کنه و میگه مثل سلفونی روی همه شادی هارو میگیره و بسیار زیبا و دقیق توضیح داده مرحله به مرحله احساساتی رو بیان کرده که جای فکر کردن داره تولد فرزند مشکلاتش بزرگ شدنش رها شدن از طرف معشوق با زبان غیر مستقیم و خیلی زیبا مطرح شدههر فصل رو چندین بار و با دقت گوش دادم خیلی زیباست
خیییف این کتاب فوق العاده که انقدرررررر بد اجرا و خونده شد واااقعا.. انقدر بد اجرا میکنه راوی که اصلا آدم نمیتونه روش تمرکز کنه، کلمه کلمه مبخونه مغزباید جنددقیقه تمرکزکنه جمله رو به هم بچسبونه،، انقدر بد بود که ترجیح دادم خودم بگیرم و متنشو بخونم حیف این کتاب با محتوای به این قشنگی و عمیقی که بداجرا بشه
این کتاب برای من بیشتر شبیه نصیحت ها و بازگویی خاطرات پدربزرگ و مادربزرگ هاست و ازشاخه ای به شاخه ای میپرد و گویی خلاصه ای از صد کتاب انگیزشی و خودباوری است و اگر زیاد اهل مطالعه هستید در این کتاب مطلب جدیدی یاد نمیگیرد اما حس خوبی دریافت میکنید و مطالب کتاب های مفیدی که خوانده بودید برایتان یاداوری میشود
کتاب عالی جذاب راوی صدای جذاب رسا کتاب خلاصه مفید که توش هزارتا نکته جالب به خصوص قسمت اول میان ماندن رفتن واقعیت جامعه و دودلی افرادو صمیمیت ارزش گذاری انسان برای خودش و قسمت عادت میکنیم ودال دوست داشتن واقعا آدم باید یکی داشته باشه جلوش کم بیارد ستایش غم هم عالی بود مرا به خانه آت ببر که معرکه بود
مگه داریم یه کتاب به سادهترین و شیواارین بیان اینقد لحظه به لحظه زندگی ما رو از گذشته و کودکی تا بزرگسالی مو به مو بیان کنه. انگار حسین وحدانی از کودکی تا بزرگی من کنارم بوده و از همه آداب و رسوم و فرهنگ من باخبر است و دران لحظههای خاص در قلب من بوده و حس و حال من را کامل توصیف میکند.
روایتی متفاوت از دوست داشتن و دوست داشته شدن زوایای دیگری از عشق قلم نویسنده بینظیره صدای راوی فوق العاده زیبا خصوصا خوانش رو بلدن فراز و فرود هارو عالی اجرا کردن فکر میکنم ۴ بار گوش کردم هر بار حالم بده این کتاب نجات بخش بوده برام فوق العاده است قلم این نویسنده
خودخوری و سکوت، فضیلت نیست.
قربانی بودن، مدال افتخار نیست.
اینکه از روی ادب و ترس و شرم، حرف دلتو نخوری، در نهایت مدیون خودت میشی. مرز داشتن، احساس داشتن، و بیان کردن احساسات، بخشی از انسان بودنه. و اگر به وقتش حرف نزنی، نهتنها به دیگران، بلکه به خودت خیانت میکنی.
خیلی کتاب خوبی بود خیلی ارزش شنیدن داشت با صدای فوق العاده گوینده بیان زیبا و طنزالود شنیدنی تر شدن کتاب رو چندبرابر کرده از متن کتاب هم باید بگم بامثالهای جالبی که میزنه چشم انسان رو به زندگی بازتر میکنه و از یه دریچه دیگهای به زندگی نگاه کرد... جذاب و قابل تامل
کتابی روان از نویسنده خوش قلم ایرانی.
متن بسیار صمیمی و قابل لمس بود. به تمام فارسی زبانان پیشنهاد میشه این کتاب. میتونید از ایدههایی که راجع به شیوه "دوستداشتن" مطرح میشه کمال استفاده رو کرده و بسته به خلاقیت خودتون گسترشاش بدهید. با تشکر از عوامل برنامه کتابراه.
