نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی پرتره - نیکلای گوگول
4.4
28 رای
پرستو مهاجر
۱۴۰۴/۱۱/۱۴
00
پس از مدت ها بلاخره کتابی رو شنیدم که با شنیدنش لحظه به لحظه سورپرایز میشدم و برای نویسنده ای که در قرن هجدهم زندگی میکرده واقعا کتاب شاهکار و شگفت انگیزی بود. کتاب دو قسمت دارد، قسمت اول در مورد نقای پر شور ولی فقیر است که تحت فشار مالی صاحبخانه اش قرار دارد، روزی اتفاقی پرتره ای از یک پیرمرد میبیند و با تنها داراییش ینی بیست کوپک یا روبل دقیق یادم نیست، ان را میخرد و بعد نویسنده لحظه هایی سورئال را خلق میکند، گوگول از همان ابتدای «پرتره» طبقۀ پولدار جامعه را به ریشخند می گیرد؛ افرادی که زرق و برق را به سادگی و واقعیت ترجیح می دهند. زوال چارتکوف پس از پولدار شدنش و زن ثروتمندی که نقش فریبنده و بی روح دخترش را به تصویر ظریف و واقعی تر، ترجیح می دهد، از جمله نشانه های بارز این وجهۀ انتقادی اثر هستند. در بخش دوم داستان نیز پی می بریم که پرتره از روی فردی متموّل کشیده شده است، گوگول نویسنده ای که ۴۳ سال عمر کرده ولی تاثیرش روی نویسندگی بقیه نویسنده ها مشهود است. این کتاب من رو به یاد کتاب "تصویر دوریان گری" مینداخت که بیشتر فلسفی بود ولی کتاب پرتره مذهبی در کل خیلی کتاب غنی و سنگین از نظر معانی بود.
به نظر من این کتاب با توجه به سبکش و دورهای که نویسنده در اون بود شاهکار محسوب میشه، کلا گوگول جز پیشگامان تو سبکهای جدید بوده که خیلی قابل تقدیره، وقتی که داشتم گوش میکردم احساس کردم که شاید اسکار وایلد تصویر دوریان گری رو از این کتاب الهام گرفته باشه البته اطمینان ندارم فقط با توجه به این که هر دو از پرتره نوشتن این حس به خواننده دست میده، در واقع هدف نویسنده این بود که بگه بدی انسان همچنان باقی میمونه در این جهان، و میتونه در زندگی بقیه افراد تاثیر منفی بذاره حتی اگه بخوایم فقط اولین قدم رو از راه نادرست برداریم که به هدف برسیم، حتی در صورت نیل به اون هدف؛ باز هم دچار احساسات منفی و مخرب میشیم. من از شنیدم این کتاب خیلی لذت بردم و میتونم بگم اوایلش یکم ترسناک هم بود!
خوانش هم خیلی عالی بود با تشکر.
خوانش هم خیلی عالی بود با تشکر.
«پرتره» قصهی اینه که پول و شهرت چطور میتونن هنرمند رو از خودش بگیرن. یه نقاش فقیر یه تابلو میخره که انگار یه نیروی عجیبی داره؛ از همون جا ورق برمی گرده. اول پولدار میشه، معروف میشه، ولی هنرِ واقعی ش زیر سایه شهرت و پول کم کم میمیره. گوگول خیلی ساده میگه: وقتی هنر رو بفروشی به خاطر پول و تایید بقیه، فقط ظاهر میمونه ولی روح اثر هنری از بین میره. اون پرتره نماد وسوسه ست؛ وسوسهی راه میان بُر. آخرش هم میفهمیم موفقیتِ سریع و یک شبه، گاهی بهای سنگینی داره. خلاصه اینکه گوگول میگه اگه خود واقعیت نباشی و از ذاتت دور بیفتی، حتی اگه همه مردم دنیا تشویقت کنن، بازم باختی. روایت، نرم و پر احساسه، قلم نویسنده گرمه و راوی عالیه. ممنون از کتابراه
پردازش شخصیت و توصیفات احوالات درونی و استفاده از رویدادها برای این توصیف از جمله اشاره به اینکه ۲۰ کوپک آخر جیبش را پرداخته بود شخصیت اول داستان برای این تابلو و حالا ولعش برای این پول نه از پول دوستی بلکه از فرط استیصال و به مثابهی طنابی برای بیرون آمدن از چاه دست و پاگیر فقر است که جنبههای وجودی او را تهدید میکند از جمله بیرون شدن از جایی که میزید.
ببینم ادامه فصلها چی میشه. فعلا بخش اول قسمت دوم ام. از راوی هم خیلی راضی ام. ممنون.
ببینم ادامه فصلها چی میشه. فعلا بخش اول قسمت دوم ام. از راوی هم خیلی راضی ام. ممنون.
