کتاب صوتی افتادن برگی به نام فردی اثر لئو بوسکالیا، قصهای حکیمانه و ساده دربارهی برگی به نام فِرِدی است که از چرخهی طبیعت میگذرد، بهار و تابستان و پاییز و زمستان را میبیند و در آخر درمییابد که خزان قسمتی از بهار است تا زندگی همیشه در جریان باشد.
کتاب صوتی افتادن برگی به نام فردی (The Fall Of Freddie The Leaf) دربارهی این موضوع است که گذرِ فصلها چگونه فِرِدی و دوستانش را دستخوش تغییر میکند و آنها در آخر، چگونه همراه برف زمستانی، بر زمین میافتند. کتاب به نوعی یادآور زندگی تمام موجودات است. یادآور زندگی انسان تا از مرگ نهراسد و آن را بخشی از طبیعت خود بداند.
این اثر، در واقع مقایسهی لطیف میان مرگ و زندگیست و مسیحا برزگر، مترجم این کتاب نیز آن را تقدیم کسانی کرده که فقدان را تجربه کردهاند و برای مرگ عزیزانشان هیچ توجیهی ندارند.
پرفسور لئو بوسکالیا (Leo Buscaglia)، مدیر یک مؤسسهی خیریهی بزرگ و سخنرانی مشهور بود که در برنامههای تلویزیونی بسیاری شرکت میکرد و دربارهی کامیابی در زندگی و ایجاد رابطهای عاشقانه با زندگی سخن میگفت. او 14 کتاب به نگارش درآورده است که به 20 زبان ترجمه شدهاند و میلیونها نسخه از آنها به فروش رفته است. یکی از آثار جذاب او کتاب عشق نام دارد که جزو پرفروشترین کتابهای جهان قرار گرفت. پرفسور لئو بوسکالیا در سال 1998 درگذشت.
در بخشی از کتاب صوتی افتادن برگی به نام فردی میشنویم:
فِرِدی پرسید: «آیا ما همه میمیریم؟»
دانیال پاسخ داد: «همه فانیاند. همه، چه بزرگ چه کوچک چه قوی چه ضعیف، میمیرند. ما ابتدا کارِ خود را میکنیم؛ ما خورشید را، ماه را، باد را و باران را تجربه میکنیم. ما یاد میگیریم در باد برقصیم و در باران بخندیم. سپس میمیریم.»
فِرِدی با قاطعیت گفت: «من نمیخواهم بمیرم! دانیال! آیا تو از مُردن خوشات میآید؟»
دانیال پاسخ داد: «اگر وقتش رسیده باشد، آری!»
فِرِدی پرسید: «وقتِ مرگ، کِی است؟»
دانیال پاسخ داد: «کسی نمیداند.»
بله
































