" سه شنبهها با موری" دومین کتابی بود که از میچ آلبوم خوندم. کتاب قبلی " سیمهای جادویی فرانکی پرستو " بود. اگر شما هم مثل من به دنبال آن کتاب به " سه شنبهها با موری" علاقه مند شدید باید خدمتتون بگم که فضای این کتاب از زمین تا آسمان با کتاب قبلی فرق دارد.
می تونم بگم رویکرد اصلی داستان حالتی معنوی و عرفانی دارد. داستان استاد دانشگاهی که در آستانه مرگ در اثر بیماری فلج کامل اندام ALS، هر هفته با دانشجوی قدیمیاش دیداری تازه میکند و سعی بر این دارد که نحوه زندگی کردن و قدر شناسی چیزهای مهم دنیا را به او بیاموزد.
قسمتها و مباحث خاصی از کتاب واقعا شنیدنی و جذاب بود. ولی در کلیت این مفاهیم من مساله دارم. این که استادی در استانه مرگ، مرتب به ارزش عشق و عشق ورزی، شادی و لذت بردن از هر لحظه زندگی تاکید دارد میتواند جالب باشه اما این که امکان به کارگرفتن و اجرایی ساختن این حرفهای معنوی و عرفانی در زندگی واقعی چقدر است یه مبحث روان شناسی و جامعه شناسی واقعا پیچیده است. در جامعه و در زندگی کسی که با سختی و استرس به دنبال تامین معاش روزمره و جنگ برای بقا است جایی برای این جور مفاهیم روحانی باقی نمیماند. من معتقدم تا زمانی که جامعهای در طبقه اول هرم مازلو گیر کرده و برای خوراک، پوشاک و مسکن در تلاش است به دنبال خودشکوفایی و هدفهای متعالی انسانی نخواهد بود. در هر حال، این کتاب هم با روایت استاد آرمان سلطان زاده بی نظیر اجرا شده بود و از شنیدنش لذت بردم. ممنون از کتابراه عزیز
"سه شنبه ها با موری" ملاقات های هفتگی دانشجویی به نام "میچ" را با استاد قدیمی اش "موری" روایت می کند. سال ها قبل، وقتی میچ هنوز هم دانشجو بود، زمان زیادی را صرف مصاحبت با استاد موردعلاقه اش می کرد. در روز فارغ التحصیلی، میچ استادش را در آغوش کشید و به او اطمینان خاطر داد تا هرگز فراموشش نکند و به دیدارش برود. اگرچه میچ تحت تاثیر روتین زندگی، کار و بار، ازدواج و مشغله های بسیار قولش را به کل فراموش کرده بود، هیچ مشغله ای در این زندگیِ ناپایدار باعث نمی شد وقتی صدای ماندگار موری را پس از گذشت سال ها از تلوزیون می شنود او را به خاطر نیاورد. مجری تلوزیون در رابطه با بیماری لاعلاجی که موری به آن مبتلا شده بود با او مصاحبه می کرد. میچ علارغم خجالت زده بودنش، تصمیم گرفت او را در خانه اش ملاقات کرد. چیزی از مصاحبه ی تلوزیونی نگذشته بود که موری به منبعی از آرامش و شخصیتی امن برای عموم تبدیل شد. اگرچه این استاد نازنین تنها یکی از شاگردان قدیمی اش را انتخاب کرده بود تا آخرین واحد درسی را به او ارائه دهد و با کمک او آخرین پروژه ی زندگی اش را هم به اتمام برساند. میچ آلبوم در آثارش به مفاهیم معنوی همچون خدا، بهشت، مرگ و زندگی اشاره های مستقیم و غیرمستقیم می کند . اما نه به شیوه ای که چارچوب داستان را بر این اساس چیده باشد. او مفاهیم غیرملموس و انتزاعی همچون عشق، امید، ایمان، سنت، افکار، فرهنگ و این دسته از مفاهیم را در قالب داستان به شکلی روان و دلنشین تزریق می کند. ترجمه ی کتاب آنقدر ملموس بود که هیچ بعید نبود فکر کنید نویسنده ی اصلی خود مندی نجات است! جناب سلطان زاده در درک بهتر مفاهیم و تجربه ی هرچه بهترِ احساسات ناشی از مطالعه ی کتاب نقش بسیار پررنگی داشتند. از استودیوی آوانامه متشکرم.
