«ناطور دشت» برای من بیشتر از اینکه یک داستان باشد، یک تجربه ذهنی است. وقتی کتاب را خواندم، احساس کردم با شخصیتی روبه رو هستم که مدام در حال فرار از دنیایی است که آن را ریاکار و ساختگی می بیند. هولدن کالفیلد از نظر من فقط یک نوجوان عصبی یا سرکش نیست؛ او کسی است که نمی تواند با قوانین و ظاهر فریبنده جامعه کنار بیاید و همین موضوع باعث می شود مدام احساس تنهایی کند. چیزی که بیش از همه توجهم را جلب کرد، صداقت تلخ هولدن بود. او شاید رفتارهای متناقض زیادی داشته باشد، اما هیچ وقت احساساتش را پنهان نمی کند. همین ویژگی باعث شد شخصیتش برایم واقعی و قابل لمس باشد. در طول داستان بارها حس کردم پشت عصبانیت و طعنه های او، ترس، ناامیدی و نیاز شدیدی به دوست داشته شدن وجود دارد. به نظرم سلینجر خیلی خوب توانسته این تضادها را به تصویر بکشد. یکی از بخش هایی که بیشتر روی من تأثیر گذاشت، مفهوم «ناطور دشت» بود؛ جایی که هولدن آرزو می کند از بچه ها در برابر سقوط از لبه پرتگاه محافظت کند. این تصویر برای من نمادی از تلاش برای حفظ معصومیت و پاکی انسان هاست؛ چیزی که در دنیای بزرگسالان به تدریج از بین می رود. این آرزو نشان می دهد که با وجود همه تلخی ها و اعتراض هایش، هولدن قلب مهربانی دارد و دغدغه اصلی اش محافظت از بی گناهی است. با این حال، فکر می کنم ریتم کتاب در بعضی قسمت ها کمی کند می شود و ممکن است برای همه خوانندگان جذاب نباشد. همچنین اگر کسی انتظار یک داستان پرحادثه داشته باشد، شاید از روند روایت ناامید شود، چون جذابیت اصلی کتاب بیشتر در گفت وگوها، افکار و احساسات شخصیت اصلی است تا اتفاقات بیرونی.
من این کتاب رو دوست داشتم. خیلیها گفتن کتابی در مورد افکار پریشان یه نوجوانه و برای روانشناسی جوانها خوبه ولی ادمهای بزرگسال هم با این تفکرات دست و پنجه نرم میکنند فقط شاید خودشون متوجه نیستن همونطوری که جوون این کتاب متوجه نبود. مثل وقتی که شخصیت اصلی هرکس که تحویلش میگیره رو ادم خوبی میدونه و اگر مخالف اون نظر بده ادم بدی میشه. این کتاب به نظرم برای همه سنی هست فقط باید توش عمیق تر شد و این اشفتگی رو توی بزرگسالان و خودمونم پیدا کنیم
داستان نوجوانی که وسواس ذهنی داشت، عادت های افراد جامعه ناراحتش می کرد. حس تنهایی داشت، نیازمند یک دوست سالم پاک عاقل بود که هم صحبت باشند و به او گوش کند. کتاب برای روان شناس ها و نوجوان ها جذابیت بیشتری دارد. نکته مهم کتاب همراه نبودن پدر و مادر با نوجوان بود. نا آگاهی پدر مادرها در تربیت و رفتار با نوجوان ها را شان میداد. قبل از فرزند آوری ابتدا باید آموزش دید برای تربیت یک انسان سالم با هدف. کتاب بی هدفی در نوجوانی را بیان می کرد.
اگر مانند من بیشتر از پرداخت داستان، خط داستان مهمه براتون شاید کمی اوایلش نسبت به اثر بی میل بشید اما کمی به آن زمان بدید که حسابی شما رو با خودش همراه میکنه، با کلی تصویر سازیهای آشنا و ظریف شمارو با فراز و نشیبش همراه میکنه؛ صدا پیشه هم میتونست بهتر عمل کنه یعنی یا تیپ سازی نکنه یا اگه میخواد این کار رو بکنه کاملا تلاش کنه تفکیک کنه شخصیتها رو (حداقل لحن شخصیت هارو)
اجرایی نه چندان دلپذیر از یک شاهکار ادبی که لایق اجرای بهتری بود. از مشکلات صوت و راوی که بگذریم سالینجر در این رمان به خودافشاگریهای یک جوان بیمار در آسایشگاه میپردازد. چیزی که در متن رمان قابل تامل است شیوهی گفتاری روایت و تاکید نویسنده بر کلام و دکسیون گفتاری است که البته تحت تاثیر شم روایی آثار پیشین و تاثیرگذار بر آثار پس از خود است.
کتاب نگارش جذابی داره و داستان برش کوتاهی از زندگی شخصیت اصلی رو روایت میکنه و برای افرادی که عادت دارند به خوندن داستانهایی که از "یکی بود یکی نبود" شروع میشن و کل زندگی رو روایت میکنند تا به "پایان خوش" برسند، تا حدی عجیب و شوکه کننده به نظر میرسه
کتاب ناطور دشت که معنای حافظ باغ و دشت است در مورد نوجوانی ست، نوجوانی که هنوز جامعه نتوانسته است روح و فکر او را فاسد کند و به شکل همگانی یعنی دروغگو و فاسد درآورد برای من کتاب مفید و دوست داشتنی بود امیدوارم برای شما هم همین طور باشه
شاید از نظر خیلیها حوصله سر بر باشه ولی تضاد فکر در ان واحد و اینکه بالاخره چیزی در همه وجود داره که انسان رو مسئولیت پذیر کنه رو خیلی دوست داشتم ذهن اشفته این پسر هممون فکر کنم تجربه کردیم و صدای مهدی پاکدل هم جالب بود.
