کتاب صوتی کدو قلقله زن

عکس جلد کتاب صوتی کدو قلقله زن
قیمت:
رایگان
۳۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب صوتی کدو قلقله زن و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب صوتی کدو قلقله زن و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب صوتی کدو قلقله زن

کتاب صوتی کدو قلقله زن نوشته فضل الله مهتدی صبحی داستان پیرزنی است که به قصد دیدار دختر و دامادش به سفر می‌رود و در راه با حیوانات وحشی برخورد می‌کند که قصد دریدن او را دارند.

پیرزن آنان را مجاب می‌کند که صبر کنند و در بازگشت و وقتی او در اثر پذیرایی دخترش چاق و چله شد او را بخورند. حیوانات قبول می‌کنند. ولی پیرزن در بازگشت با مخفی شدن در یک کدو از میان آنان فرار می‌کند و به خانه می‌رسد.

در قسمتی از کتاب صوتی کدو قلقله زن می‌شنویم:

گرگ گفت «ای پیرزن! کجا می روی؟»
پیرزن گفت «می روم خانه دخترم. چلو بخورم؛ پلو بخورم؛ مرغ و فسنجان بخورم؛ خورش متنجان بخورم؛ چاق بشوم؛ چله بشوم.»
گرگ گفت «بی خود به خودت زحمت نده. چون من همین حالا یک لقمه ات می کنم.»
پیرزن گفت «یک لقمه پوست و استخوان که سیرت نمی کند؛ بگذار برم خانه دخترم؛ چند روزی خوب بخورم و بخوابم, تنم گوشت تر و تازه بیارد و حسابی چاق و چله بشوم, آن وقت من را بخور.»
گرگ گفت «بسیار خوب! اما یادت باشد من از اینجا جم نمی خورم تا تو برگردی.»
پیرزن گفت «خیالت تخت باشد. زود برمی گردم.» و راه افتاد.

فهرست مطالب کتاب صوتی

نمونه
10 دقیقه
داستان کدو قلقله زن

مشخصات کتاب صوتی

نام کتابکتاب صوتی کدو قلقله زن
نویسنده
راویمائده مرتضوی، زیبا حاجیان، علی شمسی، مهدی رضایی
ناشر صوتی خانه داستان چوک
سال انتشار۱۳۹۶
فرمت کتابMP3
مدت۹ دقیقه
زبانفارسی
موضوع کتابکتاب‌های صوتی داستان سرگرم کننده کودک، کتاب‌های صوتی کودک 3 تا 5 سال، کتاب‌های صوتی کودک 6 تا 8 سال
قیمت نسخه صوتی

نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی کدو قلقله زن

Ahmad
۱۴۰۵/۰۳/۲۳
با سلام این یک داستان خاطره انگیز است که تقریبا برای همه ایرانیان ها آشنا است و همه با این داستان خاطره دارند و از شنیدن آن لذت می برند. این داستان برای کودکان بسیار لذت بخش است به خصوص برای کودکان امروزی که با فرهنگ و تمدن ایران باستان در حال بیگانه شدن هستند و بیشتر به سمت الگوهای غربی روی آورده اند. داستان در واقع به کودکان یاد می دهد که در مسیر زندگی موانعی وجود دارند که نباید به خاطر این موانع ترسید و از ادامه راه نباید منصرف شد. پیرزن که عاشق دیدار دخترش است در مسیری می رود که از جنگل می گذرد و در مسیر مشکلاتی برایش پیش می آید و در ابتدا گرگ سر راهش قرار می گیرد و می خ اهد او را بخورد که او گرگ را گول می زند و با وعده چاق شدن و رفتن به مهمانی از دست گرگ خلاص می شود و بعد نوبت به پلنگ می رسد و او را هم با همین وعده فریب می دهد و در آخر نوبت به شیر می رسد که باز او را هم با همان وعده چاق سدن فریب می دهد و می رود. بعد از فریب حیوانات پیرزن به خانه دخترش می رسد و مدتی در خانه دخترش می ماند و از ماندن در آن جا لذت می برد و کلا از حیواناتی که در مسیر بودند یادش می رود و بعد از مدتی می خواهد به خانه اش برگردد تازه یادش می افتد که سه تا حیوان وحشی منتظر او هستند تا او را بخورند. پیرزن و دختر بازار برویم. در بازار یک کدوی بزرگ می خرند و به خانه می برند. دختر پیرزن داخل کدو را خوب خالی می کند و پیرزن به داخل ان می رود و بعد قسمتی را که برچیده مثل در محکم روی ان قرار می دهد و پیرزن را در جاده قل می دهد و پیرزن به شیر می رسد و شیر از او می پرسد پیرزن را ندیده است او هم می گوید نه من یک کدو قلقله زن هستم من را قل بده و از دست شیر خلاص می شود و از دست پلنگ و گرگ هم همین طور خلاص میشی
📚samira⁦(⁠◕⁠ᴗ⁠◕⁠✿⁠)⁩⁦
۱۴۰۳/۰۹/۱۱
داستان در مورد یک پیرزن بود که می‌خواهد به خانه دخترش که شوهر کرده بود برود راه جنگل با حیواناتی روبرو می‌شود اول با گرگ روبرو می‌شود گرگ می‌خواست او را بخورد و پیرزن گفت بگذار اول به خانه دخترم بروم چاق و چله شوم بعد تو بیا منو بخور گل پذیرفت پس از او با پلنگ روبرو شد به پلنگ نیز همین حرف‌ها را زد بعد از آن با شیر روبرو شد به او نیز همین حرفا را زد وقتی به خانه دخترش رفت خورد و خوابید هنگام بازگشت شده بود او به دخترش گفت که برود کدویی را بیاورد او داخل کدو را خالی کرد که وارد آن شود و یک در بالای آن درست کرد که از آن وارد و خارج شود دخترش گفت که این‌ها را برای چه می‌خواهد و پیرزن تمام ماجرا را برای او تعریف کرد وقتی پیرزن وارد کدو شد دخترک کدو را هول داد به داخل جنگل شیر با دیدن کدو گفت‌ای کدو تو پیرزن را ندیده‌ای پیرزن از داخل کدو گفت والا ندیدم بلا ندیدم کدو قل خورد و به پلنگ رسید ه او هم همین حرف‌ها را زد وقتی به گرگ رسیدن گرگ صدای او را از داخل کدو تشخیص داد من را نمی‌توانی فریب دهی او کدو را سوراخ کرد که وارد کدو شود پیرزن نیز از در آن طرف آن بیرون آمد و در آن را بست و هولش داد و فرار کرد اولین باری که من این قصه را شنیده بودم بسیار کوچک بودم اکنون پس از سال‌های طولانی دوباره به این کتاب رسیدم و باعث یادآوری دوران کودکییم شد اینکه موقع گوش دادن به این داستان بعضی از جاهای آن با ریتم شعر دارد همین جاها را نیز در کودکی حفظ بودم
اعظم منصوری
۱۴۰۲/۱۰/۲۴