کتابی در مورد استادی که به دلیل بیماری، آخر عمرش رو میگذرونه و روز به روز ضعیف تر میشه و حالش بدتر. با وجود حال جسمی بدش اما همیشه امیدواره، به قول معروف نیمهی پر لیوان رو همیشه میبینه و افکار مثبتی داره دیالوگهایی که بین دو شخصیت اصلی یعنی موری و میچ ردوبدل میشه، پر از معناست، پر از انگیزه و امیدواری در کل کتابی خوبی بود و برای اوقاتی که حس ناامیدی و بی انگیزگی داریم میتونه مفید باشه ترجمهی خوبی هم داشت اما اکثر دیالوگها دچار دو گانگی زبان بودند یعنی همزمان هم محاوره و هم معیار نوشته شده بود.
هیچ وقت نمیتونید درباره چیزی از دور نظر بدید مثل من اولش برای خوندن این کتاب دودل بودم و هیچ ذهنیتی راجبش نداشتم اما بعد از خوندن چند صفحه اول فهمیدم چقدر دوسش دارم و بهش نیاز دارم این کتاب رو به همه کسایی که احساس سردرگمی دارن پیشنهاد میکنم فکرتون رو باز میکنه مثل وقتی که میرید به جلسات روانکاوی و بعد جلسه این حس رو دارید که انگار راه حل تمام مسائلی که ذهنتون رو درگیر کرده بود پیدا کردید.
کتاب متن روان و ترجمه خوبی داره و مسائل مهمی رو با زبان خومونی و صمیمی بیان میکنه، درواقع خلاصه کل کتاب میشه اینکه جوری زندگی کنیم و ازش لذت ببریم که اگه هر لحظه زمان مرگمون فرابرسه راضی باشیم و حسرت نداشته باشیم
خیلی عالی بود حتما پیشنهاد میکنم گوش کنید، کتاب «سهشنبهها با موری» به چند فصل تقسیم میشود که هر فصل شامل درس خاصی است که موری میدهد. کتاب با ملاقات مجدد آلبوم با موری پس از شانزده سال آغاز میشود. آلبوم متوجه میشود که موری به ALS مبتلا شده است، بیماری که باعث تحلیل رفتن ماهیچهها میشود و در نهایت بیمار قادر به نفس کشیدن نیست. آلبوم هر سهشنبه به ملاقات موری میرود و آن دو در مورد زندگی، مرگ و همه چیز در این بین صحبت میکنند. موری در سراسر کتاب بینش خود را در مورد موضوعات مختلف مانند عشق، بخشش، پشیمانی و معنای زندگی به اشتراک میگذارد. یکی از مهمترین درسهایی که موری در آلبوم آلبوم میدهد، اهمیت داشتن یک زندگی معنادار است. موری معتقد است که مردم باید به جای داراییهای مادی، بر آنچه ضروری است، مانند روابط، اجتماع و رشد شخصی تمرکز کنند.
کتاب خوبی بود. خواندنش خالی از لطف نیست. راوی داستان با صدای گرم و با احساسش دادستان رو روایت میکند. در طول داستان با احساسات فردی آشنا میشیم که زمین گیر است و با بیماری Alsدست و پنجه نرم میکنه و در حال نبرد با زندگی درسهایی از زندگی رو بازگو میکنه. درسهاش قابل تامل است. چون همهی ما به گونهای با افراد مشابهی در زندگیمون روبه رو بودیم. من طبق عادت همیشگی، جملات زیبای کتاب رو خلاصه برداری میکنم و هر از چندگاهی میخونمشون. شاید زیادی روی شستن ماتحتش مانور میده اما واقعیت اینه که برای یک نفر که زمین گیره هیچ چیزی دردناک تر از شستن ماتحتش نیست. در آخر هم، موسقی زیبا و دلنشینی داره فقط حیف که فضای زیادی از هر بخش رو اشغال کرده و نمیدونم لزوم آن چیست. باتشکر
کتاب در مورد پیرمردی هست که در حال مرگ و میدونه که تا چند وقت دیگه میمیره، یکی از دانش اموزانش میاد پیشش و در مورد مسائل مختلف مثل مرگ و خانواده و احساسات و... صحبت میکنن و آقای موری نظر میده در موردشون، نظر کسی که میخواد بمیره و چیزی برای از دست دادن نداره و قدر همه چیزو مثلا میدونه، میتونه تلنگر خوبی باشه که از دید خودمون در اون سالها به مسائل مختلف نگاه کنیم و در همین سن که هستیم به اون تفکر زندگی کنیم و نذاریم سالها بگذره تا برخی مسائل رو بفهمیم و اونوقت دیر باشه برامون، البته گاهی خیلی به جزئیات میپردازه، جزئیاتی که اصلا صروری نیست ولی خب کتابی داستانیه دیگه، کتاب داستانی روانشناسی، نصفش کاملا داستان، نصفش کاملا فلسفی جملات معروف رو میگه و تاکید میکنه روش.
