کتاب صوتی به دنبال فلک، نوشته صمد بهرنگی، داستان مردی است که خود را از بدبختها و فلکزدههای روزگار میداند. به همین خاطر بههر دری میزند تا فلک را پیدا کند و مشکلش را به او بگوید، بلکه از این همه بدبختی خلاص شود.
به این ترتیب در این کتاب صوتی به دنبال فلک میشنویم که در بین راه چه اتفاقات جالبی برای او میافتد و او همچنان بهدنبال راهی میرود تا بلاخره از این وضعیت نجات پیدا کند غافل از آنکه...
در نیمههای داستان میشنویم که مرد به پادشاهی میرسد که در یک جنگ شکست خورده بود و در حال فرار بود. پادشاه تا چشمش افتاد به مرد گفت: آهای مرد، کجا میروی؟ مرد گفت: قربان، میروم فلک را پیدا کنم تا سرنوشتم را عوض کنم. پادشاه گفت: حالا که تو این راه را میروی از قول من هم به او بگو برای چه من در تمام جنگها شکست میخورم تا حال یک دفعه هم دشمنم را شکست ندادهام؟
بله























داستان، داستان خیلی جالبی بود، با قلم بسیار زیبای نویسنده در طول کمتر از ۸ دقیقه به ما ثابت شد که ما چقدر بی و توجه به فرصتهای زندگیمان از آنها عبور میکنیم به آنها هیچ توجهای نمیکنیم، و در آخر همهی بدبختیهای زندگی خود را به دوش سرنوشت میاندازیم و از زمین و زمان گله میکنیم!
مرد داستان سقف رویاها و آرزوهاش در حد پر کردن مخزن آب خودش بود و به بالاتر تر از آن فکر نمیکرد، به همین دلیل با آدمهای داستان دنبال نشد تا خودش رو توی داستان اونها به جهت کمک قرار بده و سرنوشت خوبی رو برای خودش رقم بزنه، و نهایتا هم در پایان با اعتماد کردن و تعریف کردن کل زندگی و سرنوشت خود به آدم نادرست و غلط (که اینجا سمبلاش گرگ بود!) این آدم از اعتمادش ضربه میخوره و کشته میشه! واقعا کتاب جالبی بود. پیشنهاد میکنم به جای کوش دادن به یه ترک موسیقی بی محتوا، به این داستان خیلی کوتاه گوش بدن دوستان. ممنون دوست عزیزم کتابراه☘️