در کتاب حضور اثر مسیحا برزگر می خوانید:
حضور دانشی نیست که ما، برویم تا به آن برسیم. حضور، بصیرتی نیست که ما، بکوشیم تا به آن برسیم. حضور، یک شیوهی زندگیست، و این شیوه از همان لحظهای آغاز میشود که ما آن را تمرین میکنیم.
ممکن است ما، زندگی را به گونهای زندگی کنیم که متوجهی مسیر زندگی نباشیم. و آنگاه که میرسیم به آنچه آن را مقصدِ زندگی مینامیم، متوجه میشویم که هیچ چیز ندیدهایم و هیچ چیز را تجربه نکردهایم. چرا؟ چون ما، به شدت در گذشته یا در آینده زندگی کردهایم؛ با فکرهای خود.
فرزانه، در برابرِ فکرهای خود، گشوده است. او، امکانی دارد برای تجربههایی تازه؛ یعنی، زندگی را هر دَم از نو میبیند، و هر دم از نو آغاز میکند.
حضور را باید، لحظه به لحظه، تمرین کنید تا زندگی را لحظه به لحظه تجربه کنید. در این صورت، به روی زندگی گشوده خواهید بود.
بله

















باید سپاسگذار همهی جهان و خدا باشیم و خدا را در همه چیز میابیم و کیفیت زندگی را بالا میبرد زیرا از زندگی لذت میبریم و آرامش بیشتری پیدا میکنیم