کتاب خوبی نبود.. بیشتر از اینکه راجع به مسائل مربوط به زندگی بپردازه راجع به تغییرات و وضعیت جسمانی موری بود و به کرات این کلمه توش تکرار میشد که "موری توانایی شستن ما تحتش رو از دست داده یا قراره بده"! پر از مکالملت طولانیه و اگه فکر میکنین قراره یه داستان با تم روانشناسی بخونین این کتابو نخرید چون خبری از داستان نیست و فقط نویسنده و موری شخصیتهای اصلی کتابن و خبری از شخصیتهای اثرگذاره دیگه و یا تم داستانی نسیت.. البته جسته و گریخته مواردی از کودکی موری هم نقل میشه. به هر حال در زمینهای که موضوع کتاب بود میشد با این تایم کتایهای بهتری هم مطالعه کرد و اولین باره که از خوندن و وقت برای یه کتاب پشیمونم
این اولین کتاب بود که از این نویسنده گوش دادم.بشدت رمان با این موضوعات را میپسندم. و نویسنده میخواد به طور کامل مفهوم زندگی و لزوم فکرکردن همواره به مرگ را به مخاطب برسونه.چقدر قشنگ موری میگفت من هم به جوان ها حسادت میکنم اما فقط حس میکنم و بعد دور میشوم تو هر سنی که هستیم نباید حسرت مراحلی که گذراندیم رو داشته باشیم.واقعا امیدوارم در طول زندگی شخصیتی مثل موری برسم و زندگی فردی اجتماعی خوبی داشته باشم که حتی بعد از مرگم انقدر آدم باشند که اثرات من هنوز در زندگیشون مونده باشه خسته نباشید به گوینده های فوق العاده این رمان
سه شنبه ها با موری گفت وگویی لطیف و تأثیرگذار میان یک شاگرد و استادش است که در آستانه مرگ قرار دارد. این کتاب نه فقط روایتی از زندگی، بلکه درسی عمیق درباره ی مرگ، عشق، بخشش و معناست. موری، با نگاه روشن و مهربانش، با جملاتی ساده ولی عمیق، ارزش زندگی را دوباره تعریف می کند. کتابی ست آرام، اما تکان دهنده؛ مثل نوازشی بر روح، و یادآور اینکه آن چه در پایان باقی می ماند، نه موفقیت های دنیوی، بلکه عشقی ست که بخشیده ایم. این کتاب یک کلاس زندگی ست برای تمام کسانی که دل شان به دنبال معنا می گردد
سالها پیش این کتاب رو خوندم و قبل تر از اون فیلمش رو دیدم.. و به خودم گفتم یک استاد بدون شک باید اینچنین باشه. کسی که دربارهی هرموضوعی میتونه راهنماییت کنه. با زبانی که همهی وجودت احساسش میکنه. میچ آلبوم انسان خوشبختی بوده. بعد از سالها که از مرگ موری میگذره هنوز روی میلیونها انسان تاثیرگذاره. اینقدر که تو اتفاقات روزمرهی زندگی، گاهی حرفهای موری به ذهنت میرسه. کسی که به یادت میاره همیییشه باید با احساس قلبی ت تصمیم بگیری. گوش کردن این کتاب با صدای دلنشین آرمان سلطان زاده واقعا لذت بخش بود.
نکات مثبت کتاب:
شوارتز میگه:
سالخوردگی فقط زوال و ناتوانی نیست بلکه رشد هست.