قصه‌ی کدو قلقله زن گردآوری فضل الله مهتدی صبحی داستانی زیبا و جذاب برای کودکان است که درباره‌ی پیرزنی است که میخواهد به خانه‌ی دخترش برود و در راه با حیوانات درنده‌ای روبرو می‌شود و با استفاده از فکرش از شر این حیوانات خودش را نجات میدهد و به خانه‌ی دخترش میرسد و فردا موقع برگشت از دخترش میخواهد و کدوی بزرگی بیاورد او داخل کدو می‌رود و قل میخورد و پایین می‌آید و با این ترفند از دست شیر و پلنگ فرار میکند ولی وقتی به گرگ میرسد گرگ صدای او را میشناسد و می‌خواهد پیرزن را بخورد که او زرنگی میکند و از دستش فرار میکند و به خانه میرود. این داستانی آموزنده برای کودکان است و به آن‌ها یاد میدهد که چگونه با مشکلاتی که با آن‌ها روبه‌رو میشوند از فکر خود استفاده کنند و مشکلات را از پیش پای خود بردارند و برای رسیدن به اهدافشان مبارزه کنند. با تشکر از کتابراه و کانون فرهنگی چوک برای تهیه‌ی رایگان این قصه‌ی زیبا و آموزنده برای کودکان.
Fatemeh Rezaee
۱۴۰۳/۱۱/۱۵
کتاب کدو قلقله زن از روستای شروع میشه که پیر زنی که دختری داشت که به شوهر داد وبه تنهای به زندگی ادامه دا بعد مدتی دلش خواست به خونه دختر بره ولی در راه به گرگی رسید که گفت اهای پیر زن میخوام بخورمت پیرزن گفت من لاغرم بذار برم خونه دختر چلو بخورم وچاق بشم بعد میام منو بخود. رفت و به پلنگ گرسنه رسید گفت پیر زن میخوام بخورمت گرسنمه. پیرزن به اونم گفت من لاغرم بزار برم خونه دخترم چلو بخورم چاق بشم بعد میام منو بخور و رفت رسید به شیر گرسنه شیر گفت پیرزن میخوام بخورمت پیرزن گفت من لازم بذار برم خونه دخترم چلو بخورم چاق بشم بعد میام منو بخور. و رسید خونه دختر و داماد عزیزش. بعد از مدتی مهمانی و خوشگذرانی تصمیم گرفت برگردد و کدوی بزرگ رو برداشت و توش رو خالی کرد خودش نشست توی مدو به دخترش گفت حالا قل بده و ول بده. قل خوران رسید به شیر گرسنه که منتظر پیرزن بود شیر گفت اهای کدو قلقله زن ندیدی پیرزن؟ کدو گفت والا ندیدم بلا ندیدم قلم بده ولم بده بزار برم که کار دارم و رفت و رسید به پلنگ اونم منتظر پیرزن بود و گفت کدو قلقه زن ندیدی پیر زن کدو گفت والا ندیدم بلا ندیدم قلم بده ولم بده ذار برم که کار دارم و رفت ورسید به گرگ گرسنه اونم گفت اهای کدو ندیدی پیرزن کدو گفت والا ندیدم بلا ندیدم قلم بده بزار برم اما گرگ صدای پیرزن رو شناخت و از به طرف کدورفته داخل کدو و پیرزن سریع از طرف دیگه بیرون اومد در کدورو پست و قلش داد رفت. و پیرزن اومد به خونه خودش
مجید فرهمندیان
۱۴۰۱/۱۰/۰۹
بسیار اقدام جالبی است آوردن قصه‌های اصیل ایرانی در کتابراه و از اون بهتر که این کتاب‌ها به صورت صوتی و رایگان در دسترس کودکان ما قرار می‌گیرند، داستان‌هایی که برای ما والدین هم می‌تونه خیلی خاطره انگیز باشه و روزهای کودکی مان را دوباره برایمان کمی زنده کند، کودک در این داستان می‌آموزد که در همه‌ی و موقعیت‌ها لازم نیست راست بگوید، با کمی زیرکی می‌توان از خطرناک‌ترین موقعیت‌ها با خونسردی گذر کرد، اما نکته‌ای که من ازش به شخصه خوشم نیومد این بود پیرزن هنوز حرکت نکرده به فکر شکمش هست فلان رو بپزید و بهمان را بپزید و فرهنگ مهمانی رفتن رو کلا زیر سوال برده این داستان، و کمی ادبیات به کار برده در بعضی جمله بندی‌ها جالب نبود مثلا پیرزنه و دخترشو به شوهر داده بود و …
علیرضا فریادرس
۱۴۰۵/۰۲/۲۶
داستانش در مورد یک دختر کوچولویی بود که می‌خواست برای مادر بزرگ مهربانش کلوچه بیاورد و این دختر کوچولو طی مسافتی بلند بالا برای مادر بزرگ مهربان و پیرش کلوچه‌ها را گرفت و وقتی میخواست برگردد دید که مادر بزرگش نیست و دید که آقا گرگه اُمده و برده که ناگهان دید مادربزرگش داخل یک کدوی غول پیکر است و و وقتی دیده مادربزرگش داخل کدو است سریع سوار کدو شده‌اند با مادربزرگش راهی شده‌اند و آقا گرگه هم به دنبال آن‌ها آمد این بخشی از داستان این کتاب بود، وقتی بخوانید اطلاعت بیشتری گیرتون میاد، واقعا پسرم این کتاب را دوست داشت و برای من هم خاطره انگیز بود خیلی متشکرم که این کتاب را در اختیار ما قرار داده اید.
اعظم شهبازی
۱۴۰۱/۰۴/۱۸
