سفر به دنیای آدمهای تنها، حاشیهنشین و رنجدیده... کتاب صوتی قاصدک اثر سینان سولون را با صدای گرم مجید آقاکریمی بشنوید و با سه داستان روانشناسانه همراه شوید. نویسنده با آمیزهای از شعرگونگی و صمیمیت، جهانی ملموس اما خیالانگیز میسازد و با فضاسازیهای مالیخولیایی، از خیابانهای سرد و بارانخوردهی استانبول تا سکوت یک شهر کوچک ساحلی، مرز میان واقعیت و خیال را محو میکند.
دربارهی کتاب صوتی قاصدک
سینان سولون در کتاب صوتی قاصدک، با ترکیبی از رئالیسم اجتماعی، سورئالیسم و رئالیسم جادویی، خواننده را به جهان درونی شخصیتهایی میبرد که هر یک در نقطهای حساس از زندگی، با خود و جامعه درگیرند. در داستان اول با رفعت همراه میشویم؛ روشنفکری سرخورده و آسیبپذیر که زیر سنگینی خاطرات و شکستهای گذشته زندگی میکند.
رفعت ناگهان همه چیز را رها میکند و به دل شب و باران استانبول میزند. پرسههای او در خیابانهای خاموش و میخانههای غمزده، تصویری از بیگانگی و تنهایی انسانی است که میکوشد رنجهای درونی خود را زیر باران بشوید و برای لحظهای از گذشته فاصله بگیرد. قاصدک سینان سولون، یکی از بهترین کتابهای نشر ثالث است که رادیو گوشه با صدای دلنشین مجید آقاکریمی، آن را به یک اثر شنیداری درجه یک تبدیل کرده است.

مجموعه داستان قاصدک؛ روایت روزمره با چاشنی جادو
در داستان دوم این کتاب صوتی تحت عنوان پلیکان آبی، فضای شهری جای خود را به سکوت یک شهر کوچک ساحلی میدهد؛ در اینجا نعمان، شاگرد خجالتی و مأخوذ به حیای یک مغازهی کادوفروشی، با ورود موجودی غیرمنتظره، از یکنواختی زندگی بیرون کشیده میشود؛ پلیکان زخمیای به نام ماوی که گویی توانایی درک کردن و سخن گفتن دارد.
میان نعمان و این پرنده پیوندی عاطفی و عجیب شکل میگیرد؛ رابطهای که او را میان پذیرش یک احساس واقعی و ترس از سنتها، شغل و قضاوت بیرحمانهی دیگران سرگردان میکند. سینان سولون در این داستان با بهرهگیری از سبک رئالیسم جادویی، واقعیت و خیال را محو میکند و روایتی شاعرانه از عشق، ترس از متفاوت بودن و احساس تنهایی میسازد.
پلیکانی که حرف میزند؛ ادبیات سورئالیستی در اوج
در سومین داستان کتاب قاصدک نشر ثالث، با عدنان آشنا میشویم؛ جوانی سیساله و بیکار که رویای نویسنده شدن در سر دارد، اما زیر فشار تحقیرهای پدرانه و بیماری نادری که به آن گرفتار است، خود را انسانی شکستخورده و بیارزش میبیند. ماجرا زمانی رنگ ادبیات سورئالیسم به خود میگیرد که عدنان در روزنامه با آگهی عجیبی روبهرو میشود؛ در آن آگهی، او به جشن تولد سی سالگی خودش دعوت شده است!
عدنان در سالن مهمانی، با دهها نسخهی متفاوت از خودش روبهرو میشود که هر کدام از آنها نمادی از مسیرهای نرفته و انتخابهای متفاوت زندگی او هستند. سینان سولون در این کتاب صوتی با بهرهگیری از خودبازتابی و بازی با مرز میان نویسنده و شخصیت، روایتی دربارهی هویت، حسرت، انتخاب و قدرت آفرینش ادبی شکل میدهد.
داستان روانشناسانه با چاشنی راز و خیال
قاصدک یک مجموعه داستان خواندنی است که در آن احساس تنهایی، بیگانگی، عشق و میل به یافتن معنای زندگی دیده میشود. سینان سولون با نگاهی روانشناختی، شخصیتهایی را به تصویر میکشد که هر یک به شکلی با خود، گذشته و جهانی که در آن زندگی میکنند درگیرند.
ترکیب رئالیسم اجتماعی و عناصر رئالیسم جادویی، به داستانهای این کتاب صوتی، فضایی متفاوت بخشیده و خواننده را به جهانی پر از وهم و شگفتی میبرد؛ فضایی که در آن آشناییزدایی و خرق عادت، عناصر روزمره و تجربههای معمول انسانی را به موقعیتهایی غریب و خیالانگیز تبدیل میکنند و ذهن شنونده را به چالش میکشند.
تنهایی، هویت و حسرت در داستانهای قاصدک
اگر تجربهی انزوا، تردید میان ماندن و رفتن یا حسرت مسیرهای رفتهی زندگی را از سر گذراندهاید، خرید کتاب صوتی قاصدک نشر صوتی رادیو گوشه را به شما پیشنهاد میکنیم. ترجمهی روان رضا اهرابیان و روایتگری بینقص مجید آقاکریمی، لذت گوش دادن به این مجموعه داستان روانشناسانه را دوچندان کرده است.

کتاب صوتی قاصدک برای شما مناسب است اگر
- سبک رئالیسم جادویی را میپسندید و شیفتهی روایتهایی هستید که مرز میان واقعیت و خیال را محو میکنند.
- از طرفداران ادبیات سورئالیسم هستید و از تخیل، موقعیتهای نامتعارف و روایتهایی که قواعد معمول جهان را به چالش میکشند، لذت میبرید.
- میخواهید یکی از بهترین کتابهای نشر ثالث را با صدای یکی از بهترین هنرمندان ایرانی بشنوید.
در بخشی از کتاب صوتی قاصدک میشنویم
همهی کسانی که دنبال کار میگردند، این را میدانند که مناسبترین کارها در صفحات داخلی ضمایم کاریابی روزنامهها پیدا میشود. اعلانهای صفحات اول که پر است از کلمات زبان خارجی و سابقه و... ترجیحاً برای بیکارانی مثل ما نیست؛ بلکه برای افراد شاغلی است که دنبال شغلی با حقوق بیشتر هستند. با وجود این که روزها، تمام اعلانهای کوچک صفحات داخلی را زیرورو میکردم و تقریباً برای تمام اعلانها درخواست دادم و رزومه فرستادم، (در یک هفته برای صدودوازده اعلان درخواست داده بودم)، فقط دو شرکت برای مصاحبه دعوتم کرده بودند و جوابی که از بقیهشان گرفتم این بود: «ما با شما تماس میگیریم.»
اولین شرکتی که دعوتم کرد، یک شرکت بازاریابی بینالمللی بود. در اعلان دعوت به همکاری نوشته بود: «بازاریاب زیر سی سال با مدرک کارشناسی دانشگاه، دارای گواهینامهی پایهی دو، دارای روابط عمومی خوب». تمام این موارد من را تعریف میکرد.
بله
