نگرش مثبت یعنی آدم میفهمه قراره بمیره و به همین دلیل بهتر زندگی میکنه.
همه میدانند که خواهند مرد ولی باور ندارند خودشان را مستثنی میدانند
راه بهتر این هست که مرگ را باور کنیم و آماده کردن خود برای مرگ در هر لحظه، این بهترین روش هست که تو را کاملا درگیر زیستن کند
سعی کنیم زیباییهای زندگی را ببینیم
عشق تنها عمل عقلانی (منطقی) است.
اعمالی انجام بده که ریشه در قلب تو دارند.
نویسندهای عالی، داستانی عالی و گویندگی فوق العادهی آقای سلطان زاده همهی این موارد این کتاب رو برای من جزو 10 تای برتر میکنه، به شخصه موقع خوندن کتاب سیل مختلفی از احساسات بهم دست میده، ناراحت میشی، شاد میشی، آروم و ریلکس و همینطور با شخصیت سازی قوی نویسنده غمگین دلگیر از اینکه میبینی موری لحظه به لحظه به پایان راه نزدیک میشه، البته صدا و مهارت آقای سلطان زاده هم به تاثیر گذاری داستان به شدت موثر است. خلاصه توصیه میکنم که این کتاب را از دست ندید.
کتاب سه شنبهها با موری کتاب بسیار زیبایی بود که با نثر ساده و روان، ضمن اشاره به محدودیت طول عمر آدمی؛ توجه به مفاهیم حقیقی زندگی و اهمیت تعاملات و روابط درست انسانی را گوشزد میکند.
اینکه کتاب حاضر برگرفته از جریان واقعی زندگی نویسنده داستان است، موجب تاثیرگذاری بیشتر این روایت میشود.
تبحر در گویندگی و موسیقیهای زیبای مابین بخشهای مختلف داستان، نسخه صوتی این کتاب را شنیدنی تر و دلپذیرتر کرده است.
کتاب خوبی بود. با نثر روان و روایت دلنشین؛
این کتاب تجربه یک فرد ۷۰ساله رو به اشتراک میگذارد و به انسان انگیزه میدهد برای بهتر و مفیدتر زندگی کرد. به انسان یادآوری میکند پشیمانی، بخشش، قدرشناسی، مهربانی، عشق به خانواده و...
اون قسمت داستان که قبل از مرگش برای خودش مراسم ترحیم میگیره خیلی برام تاثیرگذار بود ویا این جمله دردناک: برای یک نفر که زمین گیر است هیچ چیزی دردناکتراز شستن ماتحتش نیست!
جناب سلطان زاده چه کرده اید با ما، که هر کتابی که میخوانید بسیار فوق العاده میشود؟؟؟ 😑😍😍
نظر کلی اینه، کتاب محتوای زیاد خاصی نداره، داستانی که موارد مربوط به معنای زندگی و بخشی روانشناسی است، خوبه شنیدن و یادآوریش ولی فقط صدای جناب سلطان زاده است که باعث میشود این کتاب ارزش گوش دادن و خریدن پیدا کند. از دستش ندید ☺️
اولین کتاب بود، که از نویسنده میچ آلبوم خواندم، بسیار روان و جالب بود، و موضوع داستان که روایت استاد کهنسالی بود، که در روزهای آخرین زندگیاش، سعی در انتقال آموختههای واقعی خودش به اطرافیانش، بخصوص شاگرد قدیمیاش میچ داشت. که من را با خودش همراه میکرد، البته صدای راوی و نوع خوانش ایشان، آقای آرمان سلطان زاده بسیار موثر بود،
لذت بردم.
کتابی بسیار زیبا و شنیدنی، یه روز توی یه کافه برای نوشیدن یک فنجان قهوه رفته بودم، که بحث کتاب و کتابخوانی بود، انجااسم این کتاب را شنیدم، وان را از کتابراه تهیه کردم. بعدازشنیدن کتاب فهمیدم که چه کتاب ارزشمند و شنیدنی است. انسان به چه مقامی میرسد که با اینکه میداند در حال مرگ است ولی به چه درجات عالی میرسد که راه ورسم زندگی را به دیگران میآموزد.
کاش همه ما بتونیم مثل موری زندگی کنیم.