شروع داستان با این مضمون‌ که داستان دانه‌ی انسان است و... این تشبیه خیلی برای بچه‌ها جالبه و بعد به معرفی نویسنده می‌پردازه. راوی و صداپرادزها خیلی خوب ایفای نقش می‌کنن. داستان کدوی قلقله زن یکی از داستان‌های زیبا قدیمی به جا مانده از دوران کهنه. توی این داستان زیبا پیرزن برای تسلیم نشدن و خورده و نشدن توسط گرگ پلنگ و شیر، دست به ابتکار عمل جالبی می‌زنه و جون خودش را نجات میده. که خیلی ایده پردازی جالبی و بچه‌ها برای بازی هم خیلی دوستش دارن و هیچوقت قدیمی نمی‌شه از زمان ما تا حالا و بعد از ما
ناصر ناصر
۱۳۹۶/۰۸/۲۸
لطفا از اینگونه کتابها بیشتر بگذارید تا بچه هایمان با داستان‌ها و افسانه‌های ایرانی آشنا شوند.
سما جعفری
۱۴۰۳/۰۸/۲۰
این داستان قشنگ قدیمی، منو به کودکی‌ام برد. حتی هنوز نقاشی‌های زیبای کتابم رو به خاطر دارم. این داستان معروف، استفاده از هوش و شجاعت را در موقعیتهای حساس زندگی نشان میدهد و همچنین میگوید که لزوما همیشه هر کسی که زور بازوی بیشتری دارد، برنده نیست. ترکیب شعر و قصه به نظر من یک ترکیب برنده هست و داشته طرفداران بیشتری و کتاب را از یکنواختی خارج میکند. خیلی خوب است که بچه‌های امروز هم از داستانهای زمان کودکی بزرگترهاشون استفاده کنند. بدین گونه حرفهای مشترک بین والدین و فرزندانشان بیشتر شده و رابطه بهتری هم خواهند داشت.
hasan vafaee
۱۳۹۶/۰۸/۲۷
مرا به ۲۰ ۳۰ سال پیش برد.
لطفا باقی افسانه‌های کهن ایرانی را به صورت صوتی بگذارید
کیانا خلج
۱۴۰۵/۰۳/۱۹
نسخه ی صوتی «کدو قلقله زن» تجربه ای متفاوت از خواندن متن است. استفاده از لحن ها و تیپ سازی های مختلف برای شخصیت های پیرزن و حیوانات، جان تازه ای به این داستان فولکلور بخشیده است. ضرب آهنگ موسیقی سنتی و افکت های صوتی در این نسخه ها، فضای نوستالژیک و دلنشینی ایجاد می کند که برای کودکان بسیار جذاب و و گیراست. به طور کلی، اجرای صوتی این داستان، آن را به یک نمایش رادیویی شنیدنی تبدیل کرده که انتقال پیامِ «هوشمندی در برابر قدرت» را بسیار مؤثرتر سرگرم کننده تر کرده است.
یاسمن
۱۴۰۱/۱۱/۲۸
داستان خوبی بود بچه‌ها قصه‌های خیال انگیز رو دوست دارن. ولی بنظر من بهتره کلا توی همه‌ی کتابهای صوتی که برای کودکان هست اسامی و مشخصات و فلان رو بذارن آخر قصه بچه‌ها حوصله شون نمیکشه و اصلا ربطی به بچه‌ها نداره این اطلاعات، اگر برای اطلاع بزرگتر‌ها هست بهتره آخر داستان گفته بشه
اگرچه بهتر بود با و
پیرزن درایت تجربه‌ش این بحران رو رد کنه نه با حقه فک کنم میخواد بگه بعضی مشکلات فقط با دوز و کلک حل میشه؟!
ریحانه رضایی
۱۴۰۱/۰۱/۰۷
مرا به یاد ایام کودکی برد
همراهبا برادرم که کوچک ایت لحظه به لحظه داستان را گوش دادم
حس خوبی به این کتاب گرفتم 👍🏻🥲
اگر میخواهید خاطراتی از ان دوره زیبا
دوره‌ای که بی درد سر تر از الان مان است به یاد بیاورید سفارش میکنم حتما گوش کنید...
از نظرم بچه‌های امروزی هم باید خاطراتی از ان افسانه‌هایی که ما داشته ایم
بدانند
برای بچه هایتان یا کودکان اقوام ان را سفارش میکنم
Pejman Pirmoradi
۱۳۹۸/۰۶/۲۱
حداقل فهمى که کسانى که میخوان کار براى کودکان بکنند اینه که معرفى و روده درازى رو به پایان داستان موکول کنن چون بچه‌ها نه میفهمن چى میگید نه حوصله این همه اسامى رو دارن که براى چند دقیقه ناقابل پشت سر هم قطار کردید بگذریم که گرگ صداى شیر میده و پلنگ صداى موش و شیر صداى گرگ
zahrasharifi sharifi
۱۴۰۲/۰۱/۲۹
یک داستان بسیار زیبا و خاطره انگیز که میتونه به کودکان در عین سادگی داستانی زیبا و جالب رو بازگو کنه ممنونیم که این کتاب رو در اختیار شنونده و کودکان و نوجوانان قرار دادید... من واقعاً به گذشته سفرکردم به سالهای دیرین کودکی وقتی این داستان رو مادربزرگم برای من میخوند..... امیدوارم داستان‌های اصیل زیبایی مثل این جاشون رو به داستان‌های ابتدایی و بی معنی دوران حاضر بدن... سپاس از کتابراه
مشاهده همه نظرات 554

راهنمای مطالعه کتاب صوتی کدو قلقله زن

برای دریافت کتاب صوتی کدو قلقله زن و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