داستان در مورد یک بچه بود که از فراموشی مادربزرگش صحبت میکرد اینکه در قبلاً فراموشی نداشت و بسیار مادربزرگ خوبی بود و خیلی خاطرات به مادربزرگشان داشتند که این مادربزرگشان سوسیس درست میکرد با آنها بازی میکرد و با ماشین آبی رنگشان به ساحل میرفتند دربزرگشم نمیتوانست بازیهای آنها را انجام دهد اما خود بازیهای اختراع میکرد مثل قایم کردن کلید پدر و ما همیشه دنبال آن میگشتیم هنگامی که پدر عصبانی میشد من به او یادآوری میکردم که خودت وقتی نیز کوچک بودی ژاکتت را در مدرسه جا میگذاشتی گاهی اوقات مادربزرگ اسم پدر پسرش را فراموش میکند ولی فقط میگوید که ژاکتت را فراموش نکن مادربزرگ به من میگوید تو مرا یاد سم پیر میاندازی و ما نمیدانیم که آن سم پیر کی هست.
یک داستان آموزنده برای کودکان بود که به آنها آموزش میداد که با پدربزرگ و مادربزرگشان که فراموشی دارند چگونه رفتار کنند ه نظر من بیشتر پیرهای دچار فراموشی میشوند که زندگی سختی داشته باشند و این پیرزن که در مورد آن صحبت کرد بسیار خوشبخت بوده است و به ندرت همچین اتفاقی وجود دارد مادربزرگ من نیز زندگی سختی داشت و در پیری آلزایمر گرفت اگر کسی زندگی سختی داشته باشد در پیری آلزایمر میگیرد ولی بقیه پیرها فقط ناتوان میشوند
داستان کوتاه مادر بزرگ فراموش کار نوشتهی زیبا و جالب پاول راسل است. قبل از شروع داستان ترانهای شاد پخش میشود که میتواند در علاقهمندسازی کودکان به گوش کردن به داستان و کتاب خیلی موثر باشد. داستان دربارهی فراموش کاری و آلزایمر مادر بزرگ است بیماری که این روزها در تمام جوامع مادربزگها و پدربزرگهای زیادی با آن درگیر هستند و به بچهها و همینطور بزرگترها یاد میدهد که در این شرایط خانواده نباید پدربزرگ و مادربزرگ را تنها بگذارد و همه اعضای خانواده باید از آنها نگهداری کنند و احترام به آنها نباید فراموش شود زیرا وقتی جوان بودهاند با تمام وجود از فرزندان نگهداری و مراقبت کردهاند و آنها را به سر و سامان رساندهاند و حتی از نوه هایشان نیز مراقبت کردهاند و هر چه در توان داشتهاند برای آنها انجام دادهاند و حالا نوبت فرزندان و نوهها است که بدون هیچ منتی جبران کنند. از گوش کردن به داستان واقعا لذت بردم. با تشکر از کتابراه برای تهیهی این داستان آموزندهی رایگان برای بچهها و همین طور بزرگترها.
داستان خیلی قشنگی بود. فقط خیلی کوتاه بود، در حالی که آهنگ آغاز برنامه خیلی طولانی بود به نظرم.. موضوعش هم جالب هست. مخصوصا اگر شما در خونه پدربزرگ یا مادربزرگی رو دارید که مبتلا به فراموشی هست، حتما این کتاب رو برای بچههاتون پخش کنید. نحوهی صحیح رفتار با این عزیزان خیلی مهمه و بچهها هم به عنوان عضوی از خانواده با اونها در ارتباط هستند و باید یاد بگیرند چطور باهاشون رفتار کنند و در رابطه با بیماریشون کمی اطلاعات داشته باشند. یادآوری خونه مادربزرگ و خاطرات قدیمی هم خیلی نوستالژیک بود و حس خوبی بهم داد. اما زیباترین قسمتش اونجایی بود که میگفت من مرتب به مادربزرگم میگم که خیلی دوسش دارم. چون فراموشی داره و ممکنه یادش بره که من چقدر عاشقشم🥺دلم لرزید اصلا..