این کتاب، اولین کتابی بود که از میچ آلبوم خوندم، بعد از این پنج نفری که در بهشت ملاقات میکنید و کتاب نفر بعدی که در بهشت ملاقات میکنید رو خوندم و واقعا عالی بودن.
الان مشغول مطالعه کتاب زماندار هستم و تا الان اونم عالی بوده، ممنونم از کتاب راه برای به اشتراک گذاری این کتابهای جذاب
بنظرم اگه برای زندگی ارزشمند فقط یک کتاب باید بخونین اون همین کتابه... مفاهیمی مثل عشق, ازدواج, ثروت و مهربانی به دیگران رو ازدیدگاهی کاملا متفاوت و کاربردی بررسی و توضیح میده... صدای گوینده بسیار دلنشین و باحس و تاثیرگذاره... کاملا همذات پنداری با راوی پیدا میکنید... سه شنبههایی که هیچی وقت فراموش نمیکنید.... یا باعشق زندگی کن یا بمیر...
اول از همه از راوی فوق العاده تشکر میکنم، بیانشون عااالی بووود.
و دوم از دوستانی که این کتاب رو پیشنهاد دادن
کتاب راجب استاد و دانشجوییه که راجب مفهووم زندگی باهم صحبت میکنن. نثر روان و قابل هضمی داره، اگه اهل کتاب هستین، خوندنشو پیشنهاد میکنم، اونم ۱۰۰ بار😉
سلام به همه کتابراهیهای عزیز، کتاب سه شنبهها با موری کتاب خوبی بود، در کلمه به کلمه این کتاب قدرت، صبوری، شاکر بودن، وقت شناسی، اعتماد به نفس و راضی بودن از تقدیر... موج میزد که باعث این بود که هر لحظه شاکر خداوند باشیم و از زندگی در لحظه حال لذت ببریم، امیدوارم شما هم با این کتاب ارتباط بر قرار کنید و لذت ببرید...
کتاب قشنگ هست ولی نه اونقدری که تعریفشو شنیده بودم. ساده بود به نظرم، دربین کتابای بیشماری که این روزا در مورد زندگی چاپ میشه، رمان و غیره، که بعضا خیلی هم مفیدن، یه کم تکراری به نظر میومد سوژه ش تو این دوره. میشه تصور کرد که شاید بار اولی که کتاب اومد بیرون، اون زمان برای مردم جدید و جالبتر بود.
خیلی خوشحالم که قبل از اتمام زندگیم این کتاب رو خوندم
امیدوارم که همه برای یک بار هم که شده قبل از این که دیر بشه این کتاب رو بخونن تا معنی زندگی کردن رو یاد بگیرن و از زمان باقی مانده عمرشون بهتر استفاده بکنن
در ضمن تشکر ویژه دارم از جناب ارمان سلطان زاده عزیز برای روایت زیبایشان
کتاب سه شنبه با موری رو هدیه گرفتم اما نمیشد بخونم، با کتاب صوتی و صدای روان گوینده خیلی راحت گوش دادم، این کتاب بهم یاد داد قدر لحظههای زندگیم رو بدونم، دنبال کارهای مورد علاقهام برم، دیدگاهم نسبت به مرگ رو تغییر داد، بعضی آدمها واقعا روح بزرگی دارن مثل موری
کتاب فوق العادهای بود آموزنده و دل نشین و داستان زندگی مردی که در اوج بیماری و سختترین شرایط شوق و امید به زندگی را در خود تقویت میکند و به سختیها و ناتوانیهایش به دید مثبت نگاه میکند. این کتاب با اجرای زیبا و پر احساس آقای سلطان زاده ارزش دوبار گوش دادن را هم دارد
به جرات میتونم بگم خاطرهی خوندن و گوش دادن این کتاب هیچ وقت از ذهنم نمیره. خیلی زیبا بود و همیشه وقتی اسمش رو میشنوم حس خوبی در من ایجاد میشه. من هر روز در حال مطالعه هستم و میخوام بگم فوق العادهترین کتابی که در طول این ده سال خوندم همین کتاب بود.
بعضی کتاب ها رو می خونی، بعضی ها رو زندگی می کنی؛ سه شنبه ها با موری برای من از دسته دوم بود. هر گفت و گو انگار تلنگری بود که باعث می شد چند دقیقه کتاب رو متوقف کنم و به زندگی خودم فکر کنم. مدت ها بود کتابی این قدر آروم و بی ادعا، ولی عمیق، روی دلم نمی نشست.
