شعرهایی عاشقانه و پر از احساس و شور و هیجان از شاعر علی ابجدیان با صدایی رسا و زیبا از بانو نیلوفر مظفری که با وجود لطافت در صدای ظریف زنانشون غمی مصنوعی و اغراق آمیز در شعر خوانیشون بود که گاهی تصور میکردم بیشتر از احساس شاعر غم و غصه همراهش شده. از عالیجنابان و نیز کتابراه سپاسگزاری میکنم.
خوب بود کتاب همهاش اشعار عاشقانه از فراق بود ولی با اینکه خواننده شوا کامل و خور میخونه شعرها رو اما با این وجود بازم غمی که توی صداش هست به نظرم یکم زیادی و اقرار آمیز بود یا میشه گفت به جورهایی غم غیر واقعی و نمایشی هست و اون حس حال غم فراق عاشقانه رو به من منتقل نمیکرد
غمی شیرین تو این شعرها هست البته اگر تجربه شده باشه. اشعاری از فراق، گله هایی از بی اعتنایی و بی وفایی و تصویر ذهنی معشوق. گوینده بعضی شعر ها را واقعا زیبا اجرا کردند. من پیشنهاد میکنم این اشعار را ترکیبی از صدای خانمو آقا البته با سناریویی قوی و فکر شده اجرا شود.
بعضی شهرها خوب بودند، اما نمیتوان راجع به همه ی آن ها چنین نظری داشت. بهتر بود هنگام خوانش کمی حس کنترل شده باشد، چون بعضی جاها آنقدر اغراق داشت که مانع از اثرگذاری روی مخاطب و برقراری ارتباط با او میشد. امیدوارم شاعر هنرمند و راوی محترم این کار همیشه و همه جا شاد و پیروز باشند.
شعرها تکمیل کننده هم بودند اما اصل عاشقی و عشق وجد و شادمانی است که در هیچ کدام از اشعار شادمانی وجود نداشت و برعکس افسرده ناامیدی همراه داشت این اصل عاشقی در اشعار بزرگان غزلسرا بسیار بچشم میخورد و عشق معشوق عاشق را بوجد میاورد و ناامیدیها را ذوب میکند.
کتاب شعر معمولیای هست، شاید برای کسانی که صرفا دچست دارن شعری خونده باشن خوب باشه و برای کسانی که به صورت حرفهای دنبال شعر هستن... نه! نه میتونم بگم توصیه میکنم نه میتونم بگم توصیه نمیکنم! سلیقه من نبود!
من این شعر رو نسبت به دفتر شعر شاعرجان آقای ابجدیان بیشتر دوست داشتم. هر چند که گوینده در واقع مرد است اما لطافت در خوانش ایشان و نوع شعرها در این مجلد را بیشتر دوست داشتم.
چرا تو آرزویت را در این عاشق نمیجویی چرا دیگر تو با من راز نمیگویی ابیات زیبایی که در انتقال احساس عاشق و معشوق به زیبایی بیان شد چون عشق با غم همراهی میکنه