دو دیقه و چهل ثانیه ک اهنگ و یه ترانه نه چندان جالب بود بقیه داستان هم درمورد کودکی بود ک از فراموشی مادربزرگش میگفت ک یادش میاد یه خونه بزرگ داشت و براشون سوسیس و کیک سیب درست میکرد یه درخت سیب تو حیاتشون داشتن ولی الان اونده توی یه اتاق کوچیک ک عکسای حیاط توی اتاقش چسبیده مادر بزرگ بازی های اونا رو یاد نمیگیره اما بازی های جدید اختراع میکنن مثل قایم کردن کلید های پدر و درنهایت مادر بزرگ میگه ک یادش نیست کجا گزاشته ووقتی پدرش میخواد عصبانی بشه بهش میگه ک یادت نره توام یه زمانی ژاکتت رو توی کلاس جاگزاشتی و درنهایتم میگه من مادربزرگمو خیلی دوست دارم و باز یه دیقه دیگه اهنگ تمام داستان همین بود
اگر فردی مسن و یا دارای بیماری آلزایمر در کنارتون دارید ، خوندن این کتاب رو برای فرزندتون پیشنهاد میکنم، شاید از نظر من وقتی اولین بار خوندم خیلی خلاصه و مفید اومد ولی واکنش و بازتابش در گفتار و رفتار پسرم برام جالب بود که چقدر عالی نویسنده مطلب رو بدون کش و قوس اضافه مطرح کرده و در عین حال جذاب برای پسر 4. 5 ساله من
. کتابی برای کودکان با قصه ایی کوتاه و در عین حال آموزنده بود. توصیه میکنم حتما این کتاب رو برای بچه هاتون بزارید تا نحوه برخورد با ادمهای فراموشکار رو بتونن یاد بگیرن چون این روزها ممکنه تو هر خانواده ایی یک ادم فراموشکار باشه و لازمه بچهها اینو یاد بگیرن. عالی بود
موضوع زیبایی بود که نشون میده ادمها رو با وجود نقطه ضعفهاشون دوست داشته باشیم مخصوصا بزرگهای فامیل که بخاطر کهولت سن مشکلاتی براشون بوجود میاد و گاهی کودکان از درکش عاجزن
عشق بدون قید و شرط
کتاب آموزندهای بود اینکه مادر بزرگها وپدر بزرگها که والدین ما رو بزرگ کردند و همچنین تا جایی که توان داشتند نوههای گلشون رو هم بزرگ کردند وقتی توان نداشتند نبریمشون خانه سالمندان وبهشون رسیدگی کنیم تا آینده خودمون هم همینطور باشه ان شاءالله
این جزو کتابهای رایگانه و به همین خاطر صداگذاری ش توسط کتابخوان حرفهای انجام نشده. من کتابهای صوتی کودکان رو که کتابخوانش حرفهای بوده گوش دادم و مسلما اون کتابها رو توصیه میکنم. چون اونها برای کودکان جذابند و کودک علاقمند به گوش دادنشون میشه.
خیلی جالب بود در بارهی موقعیت یک مادربزرگ آلزایمری در خانواده و چگونگی کنار آمدن اعضاء خانواده با این مشکل مادربزرگ....
