نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی گربه زیر باران - ارنست همینگوی

Amir_eht
۱۴۰۲/۱۱/۲۸
بسی لذت بردم. کتاب خوندن دلیل بر این که آدم کامل باشه نیست. آدم باید بره زیر بارون، دلش برای بچه گربه‌های خیس شده قنج بره. آدم باید معاشرت کنه. صرفا کتاب خوندن تو رو آدم نمیکنه. ممنون بابت زحماتی که برای انتشار کتاب کشیدین
مهران
۱۴۰۲/۱۱/۱۰
داستان کوتاه و پر مغزی بود و اصلا یک جورهایی درس زندگی بود. یعنی وقتی به شریک زندگیت اهمیت ندهی، بهش عشق نورزی، به او احترام نگذاری، احساساتش رو درک نکنی و نفهمی اش، به‌موقع نیاز، نیاز آن را براورده نکنی. مجبور می شود گربه‌ی دیگری را نوازش کند
marjan eslami
۱۴۰۲/۰۵/۲۳
زمان‌هایی در زندگی میرسد که انسان از عمق وجود چیزی رو مطالبه میکند که شاید در نظر دیگران اصلا اهمیتی نداشته باشد. خواستن گربه و تمایل برای به دست آوردنش، تکه ایی از روح خسته و گمشده در روزمرگی‌های زندگی یکنواخت یک زن را به تصویر میکشد.
سیمین شمس
۱۴۰۱/۱۱/۲۱
اجرای خیلی خوبی بود، گوینده بطرز جالبی صدا و احساس زن را بیان می‌کند. ماجرا درباره عدم تفاهم و تفاوت فکری زن و شوهر و در مقابل، تشابه فکری زن و پیرمرد صاحب هتل صحبت میکند. صاحب هتل خواسته زن را ناگفته میبیند و او را به خواسته‌اش می‌رساند
آنیتا ارزانی
۱۴۰۱/۰۱/۰۶
اگر کسی را دوست داریم.،
بخاطر خودش دوستش داشته باشیم،
انزمان است که بچشم او مینشینیم و علائق او، چه کوچک و چه بزرگ میشود علائق ما،
اما اگر چنین نشد،
او را بخاطر خودمان میخواستیم،
وقتی فهمید، طناب خواستن یکطرفه، زود پاره میشود.
Alireza Mahmoodi
۱۴۰۰/۱۲/۰۷
داستانی کوتاه جالب از نویسنده‌ای مشهور و اجرای عالی جناب آقای میلاد تمدن با موزیکی لذت بخش که از تنهایی زن و مرد می‌گوید وعلاقه جورج به مطالعه کتاب و آرزوی زن به داشتن گربه و بی اعتنایی مرد به خواسته زن مدل زندگی مدرن و امروزی
متشکرم
mohammad ebrahimi
۱۴۰۰/۱۰/۲۷
چه قدر خوب رهامون کرد با پایانش
صدای گوینده جالب بود
شبی پر ارمش قبل از خواب
برداشت پایانی
جنگ، لذت کثیف خودخواهی، حس خفته جنسی، حس سرکوب،
به نظرم داستانی که ارامش خاصی داره اما تموم که میشه باید خیلی در مورد کاراکترهاش تامل کرد
Saro Moradi
۱۴۰۰/۰۶/۲۴
یک رمان جذاب کوتاه با تایم کوتاه
پند اموز، پر احساس، زنانه و یا حداقل (همان) پر احساس
با راوی خوب و سیر داستانی خوب و چند تا پند و اندرز خوب از نویسنده در برداشت از داستان
- با توجه به تایم و نویسنده و زیبا بودن اثر ارزش خواندن رو داره
H E
۱۴۰۰/۰۴/۲۷
آدم‌ها وقتی چیزی را به دست می‌آورند یادشان میرود که چه قدر آن چیز برایشان مهم بوده و برای داشتنش تلاش کردند و احساسات شخص مقابل را سرکوب میکنند، بعد از سال‌ها هم میگویند تو اون آدم چند سال قبل نیستی! و دنبال دلیلش هم نمی‌گردند متاسفانه.