سبک ادبی داشت و کشمکش درون شخصیت بود یعنی برای کسایی که دنبال داستان مهیج و پرحادثه هستند پیشنهاد نمیکنم. اجرای راوی فوقالعاده بود (البتی جاهایی حس کردم نفس کم میارن) بهرحال خودم کیف کردم، جداً میگم؛)
علامت انسان رشد نیافته این است که میخواهد در راه یک هدف بزرگوارانه جان بسپارد وحال اینکه علامت انسان رشد یافته این است ک میخواهد در راه یک هدف با فروتنی زندگی کند
این کتاب واقعا فاجعه بود، اصلا توصیه نمیکنم.
کتابی پر از تصورات فکری نوجوانی آشفته، ضعیف و آنارشیست که بدون اینکه انسان رو به فکر وا بداره یا سیر داستان خوبی داشته باشه، فقط مذخرف به خورد آدم میده حیف پول
کتاب خوبی بود، جوانی با وسواسهای فکری، خیلی از ما آدمها شاید نا خواسته همچون رفتاری داریم. هر کسی هم عقیده من باشه آدم معقولی است وگرنه... بیشتر ما ناخواسته دوست داریم همه مثل ما فکر کنند.
کتاب مشکلات وسردرگمی نوجوانها رو درشناخت خودشون وجامعه بخوبی نشان میده. اینکه علی رغم ذات خوبشون مجبورند بعضی از ناراستیها رو بپذیرند در غیر اینصورت با مشکلات روحی وروانی مواجه میشوند
کتاب خوبی بود زندگی نوجوانی را از زبان خود او روایت میکند، مسائلی که در سنین نوجوانی برای انسان میتواند در گیری ذهنی و اجتماعی ایجاد کند که درشکل گیری آینده و شخصیتش تاثیر بسزایی داشته باشد
کتاب ناطور دشت از نظر روانشناسی یک کتاب مهمه ولی از نظر یک رمان و یک داستان خسته کننده.. من تصور دیگری از کتاب داشتم و فکر میکردم خیلی جذابتر از این باشه.. به هر حال تا آخر گوش کردم ولی خسته شدم
واقعاً عالی. ضدقهرمانی با شخصیت پردازی فوق العاده. داستان در واقع پیرنگ خاصی نداره و برای افرادی که علاقمند به دنبال کردن داستان هستند توصیه نمیشه. اجرا هم به نظر من خیلی خوب بود.
گویش راوی خیلی خوب بود ولی در مورد داستان واتفاقات آن با توجه به شهرت کتاب و نویسنده آن توقع بسیار بیشتری داشتم. احساسات شخصیت اصلی و نفرت آن نسبت به دیگرا خیلی خوب بیان شده است.
نمیدونم چرا این رمان اینقدر محبوب شده. مثل این میمونه که بشینی و یکی برات پر چانگی کنه. حرف بدرد نخور با یه تکنیک تکراری. رمان قبلی که خوندم (اتاق افسران) کجا این کجا. خوانش کتاب ولی عالیه
من سه ستاره بهش دادم بخاطر قلم خوبی که داشت و در کل افکاری که تو ذهنی پسر نوجون میگذره و دغدغههای این سن خاص رو خوب بیان کرده ولی ماجرای جذب کنندهای که ادمو مجبور کنه تا اخر باهاش همراه بشی نداشت
با احترام به دوستداران این اثر، پس از مطالعه و شنیدن نسخه صوتی با صدای آقای پاکدل، ارتباط چندانی با فضای داستان برقرار نکردم. محتوای کتاب برایم جذابیت لازم را نداشت.
متاسفانه اقاى پاکدل صداى خوبى دارن و اجراى خوبى ندارن و در ضمن این ترجمه سانسور هم داره.
همچین شاهکارى با چنین داستان جذاب و پر فراز و نشیب باید از اجراى بهترى برخوردار میبود
کتاب جالبی بود و در مورد اختلال شخصیت وسواسی بود، از لحاظ روانشناسی قوی بود، اما برای کسایی که به دنبال رمان با خط داستانی جذاب هستن زیاد جالب نمیتونه باشه.
ممنون از کتابراه.
نوجوانی که دنبال کشف حقیقت محیط اطراف و ارتباط با بقیه انسان ها ست آشفتگی گاهی بیخیالی کشمکش رسیدن به دنیای بزرگسالی و سردرگمی های آن روزمرگی یک نوجوانارزش شنیدن داشت
خوب بود اما تا آخرش نتونستم بخونم. اما کتاب خوندن که اینقدر مهمه چرا پولیه باید پولی نباشه تا بیشتر بخوانند. این طوری میگن حیف پول که برای من بدرد نخورد بود. من که ناراحتم
کتاب قشنگیه ولی اگه گوینده یکم راحت تر حرف میزد و زبوناش به محاوره نزدیک تر میشد هم چنین سرعتش یکم بیشتر میبود شاید شنیدن اثر لذت بخش تر و خاطره انگیز تر میشد...