مردمی که کتاب نمیخوانند کم کم از انسانیت کناره گیری میکنند انسانیت اعتقاد به خوبیها نیست خود خوبی هاست چون اولی نظری است و دومی عملی و تا عمل در کار نباشد نظر را چه فایده است. استاد درویشیان فقر و تنگ دستی رو در قالب طنز تلخ و بسیار متناسب به گونهای که خودش لمس کرده و از زبان مردم پایین دست به تصویر کشیده و در فصل آخر این کتاب از چیزی سخن گفته که مردم در اوضاع کنونی با آن سر و کار دارند چه بسا که خواندن این کتاب چشم اقشار مرفه جامعه رو به حقایق زندگی مردم زحمت کش و اقشار فرودست جامعه باز کند. در کل قلم زیبای نویسنده به همراه صدای جناب دنیوی بر شیوایی و رسایی مطلب افزوده است.
حدود چهل سال پیش کتاب فصل نان را خوانده بودم خیلی دلم میخواست یکبار دیگر آن را مطالعه کنم و خاطراتم را یادآوری کنم خوشحالم که یکبار دیگر فصل نان را شنیدم البته بعضی از اصطلاحات کرمانشاهی را درست تلفظ نکرده بودند ولی مجموعا عالی بود
سلام خدمت دوستان
من این کتاب رو در سال 1360 خواندم برای لذت بردن بیشتر از این کتاب باید با اصطلاحات کرمانشاه اشنا باشید
این کتاب برای عزیزیان کرمانشاهی یک شیرینی خاصی دارد
چون از فرهنگ و اداب قدیم کرمانشاه میگوید
این کتاب و در نوجوانی خونده بودم با خوندن کتاب انگار به سن ۱۲ سالگی برگشتم یادخاطرات خودم افتادم. داستانها قشنگ و آموزنده بودند اما نویسنده بجز فصل نان و آبشوران کتابی ندارد واقعا حیف. باتشکر از راوی.
کاش این استاد بزرگ بیشتر مینوشت کاش.....
کتاب بخش کوچکی از زندگی مردمان نجیب و فقیر کرمانشاه رو روایت میکنه
باور کنید یا نه کرمانشاه عزیز هنوز مثل ۵۰ ۶۰ سال قبل هست و تک تک مکانها وجود دارن واقعیت دارن
چه قلم سحر آمیزی داره این نویسنده عزیز با خودم عهد کردم که اگر از نزدیک ایشان را ببینم یه گلهای ازشون بکنم و اون هم اینه که چرا اینقدر با فقر مینویسد در همهی آثارش وجود داره بارها اشکم را در آورده است
گوینده داستان خیلی بیمزه داستان را تعریف میکند واقعا حیف به آنهمه زحمت که نویسنده در نوشتن داستان متحمل شده. گوینده داستان باید خودش کرمانشاهی وبالحجه کرمانشاهی تعریف کنه واصطلاحات رو قشنگ عنوان کنه