کناب فوق العده شیرین با صدای گویندهای قابل، شنیدنش رو به همه پیشنهاد میکنم، من در دوران بارداری این کتاب رو گوش دادم، نحوه صحبت مادر با کودکش برام خیلی شیرین بود، لحظه ب لحظه با کودش صحبت میکردو اتفاقات رو براش توضیح میداد، واقعا تحمل سختی یک مادر در دوران بارداری رو یاداور میشد، که حتی یک مادر ممکنه از فعالیتهای روز مره خودش هم بخاطر کودکش کنار بکشه،
لحظه لحظه حس مادری بود توی این کتاب
کتاب خوبیه. تمام احساسات متناقضی که یک زن در طول بارداری تجربه میکنه رو بیان میکنه و فکر کنم خوندنش برای آقایون خالی از لطف نباشه. فقط یک نقد داشتم به صدای گوینده و اون اینکه این اندازه از حزن و ناراحتی توی صدای زنی که تازه متوجه بارداری شده جالب نبود و حس غم رو القا میکرد در صورتی که هنوز اتفاق بدی نیافتاده.
با بعضی قسمتاش از جمله توصیف ناامیدی هاش از دنیا و آدماش همزادپنداری کردم؛ ولی به نظرم زیاده گویی داشت. قسمت آخر (دادگاه) جذاب بود که همه از دید خودشون این اتفاق رو تحلیل میکردن. از نظرمن برای یکبار خوندن بدنیست.
بسیار عالی بود، روزها و شبهایی که یک زن با بچش میگذرونه، زندگی که از لحظه مثبت شدن تست بارداری میگذرونن، و در بعد از دست دادن همه اون روزها و شبها، از دستت دادن بچهای که از نظر دیگران فقط یه جنینه، اما چه به روز اون زن میاد...
فوق العاده بود. به عنوان یک زن بچه دار شدن یکی از بزرگترین مسائل روحی عاطفی و جسمیه و دغدغههای عجیبی به همراه داره. اوریانا فالاچی هم در این کتاب از منظر خودش به نگرانیهای جالب توجهی اشاره کرده که بسیار شنیدنیه
توصیفها جذاب هستن ولی احساس ناامیدی در بیشتر قسمتها احساس میشه و کمتر به توصیف زیباییها پرداخته میشه یک بار خوندش خالی از لطف نیست به شرط اینکه خیلی تحت تاثیر تعریف هاش از ناملایمتهای زندگی قرار نگیریم
مادر نسبت به همه چیز بدبینه انگار افسردس و خواننده کتاب هم باهاش این حسو شریک میشه هرچند بعضی قسمت هاش واقعا حقیقتو میگفت ولی منفی بافیش هم خیلی زیاد بود خیلی جذبش نشدم
نثر نویسنده روان و ناراحت کننده بود، بیان خوبی ست از زبان مادرانی که ناخواسته باردار میشوند در حالی که هنوز پیش زمینهای برای پذیرش شرایط مادر بودن ندارند
لحظه لحظه حس مادری بود توی این کتاب