کتاب پر از نکات و تجربه های کاربردی برای زندگیه اما بین شرح حال و توضیحات زیاد که در مورد اتفاقات روزمزه و وضعیت جسمی موری گاها گم میشه (ریتم کند و اندکی خسته کننده)، نسخه ی متنی رو بیشتر توصیه می کنم چون اونجا میشه قسمت های لازم رو هایلایت کرد، کاربردی تره.
خواندن این کتاب از واجبات است. داستانی شیرین با صدای سحر آمیز استاد سلطان زاده بزرگ. فلسفه پیچیده اگزیستانسیالیست را در قصهای ساده و شیوا. دیدن فیلم انجمن شاعران مرده را همزمان با این کتاب برای درک بهتر به شدت توصیه میکنم
کتابی در مورد مرگ و زندگی. کسانی که به این موضوعات علاقه مند هستند توصیه میکنم این کتاب را با صدای زیبای آقای آرمان سلطان زاده بشنوند. هر چند موضوع کتاب خیلی غم انگیز است ولی مثل کتاب دیگر این نویسنده تماس تلفنی از بهشت قشنگ بود و آدم را به فکر فرو میبرد
داستان صحبتهایی درمورد مهارتهای زندگی دانشجو و استاد درحال مرگ. بخاطر دیدگاههای کاربران گرفتم. ولی احساس خوبی نداشتم. بهترین کتابهایی که در کتابراه عزیز خوندم هزاران خورشید تابان و ملت عشق بود
عاشق کتابهای میچ البوم هستم. این کتاب هم مثل چنتا کتاب قبلی که از خوندم تم عرفانی داشت. جملات زیبا در این کتاب از زبان موری گفته میشه که ادم رو به عنوان یه انسان به فکر فرو میبره. شنیدن این کتاب رو حتما توصیه میکنم. خوانش بسیار خوبی هم داشت
کتاب قشنگی هست، راوی بسیار عالی و با صدایی که تمام فراز و فرود هارو رعایت میکردن تا لذت بخش بودن این متن رو چند برابر کنن
این کتاب بما یاداوری میکند که زندگی کوتاه و بی ارزش هست و باید از تمام لحظات ان لذت برد و اسان گرفت و بخشید...
من بخاطر خوندن نظرات کتاب رو گوش کردم ولی اصلا انتظارمو براورده نکرد ایتقدر که راجع به خلط و شستشوی ما تحت صحبت شد تو این کتاب، مسائل دیگهای باز نشد... در کل کتاب خوبی نبود. جدا به هیچ وجه لذت نبردم.
تا فصل ۱۳ گوش دادم ولی جذبم نکرد.. سرعت داستان بیش از اندازه کند و هیچ مکالمه جالبی اتفاق نمیوفته.. اگه قبلا کتابای نویسندههایی مثل کامو، داستیوفسکی و اسکار وایلد رو خوندین.. این کتاب رو جالب نخواهید یافت..
داستان تاثیرگذاری داشت، لذت بردم و تجربیات خوبی کسب کردم.
کتاب، آدم رو با خود واقعیش رو به رو میکنه و اگر به موضوعات سبک زندگی و مرگ علاقه دارید، پیشنهاد میکنم گوش بدید.
البته صدای آقای سلطان زاده هم به داستان روح میده.
خوب است و دیدگاه یک فردی که با بیماری سختی مبارزه میکنه نشون میده. خودم سالها مبارزه میکردم. لحظاتی که همه چیز به ناگهان فرو ریخت و من بدتر شدم و جایی که خدارو هم پیدا نمیکردم، این کتاب بدستم رسید، و....
این کتاب واقعا عالی هست. سرشار از مفاهیمی عمیق و لطیف و اموزنده که دیدگاه انسان رو نسبت به مفاهیم زندگی و مرگ تغییر میدهد. با وجودی که اخر کتاب اشکهایم سرازیر شدند دوست دارم بارها و بارها این کتاب را گوش کنم.
