هرچند شاکله کلی داستان رو دوست داشتم و به نظرم از تکنیکهای داستانپردازی به خوبی استفاده کرده بود، اما زبان اثر برام دلچسب نبود. دلیلش هم اصرار بیش از حد نویسنده به فارسینویسی و پرهیز از کلمات عربی بود. مثلا به جای ادارهٔ آب از دیوانخانهٔ آب استفاده کرده بود و این کار زبان رو از روانی خارج کرده بود. توصیفات خیلی مفصل و پرجزئیات هم گاهی خستهکننده میشد، هرچند حالتی شعرگونه و ادبی داشت. در حالت کلی اگه مخاطب به دنبال سرگرم شدن باشه، این داستان خستهش میکنه، اما مخاطب جدی داستان حتما از شنیدنش لذت میبره.
آقای قراچه داغی مترجم و نوسنده محبوب من هستند و به کار ایشان اعتقاد دارم. اسم ایشان روی جلد کتاب برای من کفایت میکند و مشتاقم آثر جدید ایشان دره پنهان را بخوانم.