سمیرا ن
۱۳۹۹/۱۲/۲۵
ایکاش کتابها تا این حد خلاصه نمیشدن، فکر می‌کنم چیزی که باید ازین کتاب یاد گرفت اینه که وقتی ما خواستها و نیازهای طرف مقابل رو با بی توجهی یا بی تفاوتی نادیده می‌گیریم این نیاز و توجه ممکنه از طرف شخص دیگری تامین بشه و این آغاز جدایی هاس
Sheri Kamali
۱۳۹۹/۰۲/۱۴
داستان زیبا و با مفهومی بود زن از سمت همسرش توجهی نمیدید وهمین باعث شد که جذب کسی بشه که بهش توجه کرده صدای گوینده هم بسیار آرامش بخش بود شب که میخواستم گوش بدم داستانو وسطش خوابم میبرد بس ارامش گرفتم 😊تشکر فراوان از تیم کتاب راه 🙏🙏
مونا رقیقی
۱۳۹۹/۰۱/۲۸
داستان کوتاه زیبایی بود، گوینده هم بسیار عالی بود. خیلی زیبا احساس یک زن رو بیان کرده بود. پیرمرد با توجهی که به خواسته کوچک خانم کرد، قطعا جایگاه خاصی در ذهن زن پیدا خواهد کرد، جایگاهی که به راحتی و با توجه کافی میتونست از آن همسرش باشه.
رها کیانی
۱۳۹۸/۰۸/۰۴
نیاز داشتن به چیزهای کوچیک و ساده.. مثل یه صحبت کوتاه، یه لبخند.. یا شاید هم یک گربه که خستگی و تنهایشو توی بارون زیر یه میز سبز احساس میکنی... گاهی زندگی همین چیزهاست.. شبیه مدیر رستوران باشیم و حواسمون به ادم‌ها باشه.
فرا همافر
۱۳۹۸/۰۱/۱۴
صدای گوینده بسیار آرامش بخش بود طوری که خودم رو در داستان تصور می‌کردم
مریم زینی نژاد
۱۴۰۴/۱۱/۰۷
شاید وقتی داستان تموم میشه با خودت بگی همین!!!
ولی کمی که تامل کنی مفاهیم جالبی داشت از جمله اینکه الزاما کتاب خوندن باعث باشعور بودن نمیشه و به احساسات هم اهمیت بدیم و برای دیگران و خواسته هاشون ارزش قائل بشیم.
دنیا خالق دوست
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
کوتاه اما پر مفهموم واقعا کتاب خوندن شعور نمیاره بعضی از آدم ها چنان غرق در ظاهرسازی زندگیشون میشن که انسانیت یادشون میره واقعا وقتی ازتون نمیگیره این کتاب اما نکته ی قشنگی رو گوشزد میکنه پیشنهاد میشه
هاجر
۱۴۰۴/۱۰/۲۱
درسته همسر زن به خواسته‌ش بی‌اعتناست اما صاحب هتل به خواسته‌ی زن اهمیت میده و براش فراهم می‌کنه.. به نظر من پیامش اینه که قرار نیست عشق رو از اونی که فکر می‌کنیم دریافت کنیم، عشق از هرکسی که بیاد قشنگه و پذیرفتنی
اذرخش جاویدان
۱۴۰۴/۱۰/۰۱
یک کتاب کوتاه. من به خاطر نویسنده خریدم کلا چند صفحه است. هدف نشان دادن قلب مهربان ادمهاست که ربطی به تحصیلات شغل یا.... نداره و برداشت من از داستان اینه مهربانی با آدم زاده میشه. مهربانها ذات و و سرشت درستی دارند..
خانم مقدم
۱۴۰۴/۰۳/۳۰
خیلی وقتها آدمهای بزرگ برای زندگی به بهانه‌های کوچک نیاز دارند. مثلا حس آرامشی که هنگام نوازش یک گربه بهشون دست میده. باید دنبال بهانه‌ها بود برای ادامه زندگی. کتاب زیبایی بود. ممنون از راوی و کتابراه
Sadaf Akhlaghi
۱۴۰۳/۱۲/۰۶
وای چقدر خوب بود این کتابخیلی زیبا بیان کرد که سواد صرفا شعور نمیارههمسر زن صرفا فکر می‌کرد فقط باید کتاب بخونه اما هیچ بهره‌ای از درک کتابا نبرده بوداما یه کارمند هتل مردم رو بهتر درک می‌کرد و ارتباط برقرار می‌کرد.
مرجان اسماعیلی
۱۴۰۲/۰۵/۱۳
داستان زن و شوهری امریکایی در یک هتل در ایتالیا. مرد کتاب میخونه و زن تنهاست‌. گربه‌ای رو زیر بارون تو حیاط میبینه دلش میخواد اون گربه رو داشته باشه اما وقتی میره تو حیاط گربه دیگه نیست.... آخر داستان رو دوست داشتم.
زهرا نگاری
۱۴۰۱/۰۲/۱۶
منم دلم خیلی خیلیییی زیاد گربه میخواد🥺
در کل داستان درمورد زنی بود که شوهرش بهش توجه نمیکرد و کمبوداشو دلش میخواست از راهای دیگه جبران کنه و آرزوهایی کوچیک که شاید برای بقیه کوچیکه ولی برای خودش دنیاست
امیر حسین قاسمی
۱۳۹۹/۱۰/۱۵
به نام خدا
سلام
این داستان فوق العاده احساساتی بود پیام و داستان مشخص و جمع و جور بود اما فکر میکردم نویسنده یه نوجوان خوش ذوق هست که در حال تجربه اندوزی هست، البته شاید همین حسن کار نویسنده باشه.