محتوای داستان و شخصیت پردازیها خوب بودند حتما توصیه میکنم که برای فرزندتان بگذارید تا گوش بده. اموزنده، جذاب و شنیدنی است
خیلی داستان کوتاه و زیبا بود من فکر میکنم که کسی که این داستان رو گفته همچین مادر بزرگ مهربانی داره اینم بگم که همهی بچههای ایران باید این داستان رو گوش کنند👍👌
کتاب بدی نبود ولی چند نکته منفی داشت اول اینکه از ۵ دقیقه داستان ۲ دقیقهاش آواز بود دوم اینکه توجیه غذای فست فودی مثل سوسیس بود که مادربزرگ برای نوهاش درست میکرد و در آخر قایم کردن کلید پدر بعنوان بازی که اصلا مناسب بود
کتاب خیلی خوبی بود. یاد و خاطر این عزیزان کاش همیشه تو دلامون بمونه🥺کاش قدرشون رو بدونیم کاش درکشون کنیم بالا رفتن سن دست خودشون نیست پس با هر شرایطی و هر رفتاری مراقبشون باشیمو دوستشون داشته باشیم❤️ 🔥🙃
من برای پسرم به عنوان قصه شب گذاشتم اهنگش زیادی سر و صدا داره و تقریبا ۲ دقیقه اول هر قصه صرف اهنگ میشه و اینکه خانم راوی میتونه یکم آهسته تر قصه بگه به نظرم یکم تند روایت میکنه... ممنون از برنامه خوبتون
اینکه نویسنده این جوری بیماری فراموشی و آلزایمر و چگونگی برخورد با این افراد رو به بچه ها یادمیده جالبه یاد میگیرن که درک کنن و کنار بیان بااین موضوع و حتی بازی کنن و سعی کنن حال اونفرد رو خوب کنن
داستان قشنگی بود و فراموشی مادربزرگ میپرداخت و چقدر این بچه و نوه به خوبی برخورد داشتند در مواجهه با این مسئله. ناراحتی پدر از گم شدن کلید هم طبیعیه و ناآگاهی نوه از بیماری فراموشی هم شیرینه.
من دقیقا نفهمیدم چی شد؟؟ و حوصله ندارم دوباره گوش بدم و نصفش هم که کلا آهنگ بود. تازه آدم اگه بخواد بخوابه آهنگ رو بشنوه رقصش میگیره بلند میشه میرقصه😅آخه این چه آهنگیه؟
حق با دوستان هست موسیقی آغازین بهتر ملایم و کوتاه باشه و راوی با صدای آرام و آهسته قصه را روایت کند. البته نام قصه و نویسنده و مترجم بنحوی برجسته گفته شود تا در ذهن کودک حک شود
برای عزیزانی که با سالمندی زندگی میکنند اعم از پدر بزرگ و مادر بزرگ. طرز رفتار و نحوه برخورد کودکمون با این عزیزان رو به نحو احسن بیان کرده و آموزش میده. ممنون همیشگی از کتابراه.
مثل همهی کتابهای آوا رسا شروع خوب و شادی داره. موضوع کتاب خیلی خوبه و به بچهها یاد میده که چطور با بزرگترها مخصوصا با مادربزرگشون حتی با نقصهایی که دارن رفتار کنن
با وجود کوتاه بودن قصه، موضوع ارزشمندی داره که علاوه بر تقویت رابطه بچهها با پدربزرگ و مادربزرگ ها، با یک زبان کودکانه، مشکلات فراموشی آنها را هم نقل میکنه.
از هر لحاظ خوب بود، پسرم که گوش داد یاد گرفت که درمورد اطرافیانش صحبت کنه، و اگه خاطرهای به یادش میاد بگه، در واقع به ما یه سرگرمی خوب یاد دادین، تشکر
عالیه و رابطهی یک مادر بزرگ فراموشکار رو با نوهاش نشون میده و گویای اینه که اگر مهربانی تو ذات کسی باشه حتی اگر اون شخص رو به خاطر نیاره باز هم باهاش مهربونه
این خیلی عالی بود و به نظرم خیلی آموزنده بود. من یاد گرفتم که اگر یک عضو خانواده مشکلی داشت نباید اون را دوست نداشته باشین و باز هم باید بهش احترام بگزاریم
صدای موسیقی کمی گوش خراش بود. ولی در کل کتاب داستان خوبی بود و ما از گوش کردن آن لذت بردیم از کتاب را که این داستان زیبا را در اختیار ما گذاشت سپاسگزارم
یک داستان آموزنده برای کودکان بود که به آنها آموزش میداد که با پدربزرگ و مادربزرگشان که فراموشی دارند چگونه رفتار کنند ه نظر من بیشتر پیرهای دچار فراموشی میشوند که زندگی سختی داشته باشند و این پیرزن که در مورد آن صحبت کرد بسیار خوشبخت بوده است و به ندرت همچین اتفاقی وجود دارد مادربزرگ من نیز زندگی سختی داشت و در پیری آلزایمر گرفت اگر کسی زندگی سختی داشته باشد در پیری آلزایمر میگیرد ولی بقیه پیرها فقط ناتوان میشوند