نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی عقاید یک دلقک - هاینریش بل
4.2
211 رای
📚الناز محمدی📚
۱۴۰۴/۱۲/۰۱
00
من این کتاب رو بدون اینکه متوجه بشم دو نسخه از دو اجرای مختلف رو از اینحا خریده بودم! پس همین عامل باعث شد که دوبار این کتاب رو بخونم! پس قطعا سعی میکنم دو نقد جداگانه هم براش بنویسم! چیزی که برام خیلی جالب بود محیط وشهرهایی بود که هانریش بل توی این کتاب از زبون هانس این دلقک بینظیر بیان میکرد. من سالهاست که در همین ایالت و شهرها زندگی میکنم! بوخوم، دورتموند و کلن شهری هست که من بارها در اونحا رفت و آمد دارم! همین دیروز در بوخوم قدم میزدم و باخودم فکر میکردم که واقعا چی مشد الان هانس واقعی بود و تویهمیپ شهر برنامه برگزار میکرد و من به تماشای این ذهن متفکر، اعمال انگیز و خسته از محدودیتهای اجتماعی میرفتم!!!؟ داستان توی این کتاب یه داستان عشقی تراژیک، مذهبی و مسیحیتی هست که با ریاکاری و احساس گناه ترکیب شده و نهایتا شخصیتی تغیانگر به اسم هانس رو خلق کرده. اون درواقع بین پروتستانهایی که بیشتر به تجارت مشغولند و کاتولیگهایی که بیشتر به دین مشغولن حهان منحصربه فرد خودشو خلق کرده! من واقعا از خودن کتاب لذت بردم! هانس درواقع یه سمبل واقعی روشنفکر از اون زمان آلمان بود که برخلاف اجتماع از دین و کاتولیک بودن گریز داشت، اما با تفکرات بشردوستانه، موگامی (تک همسری) و هنرمندانش میتونست از هر متدینی، متدین تر باشه! هانس درواقع قوانین خودشو توی زندگی داشت که به مراتب خیلی ارزشمندتر از دین و جامعه ش میتونست باشه! اینکه مهارت شنیدن بوهای مختلف رو از پشت تلفن داشت برای من خیلی هیجان انگیز بود! رفتارش توی آپارتماناش با پدری که مدتها اونثترد کرده بود هم نقاد اجتماعی بود و هم تنازانه البته به تلخی! هانس با وجود داشتن پدر میلیونر همچنان برای گذران حتی مسائل عادی زندگیش محتاج بود!
نقد جامعه و مذهب ریاکارانه: بل نشون می ده که چطور مذهب و سنت های خشک به جای انسانیت، باعث جدایی و نابودی عشق میشن. تنهایی و بیگانگی انسان مدرن: هانس سمبل انسانی ست که توی جامعه ی مادی و ریاکار جایی برای صداقت و عشق خالص پیدا نمی کنه. آزادی فردی در مقابل فشار اجتماعی: عشق هانس و ماری قربانی قوانین و قضاوت های دیگران میشه. طنز تلخ زندگی: دلقکی که باید دیگران رو بخندونه، خودش غمگین ترین آدم دنیاست؛ نمادی از تناقضات انسان. در کل، این رمان پر از تلخی، نقد اجتماعی و نگاه فلسفی به عشق و زندگیه. نویسنده می خواد نشون بده که در جهانی پر از ریا و فشار، آدم صادق و عاشق مثل هانس همیشه بازنده ست.
بسیار عالی بود
ولی پیشنهاد نمیکنم بخوانید
هم کتاب پر مفهومی بود هم راوی ماهری آنرا نقل میکرد بسیار لذت بردم
وعقاید خاصی داشت آدم را به فکر وا میداشت فکر کردن به بعضی از باورهایی که در جامعه اسلامی است (آیا در دین ما هم چیزهایی هست، که مثل دین مسیحیت مزخرف باشد، مثل عقیده سرگردان شدن طفل سقط شده در دوزخ، چون غسل تعمید داده نشده او به بهشت نخواهد رفت.)