Fatemeh Motalebi
۱۳۹۹/۰۹/۱۹
داستانی زیبایی بود که به من نشان داد هر چیزی رو که از ته دلت بخواهی می‌تونی بدست بیاری یا از تلاش خودت و یا از سمت دیگران حتی با اینکه ممکنه کسی به خواسته‌های دلت توجه نکنه یا آن‌ها رو مسخره بداند.
مهسا الویری
۱۳۹۸/۰۷/۱۵
نویسنده با اینکه مرد بود ولی حس یک زن رو خیلی قشنگ نشون داده. عالی بود👌 هم متن و هم صدا
Sayeh Fatehy
۱۳۹۸/۰۱/۱۵
هرکاری برای معشوقت نکنی، یکی‌دیگه انجام میده و اونو از تو میگیره... عالی بود
Nazanin -k
۱۳۹۷/۰۸/۰۹
کلا داستان‌های کوتاه صوتی رو دوست دارم.... کاش همه دلخواسته‌ها همینجوری سریع اجابت میشد.
mohsen ebi
۱۳۹۷/۰۶/۱۳
همه چیز عالی بود. صدا پیشه, خود داستان , ترجمه و موزیک. ممنون از تهیه این کتاب و رایگان کردنش.
مهدیه عرب
۱۴۰۵/۰۱/۲۰
کتاب خوبی است اما بستگی دارد در چه سنی آن را بخوانی. کتابی که برای نوجوانان زیاد جالب نیست اما مثلا یک شخص سی ساله که درکی از تنهایی دارد این کتاب را بهتر می‌فهمد و آن را درک می‌کند.
شراره تاجمیرریاحی
۱۴۰۴/۱۲/۱۷
داستان کوتاه جالبی بود. این کتاب درباره‌ی گم شدن یک گربه است. گربه‌ای که همه چیز یک زن است اما برای شوهرش کوچکترین اهمیتی ندارد. شنیدن این داستان کوتاه را به همه اهالی ادبیات پیشنهاد می‌کنم
مرضیه
۱۴۰۴/۰۸/۲۴
این کتاب یکی از آثار نویسنده مشهور ارنست همینگوی است. داستان کوتاه و در قالب نمایشنامه نوشته شده و به تنهایی انسان و نیاز او به یک همنشین اشاره دارد. از کتابراه به خاطر ضبط کتاب سپاسگزارم
Sara gholami
۱۴۰۴/۰۸/۲۳
بسیار عالی. هردفعه ک گوش میدم انگار گوشه ای تازه از تصویر فضای دتستان تو ذهنم جون میگیرهاین طور بیان جزئیات ونحوه بیان احساسات زن داستان فقط از نویسنده توانمندی مثل همینگوی میتونه بربیاد
ن قهرمانی
۱۴۰۴/۰۴/۰۵
با وجود کوتاه بودن داستان، هنر همینگوی‌مثل‌همیشه ذهنتان را طوری به چالش میکشد که پس از مدتی با یادآوری آن گویی خاطره یی را مرور میکنید با تمام جزییات و حسی که نسبت به آن فضا داشته اید.
Mojgan Hatai
۱۴۰۲/۰۷/۰۲
بسیار شنیدنی و آموزنده روایت تکراری بی توجهی همسران به همدیگر... اما آنقدر ظریف بیان شده که از خواندنش لذت می‌برید.
مردی بی احساس و زنی رومانتیک که فقط در کنار هم زندگی می‌کنند.. نه همسری
مرجانه غفاری
۱۴۰۲/۰۱/۰۵
جالب بود اینکه میخواست بگه کتاب خوندن صرف، شعور نمیاره و حس تنهایی زن رو القا میکرد، که شوهرش حس زنانگی رو ازو گرفته و، توجه مرد صاحب هتل اون شوق زندگی و زنانگی رو در او بیدار کرده
عبدالکامل عبادی
۱۴۰۱/۱۰/۱۲
سلام!
همینگوی خواسته بگه که قدر همدیگه ولحظات زندگی رو بدونیم و مهربونی کردن نسبت به همنوع یا شریک زندگی رو فراموش نکنیم چراکه زندگی یعنی استفاده خوب از تمامی لحظات آن و کنار هم و با هم بودن است
تی بانو ص دق
۱۴۰۰/۱۲/۰۲
این داستان کوتاه اساسی‌ترین مشکل روابط بین زوجین را مطرح کرده بود:
عدم توجه و گوش نکردن به یکدیگر.
