کتاب صوتی ناقوس اثر هانس کریستین آندرسن از مجموعه دختر کبریت فروش، به شما میآموزد که هیچگاه نباید ناامید شوید و اگر پیوسته به دنبال ایدههای نو باشید، طنین زنگ موفقیت در وجودتان به صدا درمیآید.
هانس کریستین آندرسن (Hans Christian Andersen)، نویسنده، شاعر، نمایشنامهنویس معروف اهل دانمارک است و او را پدر افسانههای نو نیز مینامند. او حدود 220 داستان تخیلی نوشته و داستانهایش به 150 زبان ترجمه شده و همچنان میلیونها نسخه از آنها در سراسر جهان چاپ میشود.
داستانهای هانس کریستین آندرسن به عنوان داستانهای پریان معروف است که در فضایی خیالانگیز و گاه فانتزی، درونمایههایی اخلاقی را شرح میدهد، هرچند برخی از داستانهای وی رویکردی اجتماعی و واقعگرایانه نیز دارند.
شناختهترین اثر او «دخترک کبریت فروش» است که داستان آخرین روز زندگی دخترک کبریت فروش دورهگردی را بیان میکند. او این داستان را براساس واقعیتی تلخ و با لحنی تأثیرگذار و رویکردی افشاگرانه و انتقادی مینویسد و با بیانی غیرمستقیم و داستانی، پرده از بیدادگری اقتصادی و اجتماعی جامعه طبقاتی اروپای آن روز برمیدارد.
دیگر آثار او عبارتاند از: پری دریایی کوچولو، پری جنگلی، بندانگشتی، جوجه اردک زشت، زندگی من، ملکه برفی و لباس جدید امپراتور و... .
در قسمتی از کتاب صوتی ناقوس میشنویم:
از نظر کسانى که پیرامون شهر زندگى مىکردند و خانههایشان از یکدیگر خیلى دور بود و دور تا دورشان را باغ فراگرفته بود در بعضى جاها حتى کشتزارى خانهها را از هم جدا مىکرد. غروب خیلى زیباتر و صداى ناقوس خیلى بلندتر بود. انگار صدا از کلیسایى در دلِ جنگلى عطرآگین مىآمد و سبب مىشد که شنوندهها در حالى که به جنگلِ رو به تاریکى نگاه مىکردند سخت در فکر فرو بروند.
با گذشت زمان رفته رفته مردم از همدیگر پرسیدند که نکند در جنگل کلیسایى باشد. و به دنبال آن، این نظر پیش کشیده شد: «ناقوس صداى بسیار خوشى دارد، چطور است برویم و پیدایش کنیم؟»
بله

