عالی بود. بر خلاف کتابهایی که روانشناسی زرد هستند فقط واقعیت را بیان میکنه. باید خیلی منطقی باشید تا از شیوه بیان کتاب خوشتون بیاد. یه جورایی به خودتون میایید با اینکه خیلی توضیح اضافه نمیده ولی عالی بود. میشه بگید کتابی خاص که شبیه ش شاید خیلی خیلی کم باشه
میشود این کتاب را هر روز خواند یا شنید و سرخوشی مدام را تجربه کرد.
تشکر ویژه دارم از جناب عمرانی برای خواندن این کتاب با ارتباطی که چنین منطبق با متن شاهکار را ماندگارتر میکند.
کتاب بسیار زیبا با خواندن شیوا و ارزنده جناب عمرانی که ارزش چند بار خواندن را دارد به لحاظ گفتار و نوع نوشتار خیلی شبیه به عین عاشقی میباشد ولی در هر صورت کتابی ارزنده و نفیس میباشد که ارزش خواندن و بعضاً تفکر را خواهد داشت.
بسیاااااااااار کتاب عالی بود، توصیفاتی که میشد از موقعیتها آدم رو دقیقا میبرد توحال و هوایی که نویسنده توصیف کرده، چقدر قشنگ مفاهیم عمقی رو با طنز ظریف بیان کرده. صدای آقای عمرانی هم که بی نظیر بود
یکی از بهترین کتابهایی هست که در زندگیم خواندم و به همه توصیه میکنم واینکه بارها و بارها این کتاب رو گوش دادم و هربار که روحیم رو از دست میدم شنیدن این کتاب بهم روحیه دادم واقعا شنیدن این کتاب رو توصیه میکنم
تمام آنچه در اطراف ما اتفاق میافته و ما هرگز نگاه عمیق و درستی بهش نداریم تا بفهمیم و یادبگیریم، در این کتاب جمع شده و یادآوری میکنه چطور دیدن و زندگی کردن را خوانش آقای عمرانی را بسیار دوست داشتم ممنون
این کتاب عالی بود و هست و خواهد بود... کاش زودتر خوانده بودم ولی با خط به خطش احساس همزاد پنداریی بسیار به من دست داد.... لازم میدونم بگم خوانش عالی آقای عمرانی هم بسیار موثر بود... سپاس فراوان از همه دست اندر کاران.
تمامی داستانهای این نویسنده بر اساس یه واقعیت نوشته سده خپدش باهاش مواجه شده و باعث شده برداشتی ازون اتفاق داشته باشه. این شیوه نوشتار یکی از بهترین و جدیدترین روشهای روان درمانی است به اسم داستان درمانی
من در بخشهایی از این کتاب واقعا حس خوبی گرفتم
و از یه سری سردرگمیهای زندگیم رها شدم
نه در تمام بخشهای این کتاب، اما میتونم بگم برا هر فردی، در یکی از بخشهای کتاب حس خوبی ایجاد میشه
شاید سلیقه هر کسی نباشه این مدل کتابها، ولی بد نبود... فکر میکنم از اون چیزی که تعریف میکردن پایین تر بود... البته گوینده عالی بود، و نشریه ماه آوا مثل همیشه خوب، ولی سلیقه کتابی من نبود
کتابی که دید جدیدی نسبت به موضوعات به آدم میده. من از کتابهایی که باعث میشن به فکر بیفتم و حتی بینشم تغییر کنه خیلی علاقه دارم. هرچند که این تغییر به وسیلهی رویارویی با حقایق تلخ باشه.
بسیار لذت بخش و عالی. خواندن این کتاب و کتاب عین عاشقی را بسیار توصیه میکنم. نگاهی جالب و دقیق به مسئله عشق با مثالهای ساده که حاصل تفکر نویسنده بسیار خوب کتاب است. صدای کتاب هم خیلی لذت بخش بود.
۵ از ۵ هم کم هست... برای این کتاب... فوق العاده عالی... کاش حداقل ۳۰ سال پیش این کتاب را می بلعیدم! فقط جالبه که چرا تو و دسته رمان های عاشقانه س! این کتاب اصلا رمان نیست...
