سلام
این کتاب خوبی بود. اما باید در نظر داشت مسائل مورد بحث در کتاب، دارای ابعاد بیشتری است و کتاب فقط از یک منظر به آنها نگاه میکند، به طور خلاصه کتاب معمولا حقیقت را میگوید اما نه همه حقیقت. چون فقط از یک منظر به آنها نگاه میکند. یعنی به طور مثال یک گل به آب نیاز دارد، هوا میخواهد، خاک خوب میخواهد، نور همچنین، و شاید کود نیز، اما ما فقط بیاییم و بگوییم آب آب آب. درست است آب میخواهد اما مسئله فقط آب نیست. اما در کل کتاب را پسندیدم. در بخشیهایی از کتاب شاید مخاطبان بگویند (اینها که نوشته مبالغه است) بله من هم قبول دارم اما باید به این بخش از فصل دهم کتاب توجه داشت: «اقتصاد هیچ زمانی از اموری نبوده است که خیلی به آن عشق بورزم، در حیطه فعالیت تخصصیام نیز نیست پس انتظار داشته باشید چیزی بخوانید از نگاه یک چشم جستوجوگر نه از منظر یک عقل استدلال گر» پس وجود مواردی بحث برانگیز طبیعی است.
و در نهایت ادبیات و لحن نادر کتاب، که حس و حال خاصی به آن میدهد، را به شخصه خیلی پسندیدم.
سال نود، رفیقی گفت: نفحات نفت را بخوان. گفتم: چشم! و گذاشتم در فهرست کتاب هایی که روزی خواهم خواند. سال ها گذشت و فقط نامش در گوشه ی ذهنم خاک خورد، تا این اواخر که نیم دانگ، پیونگ یانگ را گوش دادم و نثر و دقت نظر امیرخانی به دلم نشست. این شد که نفحات نفت را بدست آوردم، و چه شنیدنی! نثرش روان، طنزش به اندازه، و نگاهش تیز. دولت نفتی را نه با شعار، که با روایت، به نقد کشیده. البته کتاب در دهه ی هشتاد نوشته شده، اما عجیب آنکه برخی حرف هایش انگار پیشگویی بوده که حالا به چشم می بینیم. اگر تا امروز نخوانده اید، وقتش رسیده که بخوانید. (سعی کردم به سبک کتاب این مطلب را بنویسم)
کتاب خوبی است و به ویژه قلم روان و جذاب آقای امیرخانی مسائل را بسیار شیوا توضیح دادهاند. ولی نباید به عنوان مرجعی برای موضوعات و مسائل اقتصادی ایران به آن مراجعه کرد. چون بسیاری از مسائل مورد بحث گستردگی زیادی دارند و در این کتاب تا حدودی یک سویه و کمتر علمی مورد بررسی قرار گرفتهاند. در نهایت مطالعه این کتاب را به عنوان مقدمه اقتصاد دولتی توصیه میکنم.
این کتاب با متنی زیبا و روایتی شیرین به توضیح دیدگاههای جاری کشور و خواستگاههای شرایط اقتصادی و مدیریتی امروزه میپردازد. مطالعه این کتاب زیرساخت فکری متفاوتی در تحلیل کسب و کار و اقتصاد و مدیریت ایجاد میکند.
قلم نویسنده روان است ولی مطالب سطحی در مدیریت نفتی را بیان میکند اما قویترین ضربه و مستقیمترین آن بر چهره اقتصاد کشور قاچاق است که در کتاب مقفول مانده. باقی مطالب انصافا خوب پرداخته شده اند
این کتاب خوبی بود. اما باید در نظر داشت مسائل مورد بحث در کتاب، دارای ابعاد بیشتری است و کتاب فقط از یک منظر به آنها نگاه میکند، به طور خلاصه کتاب معمولا حقیقت را میگوید اما نه همه حقیقت. چون فقط از یک منظر به آنها نگاه میکند. یعنی به طور مثال یک گل به آب نیاز دارد، هوا میخواهد، خاک خوب میخواهد، نور همچنین، و شاید کود نیز، اما ما فقط بیاییم و بگوییم آب آب آب. درست است آب میخواهد اما مسئله فقط آب نیست. اما در کل کتاب را پسندیدم. در بخشیهایی از کتاب شاید مخاطبان بگویند (اینها که نوشته مبالغه است) بله من هم قبول دارم اما باید به این بخش از فصل دهم کتاب توجه داشت: «اقتصاد هیچ زمانی از اموری نبوده است که خیلی به آن عشق بورزم، در حیطه فعالیت تخصصیام نیز نیست پس انتظار داشته باشید چیزی بخوانید از نگاه یک چشم جستوجوگر نه از منظر یک عقل استدلال گر» پس وجود مواردی بحث برانگیز طبیعی است.
و در نهایت ادبیات و لحن نادر کتاب، که حس و حال خاصی به آن میدهد، را به شخصه خیلی پسندیدم.