قصههای آدمهای معمولی، آدمهای تنها و بیصدا... کتاب صوتی جای خالی و داستانهای دیگر اثر تکتم توسلی را با صدای پروین دشتی و جمعی از گویندگان حرفهای نشر صوتی ماه آوا بشنوید. این مجموعه داستان کوتاه، روایت آدمهایی است که شاید در زندگی روزمره بارها از کنارشان گذشته باشیم، بی آن که از رنجها، نیازها و چالشهای زندگیشان باخبر شویم.
دربارهی کتاب صوتی جای خالی و داستانهای دیگر
تکتم توسلی در کتاب صوتی جای خالی و داستانهای دیگر با تکیه بر قصه و روایت، لحظههایی حساس از زندگی شخصیتهای مختلف را به تصویر میکشد و نشان میدهد پشت رفتارها و موقعیتهای سادهی روزمره، چه احساسات و ناگفتنیهای عمیقی پنهان شده است. یکی از ویژگیهای برجستهی این مجموعه داستان کوتاه، استفاده از تکگویی، واگویههای درونی و دیالوگهای جزئینگر است؛ شیوهای که به داستانها حال و هوایی شنیداری و تصویری میدهد.
رئالیسم اجتماعی در کتاب صوتی جای خالی، بیش از هر چیز در انتخاب شخصیتها و موقعیتهای آشنایی دیده میشود که بخشی از زندگی واقعی جامعه را بازتاب میدهند. تکتم توسلی در این مجموعه داستان کوتاه به سراغ آدمهایی میرود که شاید در نگاه اول، زندگیشان چندان جالب توجه به نظر نرسد، اما جزئیات زندگی آنها از تنهایی، فقر عاطفی، نابرابری و نیاز به دیده شدن حکایت میکند.

جای خالی و داستانهای دیگر؛ قصههای آدمهای معمولی
در داستان «تمیز مثل برف» زندگی یک زن کارگر از خلال حرفهای بیوقفهاش در هنگام خانهتکانی روایت میشود؛ زنی که در میان تعریف کردن از کار و آدمهای اطرافش، ناخواسته بخشی از زندگی و گرفتاریهای خودش را نیز آشکار میکند. پروین دشتی، راوی این داستان کوتاه از مجموعهی جای خالی و داستانهای دیگر است و چه خوب توانسته لحن صمیمی و پرحرف شخصیت را اجرا کند؛ به نحوی که شنونده احساس میکند در همان فضای خانهتکانی، پای صحبتهای او نشسته است.
در داستان «چراغ سبز است»، کودک گلفروشی که در چهارراه کار میکند، تصویری از کودکی است که به جای تجربهی یک زندگی بیدغدغه، با واقعیتهای سخت جامعه روبهرو شده است. با گوش دادن به این کتاب صوتی، درمییابیم که رئالیسم اجتماعی، الزاماً با روایت فقر یا بحرانهای بزرگ شکل نمیگیرد؛ گاهی یک گفتگوی معمولی یا رفتار به ظاهر ساده میتواند مناسبات عاطفی و اجتماعی پنهان در یک زندگی را آشکار کند.
ادبیات زنانه تکتم توسلی؛ در آینهی روزمرگی
شخصیتپردازی تکتم توسلی در کتاب صوتی جای خالی و داستانهای دیگر، بیش از هر چیز بر دقتش در بازآفرینی لحن، واژگان و ویژگیهای اجتماعی شخصیتها استوار است. از کودک گلفروش سر چهارراه تا پیرزن باتجربه و نصیحتگر، همه با زبان و جزئیات رفتاری متناسب با موقعیت خود شکل گرفتهاند و همین امر به باورپذیری آنها کمک میکند. با این حال، تأکید فراوان بر تکگویی و روایتهای برشی باعث میشود برخی شخصیتها فرصت محدودی برای کنش و تحول پیدا کنند و بیشتر در قالب یک موقعیت یا تیپ اجتماعی باقی بمانند.
درونمایهی مشترک روایتهای این مجموعه داستان کوتاه، تنهایی، فاصلهی عاطفی و نشنیده ماندن انسانها در روابط است. شخصیتها در میان شلوغی شهر، خانواده، کار و روزمرگی، اغلب از یکدیگر دور افتادهاند و نیازهای عاطفیشان بیپاسخ مانده است. این رئالیسم اجتماعی در کتاب صوتی جای خالی تکتم توسلی، بیش از آن که به طرح مستقیم مسائل اجتماعی وابسته باشد، از دل تجربههای شخصی شخصیتها شکل میگیرد.
رئالیسم اجتماعی در قاب تصاویر ساده
پروین دشتی، امیررضا علیزاده، آتنا کریمی، زینب عباسی، شرگان انورزاده، امیر جانی، سپیده سلیمیان، ایمان اصفهانی و مریم اسماعیلی، گروه گویندگان این کتاب صوتی، با اجرای حرفهای خود، به شخصیتهای مجموعه هویت و لحن مستقل بخشیدهاند.
با خرید کتاب صوتی جای خالی و داستانهای دیگر نوشتهی تکتم توسلی، یکی از بهترین نمونههای ادبیات زنانه ایران را بشنوید و با جهان آدمهایی همراه شوید که رنجها، تنهاییها و ناگفتههایشان در هیاهوی زندگی روزمره پنهان مانده است. در ادبیات داستانی ایران نمونههای کمی از روایتهایی را میتوان یافت که به زندگی آدمهای معمولی میپردازند، تکتم توسلی با نگارش این مجموعه داستان کوتاه ثابت کرده است که در میان نویسندگان زن ایرانی، هنوز هم میتوان صداهای متفاوت را شنید و با جهان متفاوتی از تجربههای انسانی روبهرو شد.
کتاب صوتی جای خالی و داستانهای دیگر برای شما مناسب است اگر
- رئالیسم اجتماعی را در ادبیات داستانی میپسندید و دوست دارید روایتهایی از زندگی و مسائل پنهان در روابط انسانی را بشنوید.
- میخواهید یک مجموعه داستان کوتاه صوتی با زبان ساده و صمیمی را بشنوید؛ روایتهایی دربارهی تنهایی، رنجها، بلاتکلیفیها و به طور کلی، زندگی آدمهای معمولی.
- از مخاطبان جدی ادبیات داستانی ایران هستید و به ویژه آثار نویسندگان زن ایرانی را دنبال میکنید.
در بخشی از کتاب صوتی جای خالی و داستانهای دیگر میشنویم
پهن شدهای روی کاناپه و پاهایت از روی دسته آویزان است. کرختی از روی زانوهایت لیز میخورد تا انگشتها؛ تمام بدنت درد میکند. صدای ساعت دیواری مثل پتک میخورد توی سرت. دوباره صدایش بلند میشود. دلت میخواهد سرت را بکوبی به دیوار. ناله میکند، فحش میدهد، جوابش را نمیدهی. اگر تا خود صبح هم ناله کند، باز هم کاری به کارش نداری. لاغر، ضعیف، خمیده، مثل پارچهی نخنمای چروکیده؛ مثل یک رادیو که روی موج نمیافتد. تمام روز حرف میزند. حرف نمیزند، زاری میکند. کاش میخوابید؛ چرا امشب خوابش نمیبرد؟ بخواب! یه امشبو دست از سرم بردار. نمیتوانی؛ صدایت مثل همیشه توی گلویت میماند. از بس ترسویی. از بس احمقی. عمرت توی خانهی پدری سوخت و حرام شد. انگار تو فقط به دنیا آمدی که عصای دست باشی. کاش فقط عصا بودی.
بله





















