کتاب صوتی مالنی اثر آندرئا پترلیک حوسینویچ داستان پسری بود به اسم مالنی که اون دور دورا به دور از دریای سکوت، تو شهر ناکجاآباد، جایی که ماه و خورشید کنار هم بودند زندگی میکرد.
خانهی مالنی بالای یک تپهی کوچیک وسط ناکجاآباد بود. همهی اهالی ناکجاآباد کلاههای بزرگ میذاشتند، اونا فکر میکردند کلاه بزرگ اونارو از دست شیطان ویچ که بالای شهر، داخل کوه تاریکی زندگی میکرد نجات میدهد. شیطان پیچ با حقه به شهر بادی وزید و تمام کلاهها را باد برد و همه طلسم شدند، شیطان وارد قلبشان شده بود و با هم نامهربان بودند و فقط مالنی بود که کلاهش هنوز روی سرش بود و طلسم نشده بود. مالنی تصمیم گرفت برود و تمامی کلاههای مردمانش را برگرداند.
بله



















