

برای شنیدن کتاب صوتی کرم و کشاورز و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب صوتی کرم و کشاورز
کتاب صوتی کرم و کشاورز اثر جف دیناردو، دربارهی کشاورز پیری به نام مگوایر است که در روستایی سرسبز زندگی و کار میکند، او باغ بزرگی داشت و عاشق گیاهان و گلهای باغش بود.
هر روز صبح پس از آبیاری گلها و گیاهانش که مرتب و منظم کنار هم چیده شدهاند، آنها را هرس میکند و با عشق به درختها و گیاهان باغ میرسد. در قسمت سبزیجات باغ مگوایر، کرمی زیر برگها زندگی میکند که عاشق کار در باغ است. یک روز صبح که کرم نمیتواند مثل روزهای گذشته کمی بیشتر بخوابد، به سطح زمین میآید و کشاورز را در حال کار میبیند.
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| عنوان کتاب | کتاب صوتی کرم و کشاورز |
| نویسنده | جف دیناردو |
| مترجم | محمد طالشیان |
| گوینده | پانیذ خرمی، محمد طالشیان، محمد قدم پور مقدم |
| ناشر صوتی | آوارسا |
| سال انتشار | ۱۳۹۷ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۶ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| قیمت کتاب صوتی | رایگان افزودن به کتابخانه |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان آموزنده کودک کتابهای صوتی کودک 3 تا 5 سال کتابهای صوتی کودک 6 تا 8 سال |
نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی کرم و کشاورز
داستان ازین خلاصه و مفیدتر هم مگه داریم، مگه میشه!؟
با صداپیشه گانی با نمک! مخصوصاً کرمه! آدم غش میکنه! فکر کنم چند روز رفته با کرمها زندگی کرده، به این تیپ صدا رسیده! عالی! با پیامِ صلح/همزیستیِ زیبای انسان با باشندگانِ طبیعت،
این گمشده بزرگ روزگار ما!
درود و سپاس!
بله

















و اما خود داستان اینگونه روایت شد که یک کرم در زمینهای کشاورزی زندگی میکند و گاهی هم باعث کمکهای غیر مستقیمی به صاحب آن زمین از جمله نرم کردن خاک آن جا میکند ولی مدتی بعد بسیار غمگین میشود زیرا احساس میکند دیگر نمیتواند کار مفیدی برای کشاور یا انجام دهد مخصوصا اینکه میدید خود کشاورز بذر میپاشد شخم میزند و. .. برای همین دیگر توان و حوصلهی کار کردن را از دست داد و روزی از شب تا نزدیکای طلوع خورشید بیدار ماند و همانطور که روی یک گوجه نشسته بود به این قضیه فکر میکرد سپس در نزدیکی صبح میخوابد و با تکان خوردن برگها یکدفعه بر میخیزد آنگاه میبیند پیرمرد بالای سرش است، پیرمرد رو به کرم میگوید پس تو در نگهداری این زمین به من کمک میکنی؟؟؟ اما کرم در جواب پیرمرد میگوید نه من دیگر توانی برای کار کردن ندارم و خودت همه کارهای مهم را از جمله بذر پاشیدن و شخم زدن انجام میدهی و تا غروب آفتاب مکالماتی این چنین بین پیرمرد و کشاورز صورت میگیرد و پیرمرد، کرم را با احترام زیر خاک میگذارد.