کتاب صوتی راسوی دوست داشتنی اثر جو هیس، دربارهی دختری است که برای تفریح به جنگلی زیبا میرود و با راسویی عجیب و غریب آشنا میشود.
در قسمتی از کتاب صوتی راسوی دوست داشتنی میشنویم:
وقتی من بچه بودم، به یک سری چیزها علاقهی زیادی داشتم و هیچوقت نمیخواستم ترکشان کنم و با چیزی عوضشان کنم. یکی از آنها کلاه بود که هیچوقت از روی سرم برداشته نمیشد. همینطور یک تیشرت که آنقدر آن را پوشیدم که دیگر پاره پوره شده بود.
اما هیچکدوم از اینچیزها جای کتونی سیاه و سفید من را نمیگرفت. اون بندهای سفید رنگ داشت و کل کفش را پوشونده بود، هیچ کسی کتونیای مثل من نداشت.
بله






