این کتاب خودش بی نظیر هست گوینده خوبش هم اون رو عالی میکنه نکاتی از زندگی روزمره با متن خیلی شیرین و روان ذکر شده و به ادم یاد میده با نگاه دیگهای اتفاقات روزمره رو نگاه کنه
کتاب خوبیه و هر قسمت از مباحث زندگی رو از جنبههای دیگر نگاه میکنه... خیلی احساسات رو در من زنده نکرد و انگار بیشتر به قوهی ادراک من کار داشت و باعث میشد کمی فکر کنم...
بی نظیر، عالی و عمیقا تاثیرگذار،
میشود با سطر به سطرش به تمام دورانهای نفس گیر زندگی جور دیگر نگاه کرد و با هر روایتش گریست و تازه تر شد
قلم آقای وحدانی فراتر از دلنشین است
من فکر میکردم این کتاب رمان هست که خریداری کردم ولی بعد از پرداخت متوجه شدم اشتباه کردم و بی دقتی از خودم بوده ، ولی به طور کلی راضی بودم یه قسمتایی واقعا حس خوب به آدم منتقل میکرد
ممنونم از حسین وجدانی از برای خلق چنین اثری عمیق و دارک، و همینطور ممنونم از رضا عمرانی که با صدای گوش نواز و دلنشینش ساعاتی به فراموشی دردهای دنیای واقعی کمک کرد
کتاب زیبا، ساده و تاثیرگذاری هست. از اون کتابهای پشت ترافیکی هست که عذاب شلوغی خیابونا رو کم میکنه! بخصوص با کلام شیوای آقای مجتبی شکوری شنیدنی تر هم شده
من ترجیحم اینه ک این مدل نوشتهها ک یکم نیاز ب تامل دارن رو بخونم تا گوش بدم. تو گوش دادن نمیشه اون تمرکز لازم رو داشت. من خیلی ارتباط بین بخشا حس نکردم.
میان ماندن و رفتن....
من مطمئن نبودم که کاری که انجام دادهام درست است یا نه؟! هیچ آدمیزادی هیچ وقت مطمئن نیست.
آن جا که امیدها رنگ میبازند باید ورقها را بریزیم یا باید ادامه بدهیم..
تکه تکه شدن، راز نیک بختی بود...
پازل زندگی را که بازی میکنی باید از کشف هر قطعه لذت ببری مثلاً وقتی قطعه ۷۸ در دستت باشد باید تمام زندگیت بشود با تمام تیرگی هایش همچنان که روشنی هایش.
عادت میکنیم....
عادت با حضورش تو را غافل گیر میکند هیچ نمیفهمیم که سر کلهاش از کجا پیدا شده و چه جوری سر از زندگی ما در آورده است. عادتی که مثل انبوهی از وسایل به درد بخوراما در واقع بی مصرف، در جای جای خانه خودش را باقی میگذارد و انبار میکند انباری از زباله، که خانه را به تصرف خود در آورده است.
خرده جنایتهای آینده نگری....
هر چیز که به خار آید یک روز به کار آید
اما من از یک جای به بعد سعی کردم یاد بگیرم که به فکر روز مبادا نباشم لنگه کفشها را به دور بیاندازم و پیاده راه رفتن در بیابان را تمرین کنم سعی کردم بیاموزم بجای ماندن برای رفتن آماده باشم.
دال دوست داشتن....
کلمات سرچشمه سوءتفاهم هستند نبودند شدند
در ستایش غم......
مثل چیزی که انگار نیست اما هست ما میدانیم که هست و این ما را همیشه اندکی غمگین میکند اندکی اما همیشه و ما میدانیم که هرگز و هیچ وقت به تمامی شاد نخواهیم بود.
کاش شادی را در نیاندازیم با غم شادی عدم غم نیست شادی کنار آمدن با غم است.
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد
موجودی حساب شما کافی نمیباشد....
کاسب خوب کسی نیست که به عالمی بدهکار باشد و از عالم دیگر طلب کار، که به دنبال طلب هایش نرود کاسب خوب کسی است که حسابش