داستان که اصلا مورد پسند من نبود داستان یه زن خودخواه که همه خانواده رو ریخته بهم. اصلا این خانم تو اون دوران غم و اندوهی نداشته زمان جنگ جهانی حتی آدم خواری هم در ایران رواج پیدا کرده بوده بهداشت نبوده نان نبوده بچه ها مریض میشدن و میمردن جان ها مفت مفت زن ها مثل کالا بودن. اصلا اینکه یه بیوه حامله اینطور ناز و عشوه کنه برای یه دکتر خیلی دور از ذهنه. بعد ادمی به این حد کینه ای خیلی مریضه و آدمی مثل دکتره به این وابستگی اونم خیلی مریضه. درسته داستانه ولی افسانه که نیست داستان یه زندگی باید به معیارهای زمان و مکان نزدیک باشه
روایتی از درگیری احساس و منطق. دختری که با خوندن خاطرات مادربزرگش به واقعیت های از زندگی مادربزرگ و مادر و داییش پی میبرم و در این بین خودش هم داره عشق رو تجربه می کنه. داستان خوب روایت شده و صحبت های که بین مادر و دختر درباره عشق احساسی و علمی میشه بسیار جالب بود. داستان از حد خارج نشده بود و ساده و منطقی روایت شد و پایان خوبی داشت.
رمان جالبی هست و موضوع قصه هم خوبه ولی جای کار بیشتری میتونست داشته باشه و هیجانش بیشتر کنه.
صدای راوی هم خوب بود.
فقط هی اول هر فصل یه آوانانس تکرار میشه (آوای چیروک) که اصلا همخوانی با اجرای یه اثر نمیتونه داشته باشه تلوزیون تبلیغ رادیو تبلیغ اینجا هم تبلیغ؟
★★★★☆۴از۵ستاره
هدی بانو کتابتان را گوش دادم بسیار رمان زیبایی بود اما خیلی ناراحت کننده اینکه بخاطر یک کینه از شوهر بخواهی از پسرت دست بکشی واقعا دل سنگ میخواهد وای بر مادرانی که بر فرزندان دلبندشان چنان جفایی مکننددر کل رمان اموزندهای بود ممنون از شما امیدوارم در تمامی مراحل زندگی موفق باشید
داستان عشق بین دو دلداده روستایی که بخاطر خودخواهی پزشک روستا و با مرگ مرد از بین میرود و ازدواج و …. اگر نویسنده اتفاقات تاریخی ان دوره را بیشتر بیان میکرد شاید جذابیت قصه بیشتر هم میشد. ولی پایان داستان را دوست نداشتم.
کتابى است که خیلى ساده بیان شده دکتر مهران در عین حال که منفور به نظر میرسد عاشق است، کتاب خوبى بود و عشق را از دیدگاهها و نسلهاى مختلف به تصویر میکشید و رابطه صنم و رحمان در عین سادگى خیلى شیرین و ناب بود
داستان رو به سادگی بیان کرد ک این رو من می پسندم. و چه قدر اخرش افسوس بدی داشت که یک عمر سر یک لج... زندگیت رو به شادی نگذرونی. هر سرگذشتی تجربه ای است برای ما صدای راوی هم خوب