کتاب بدی نبود روایت استاد مریضی است که درقرار ملاقات سه شنبه هایش با دانشجوی قدیمی نکاتی به او میاموزد خیلی چنگی به دل نمیزد واگر روایت زیبای اقای سلطان زاد ه نبود شاید تمامش نمیکردم
برای من مورد علاقه نبود ولی دلیل نمیشه بگم کتاب خوبی نبود. شاید از بین خوانندگان این کتاب عده زیادی عاشقانه دنبال چنین کتابی بودندو بهایت لذت را بردند. همگی خسته نباشید و موفق و موءیدباشید
کتابی با یک دیدگاه جالب و آموزنده من دوست داشتم به نظر من هر کتابی ارزش یک بار خوندن یا گوش دادن رو داره البته که من هر کتاب رو دست کم به فاصله زمانی دوبار گوش میدم بعضی کتابها رو چندین بار
با خوندن اینکتاب پی بردم که چطور برای خودم و با ارزشهای خودم زندگی کنم. این کتاب تحربهای که هر شخصی بعد از ۷۰ سال زندگی بدست میاره را به اشتراک میگذارد. وبسیار اموزنده و تاثیر گذار است.
اونقدرها هم که فکر میکردم رمان گیرا و جذابی نبود من در اصل به خاطر صدای آرمتن سلطان زاده خریدمش 😊 ولی ترجیح میدم به جای این رمان مستاجر و نان سالهای جوانی رو چند ده بار گوش کنم😂❤😊
شاهکار برای ادمای ک قدر لحظههای زدگی رو نمیدونن دو بار این کتاب رو خوندم یک بار هم نسخه صوتیش رو گوش دادم با صدای اقای سلطانزاده هم عالی بود. فیلمشو هم سه بار دیدم. یه اینجور کتابیه!! خاصصصصصص
کتاب بسیار جالبی بود. کشش خوبی داشت و اونقدر آموزنده که به نظرم بارها میشه بهش رجوع کرد و آموخت. پیام اصلی بحث پذیرش در زندگی است و آموختن آن. نثر روان با گویندگی عالی 👌🏻
معتقدم که استثنا فیلم سه شنبهها موری از کتاب جذابتر بود. من شخصا همهی کتابهای میچ آلبوم که ترجمه شدند را خواندم و بسیار دوست دارم. پیشنهاد میکنم مطالعهشان کنیم
سلام، عالی بود.
به نظر من با نظرات موری و این کتاب باید زیست.
طبق روال گویندگی هنرمندانه و کم نظیر جناب سلطانزاده، حس خوب این کتاب را صد چندان کرده بود، پاینده و سلامت باشین
خیلی آموزنده هست این کتاب به انسان انگیزه میده برای قشنگ تر زندگی کردن در این فرستی که هر کس داره توی این دنیا البته با صدای زیبا و دلنشین جناب سلطان زاده بیشتر دلنشین شده است
می تونم بگم رویکرد اصلی داستان حالتی معنوی و عرفانی دارد. داستان استاد دانشگاهی که در آستانه مرگ در اثر بیماری فلج کامل اندام ALS، هر هفته با دانشجوی قدیمیاش دیداری تازه میکند و سعی بر این دارد که نحوه زندگی کردن و قدر شناسی چیزهای مهم دنیا را به او بیاموزد.
قسمتها و مباحث خاصی از کتاب واقعا شنیدنی و جذاب بود. ولی در کلیت این مفاهیم من مساله دارم. این که استادی در استانه مرگ، مرتب به ارزش عشق و عشق ورزی، شادی و لذت بردن از هر لحظه زندگی تاکید دارد میتواند جالب باشه اما این که امکان به کارگرفتن و اجرایی ساختن این حرفهای معنوی و عرفانی در زندگی واقعی چقدر است یه مبحث روان شناسی و جامعه شناسی واقعا پیچیده است. در جامعه و در زندگی کسی که با سختی و استرس به دنبال تامین معاش روزمره و جنگ برای بقا است جایی برای این جور مفاهیم روحانی باقی نمیماند. من معتقدم تا زمانی که جامعهای در طبقه اول هرم مازلو گیر کرده و برای خوراک، پوشاک و مسکن در تلاش است به دنبال خودشکوفایی و هدفهای متعالی انسانی نخواهد بود. در هر حال، این کتاب هم با روایت استاد آرمان سلطان زاده بی نظیر اجرا شده بود و از شنیدنش لذت بردم. ممنون از کتابراه عزیز