کسانی که مذهبی هستند بهتره این کتاب را نخوانند شاید نتوانند به بعضی از باورهای دینی خود اعتماد کنند.
از کتابراه و همچنین راوی بسیار ممنونم.
ولی پیشنهاد نمیکنم بخوانید
هم کتاب پر مفهومی بود هم راوی ماهری آنرا نقل میکرد بسیار لذت بردم
وعقاید خاصی داشت آدم را به فکر وا میداشت فکر کردن به بعضی از باورهایی که در جامعه اسلامی است (آیا در دین ما هم چیزهایی هست، که مثل دین مسیحیت مزخرف باشد، مثل عقیده سرگردان شدن طفل سقط شده در دوزخ، چون غسل تعمید داده نشده او به بهشت نخواهد رفت.)
کسانی که مذهبی هستند بهتره این کتاب را نخوانند شاید نتوانند به بعضی از باورهای دینی خود اعتماد کنند.
از کتابراه و همچنین راوی بسیار ممنونم.
در ابتدا داستان خسته کننده و خالی از هیجان اما تصویر سازیهای نویسنده عالی است، هدف نویسنده انتقاد تند از کاتولیکهاست ک در قالب زندگی سخت یک دلقک اون رو ب تصویر کشیده،،،، تفکرات و جملات دلقک خیلی دلنشین و زیبا هستند، در قسمتی از داستان هانس پس از خوردن الکل میگوید: بودن دو چیز در زندگیم آرامش بخش است یکی ماری و دیگری الکل. اثر الکل موقتی است اما ماری میتوانست برای همیشه آرام بخش من باشد که دیگر نیست!
کتابی بسیار واقع گرایانه و رئالیست، تلخ اما شیرین به دلیل موجودیت حقیقیاش، آگاه کننده در مورد مسائل مربوط به جدایی دین از سیاست، انتخاب دین مسیح و تائملی عمیق جهت چاپ در کشورهای جهان سوم، کتابی وادارکننده به فکر کردن دیدن باور کردن افکار و عقاید بدون تدبیر و کورکورانه، بیان حقیقت پوچ بودن هستی و در عین حال لذت بردن از این پوچی.
کتابی که باید خواند.
کتابی که باید خواند.
گویشی بسیار دلپذیر و بی نقص
و متن کتاب فارغ از محتوا و معنا بسیار هنرمندانه است و سیر داستانیاش بسیار گیرا
برایم دلپذیر بود دیدن جهان معمول انسانی از نظرگاه یک دلقک، و همراه شدن با استهزایش به هر آنچه که ما با جدیت لحظاتمان را به آنها ارزان میفروشیم
«لئو میگوید تو کی هستی و هانس پاسخ میدهد من جمع کنندهی لحظاتم»
چه هنر رندانه ای!
و متن کتاب فارغ از محتوا و معنا بسیار هنرمندانه است و سیر داستانیاش بسیار گیرا
برایم دلپذیر بود دیدن جهان معمول انسانی از نظرگاه یک دلقک، و همراه شدن با استهزایش به هر آنچه که ما با جدیت لحظاتمان را به آنها ارزان میفروشیم
«لئو میگوید تو کی هستی و هانس پاسخ میدهد من جمع کنندهی لحظاتم»
چه هنر رندانه ای!
عقاید یک دلقک بیشتر بهم حس خود بودن میده یک هنرمندی که از دور بریها بیشتر جنبه تمسخر داشت که دین یک یک دیدگاه شخصیت براش عین بازی بود و کلی سرزنش که بابتش پرداخت انتقادهایی بی جا که او فقط میخواست خودش بماند و عقاید یک دلقک به همه فراز و نشیبش میخواست به نوعی بگوید یک زن میتواند انقدر مقدس باشد که نیازی به هیچ اعتقادی نباشد