و آنهم به زیباترین شکل ممکن.
ارزش شنیدن دارد. دوازده دقیقه از زندگی‌تان را با تصویرسازی زیبا پر کنید.
یزدان پناه مهدیار
۱۴۰۰/۰۷/۰۲
جالب نیسن نویسنده قلم و تجسم قدرتمندی دارد ولی در این کتاب باکلمات بازی گرده وهمزمان با بیان ظاهر قصه به وجود باطن!! اشاره میکنه و کشش عاطفیه بوجود اومده بین زن و صاحب مسافره خونه اشاره میکنه.
Elham T
۱۳۹۸/۰۹/۰۲
دنیای آدمها چقدر میتونه متفاوت باشه
داستان‌های خارجی روح و لطافت زیبای داستان‌های ایرانی رو نداره
در کل خوندن داستان از نویسنده‌های مطرح جهان افق دید رو وسیع میکنه
زیبا
ممنون
مائده کریمی پور
۱۴۰۵/۰۲/۱۳
خیلی خیلی کوتاه و مختصر بود و بنظرم اونایی که از این کتاب تفسیر های طولانی درمیارن باید با هر نکته که تو روزمره هم براشون اتفاق میفته کلی تامل کنن و تفسیرات زیادی داشته باشن
Sam.Gh
۱۴۰۴/۱۲/۰۲
زیبابود. بی محبتی در خانواده. مردی که حتی در یک سفر تفریحی دست از مطالعه برنمیدارد و علی رغم کتابخوان بودنش درک درستی از روحیات همسرش ندارد. بی تفاوت و کور و بی احساس است
Davod
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
سلام ممنون از شما... خسته نباشید
میشه خواهش کنم اسم موسیقی بی کلام روی داستان رو بگید، یکی از زیباترین و آرامبخش‌ترین موسیقی بی کلامی بود که تو عمرم شنیدم....
خواهش میکنم🙏
شیوا محبی
۱۴۰۴/۱۰/۱۸
بعد از شنیدنش یه سکوت و خلع بزرگ تو ذهنم ایجاد شد، غمگین شدم برا تمام زنانی که با این شرایط به زندگی ادامه میدن. خیلی خلاصه و ساده بهمون گفت که دنیایی فاصله بین این زوج هست.
محمد حسین پور
۱۴۰۴/۱۰/۰۲
سلام، کتاب خوبی بود. کلا داستان‌های کوتاه چون زیاد به حاشیه نمیرن و سریع جمع بندی میشن جالب از کار درمیان. ولی هر خواننده‌ای میتونه نظر مختص به خودش رو داشته باشه. داستان قشنگی داشت.
راحله تاجیک
۱۴۰۴/۰۵/۱۱
اسم این کتاب خلاقانه است چرا که زیر باران گریه آدم زیر باران پنهان است و دشمن و رقیب آدم متوجه ضعف آدم نمی‌شود هم به الفاظ و هم اسم این کتاب ۴ از ۵ ستاره است با
N H
۱۴۰۴/۰۵/۱۰
نیازها و خواسته‌های ما گاهی توسط افرادی براورده میشن که هیچ وظیفه و مسئولیتی نسبت به ما ندارند و برعکس کسانی که وظایفی نسبت به ما دارند، نسبت به خواسته‌های ما بی توجه هستند.
سید فاطمه علوی
۱۴۰۳/۱۲/۲۱
کتاب جالبی بود. نویسنده با داستان کوتاهی به خوبی موفق به بیان شیوایی شده بود. همسر سطحی نگر دنیای بسیار متفاوتی از همسر خود داشت. و توجه به جزئیات خانم جالب و تامل برانگیز بود
لولیتا پروانه
۱۴۰۳/۱۰/۱۶
یک دنیا حرف، یک زندگی شکست خورده، زنی در جستجوی توجه و محبتی که از او دریغ شده و مردی خودخواه و زمخت از جنس مردانی که تا زنی را به چنگ آوردند بی‌توجهی را آغاز میکنند
📚 احسان نظری 📚
۱۴۰۳/۰۱/۱۳
داستان بوی تنهایی میداد. تنهایی انسان مدرن و پناه بردن به هر چیز خارج از چارچوپ خانواده. صاحب هتل حس بهتری به زن میداد طوری که او را به فکر میانداخت که تغییری در چهره خود دهد.....
Bahar rowshan nahad
۱۴۰۲/۱۱/۲۲
به نظرم دقیقا به مقوله‌ی زندگی در لحظه اشاره کرده و این که با حواس پنج گانمون هوشیار زندگی کنیم و به رویدادهای اطراف کنش مناسب نشان دهیم. نه این که درگیر ذهن و روزمرگی شویم.
<< 1 2 3 4 5 6 7 8 >>
👋 سوالی دارید؟